نورنیوز- گروه اقتصادی: حمیدرضا فرتوکزاده پژوهشگر حوزه توسعه صنعتی به کالبدشکافی ماهیت دلار پرداخت و تاکید کرد که برای درک صحیح این ارز باید آن را در دو چارچوب متفاوت مورد واکاوی قرار داد. وی معتقد است دلار صرفا یک واحد پول نیست بلکه یک موجودیت امنیتی و ستون فقرات نظم فعلی است.
کنفرانس برتون وودز (۱۹۴۴)
فرتوکزاده با اشاره به ریشههای تاریخی تسلط دلار نقطه آغاز را کنفرانس برتون وودز در سال ۱۹۴۴ میلادی دانست.
وی تشریح کرد که در اواخر جنگ جهانی دوم ایالات متحده نظامی را به متحدین تحمیل کرد که بر اساس آن تمامی تسویه حسابهای بینالمللی باید با دلار انجام میشد. در آن مقطع آمریکا با دریافت طلا از کشورها به ازای هر ۳۵ دلار تضمینی معادل یک اونس طلا را ارائه داد. در واقع دلار به عنوان یک اعتبار (Credit) با پشتوانه طلا در سطح جهان پذیرفته شد و آمریکا از این طریق به بزرگترین مالک ذخایر طلای جهان تبدیل گردید.
شوک نیکسون و نقض تعهدات (۱۹۷۰)
این پژوهشگر توسعه صنعتی در ادامه به تحولات دهه ۷۰ میلادی اشاره کرد و افزود: در دوران ریاست جمهوری ریچارد نیکسون ایالات متحده به طور یکجانبه از تعهدات برتون وودز خارج شد. در این مقطع که به شوک نیکسون معروف است، اعلام شد که دیگر دلارهای در دست کشورها با طلا معاوضه نخواهد شد و طلاهای دریافتی در تملک خزانه آمریکا باقی ماند. بدین ترتیب پیوند دلار و طلا گسسته شد اما جایگاه دلاری که پیشتر تثبیت شده بود حفظ گردید.
ظهور پترودلار و قرارداد نفت در برابر امنیت
بخش دیگری از تحلیل فرتوکزاده به شکلگیری مفهوم پترودلار اختصاص داشت. وی با اشاره به ریشههای این توافق در دیدارهای دیپلماتیک میان آمریکا و مقامات سعودی (که به سالهای پایانی دهه ۴۰ میلادی بازمیگردد) تصریح کرد که مبنای این توافق معامله نفت صرفا با واحد پول دلار در ازای تضمین امنیت حکومت سعودی توسط ایالات متحده بود.
چرخه بازگشت پترودلار
وی همچنین خاطرنشان کرد که در دهه ۱۹۷۰ میلادی مرحله جدیدی تحت عنوان بازگشت پترودلارها یا Petrodollar Recycling شکل گرفت. این سازوکار تضمین میکرد که دلارهای حاصل از فروش نفت مجددابه چرخه اقتصادی و سیستم مالی ایالات متحده بازگردد.
فرتوکزاده تاکید کرد که این زنجیره تاریخی و ساختاری دلار را در هسته مرکزی نظام سلطه و اردوگاه رقبای منطقهای و فرامنطقهای قرار داده است و ابزار اصلی آنها در تقابلهای کلان بینالمللی محسوب میشود.
تفاوتهای ساختاری در نبرد ارزی و چالشهای تولید ملی
حمیدرضا فرتوکزاده پژوهشگر توسعه صنعتی در ادامه بر ضرورت تفکیک میان دو لایه متفاوت در برخورد با مسئله دلار تاکید کرد. وی معتقد است که نباید نبرد کلان در سطح بینالمللی را با رفتار اقتصادی دلار در داخل مرزها اشتباه گرفت چرا که این خلط مبحث میتواند منجر به سردرگمی در سیاستگذاریها شود.
تفکیک فریم امنیتی از فریم رفتار اقتصادی
فرتوکزاده تشریح کرد که در سطح کلان نبردی میان نظمهای جهانی برای حفظ جوهر قدرت جریان دارد اما مسئله دوم که اهمیت حیاتی دارد تاثیر دلار برونزا بر پیکره اقتصاد ایران از اواخر دهه ۴۰ شمسی تاکنون است. او این پدیده را یک تهاجم رفتاری نامید که منجر به تسخیر ساختار اقتصادی شده است.
تبیین ترم دلار برونزا
این پژوهشگر با معرفی اصطلاح دلار برونزا (که در چارچوب مطالعاتی ایلاف تدوین شده) توضیح داد که این واژه لزوما بار امنیتی یا نظامی ندارد.
به گفته وی حتی اگر ما به جای دلار، یوان یا روبل دریافت کنیم چنانچه این ارز از طریق فروش مواد خام و نیمهخام (مانند متانول، اوره، شمش فولاد یا کاتد مس) به دست بیایدهمچنان برونزا محسوب میشود. ویژگی اصلی این ارز این است که خارج از فعل و انفعالات درونی اقتصاد و بدون درگیری جدی نیروی انسانی و پرداخت دستمزد واقعی تولید شده و بخش اعظم ارزش آن متعلق به منابع زیرزمینی و انرژی است.
دلار برونزا، فرصت توسعه یا تهدید تولید؟
فرتوکزاده با مرزبندی دقیق میان دیدگاه خود و دیگر منتقدان تاکید کرد که دلار به خودی خود شر مطلق نیست.
وی خاطرنشان کرد:ما نمیگوییم دلار بد است، بلکه میگوییم دلار برونزا باید طوری هدایت شود که به قابلیتهای پایه ملی آسیب نزند.
وی در توضیح این مطلب افزود:
جنبه منفی: اگر دلار برونزا صرف واردات قطعات منفصله (CKD) و مونتاژکاری (مثلادر صنعت لوازم خانگی یا یخچالسازی) شوداجازه عمق پیدا کردن به تولید ملی را نمیدهد و عملاتولید را سرکوب میکند.
جنبه مثبت: اگر از همین دلار برای سرمایهگذاری در زیرساختها، توسعه میدانهای نفتی و گازی یا احداث نیروگاهها استفاده شود این نه تنها بد نیست بلکه لازمه توسعه است و بدون آن پیشرفتهای دهههای اخیر ممکن نبود.
تمایز میان جنگ بااردوگاه دلار و خود دلار
این پژوهشگر توسعه صنعتی تاکید کرد که باید میان جنگ با اردوگاه و نظم دلاری در سطح جهانی و مدیریت اقتصادی دلار در داخل کشور تمایز قائل شد. او تصریح کرد که در فریم اول، مبارزه با یک نظام سلطه در جریان است، اما در فریم دوم، بحث بر سر نحوه استفاده از منابع ارزی برای تقویت یا تضعیف توانمندیهای داخلی است.
کالبدشکافی دلاریزه شدن اقتصاد ایران
حمیدرضا فرتوکزاده پژوهشگر توسعه صنعتی،در ادامه تحلیل خود از کارکردهای دلار در اقتصاد ایران به تشریح غفلتهای تاریخی و ساختاری پرداخت که منجر به آسیبپذیری تولید ملی شده است.
وی معتقد است دلار برونزا در داخل کشور دو کارکرد مخرب همزمان داشته است: تسخیر و شرطیسازی اقتصاد و جلوگیری از عمقیافتن تولید.
فرتوکزاده اشاره کرد که دلار برونزایی که حاصل فروش منابع است توسط دشمن به عنوان یک سلاح (Weapon) علیه خود ما به کار گرفته میشود.
وی نقطه عطف این رویکرد را تحریمهای جامع (CISADA) در سال ۲۰۱۰ (۱۳۸۹) دانست که آغازگر تحریمهای همهجانبه و هوشمند بود. به گفته وی وابستگی به این دلار باعث شد اقتصاد ایران نسبت به شوکهای بیرونی به شدت حساس وشرطی شود.
چرا صنایع دفاعی عمق پیدا کردند اما خودروسازی نه؟
این پژوهشگر با مقایسه تطبیقی میان صنایع مختلف یک پرسش کلیدی را مطرح کرد. وی تشریح کرد که در صنایع دفاعی و نظامی به دلیل تدبیر مقام معظم رهبری و تاکید بر درونزا بودن، تولید به عمق رسیده است، چرا که در این حوزه دلار برونزا حریف تولید نشد. اما در مقابل صنایعی نظیر خودرو، لوازم خانگی، پوشاک و مبلمان به دلیل دسترسی آسان به دلار برونزا، به جای تعمیق تولید به سمت مونتاژکاری و واردات قطعات (CKD) سوق پیدا کردند و از مسیر اصلی توسعه بازماندند.
غفلت از ایجاد چارچوب زنجیره بسته در همکاریهای خودرویی ایران و چین
علیرضا فرتوکزاده وضعیت تراز ارزی و زنجیره تامین خودروسازان داخلی، بر لزوم تفکیک حساب تولیدکنندگان بزرگ از مونتاژکاران (CKDکارها) تاکید کرد و گفت : با اشاره به اینکه حساب صنعت خودرو یعنی ایرانخودرو و سایپا از CKDکارها جداست و نیاز به بحث مستقلی دارد.
وی تصریح کرد: زنجیرههای تامین داخلی صنعت خودرو که محصولاتی مانند رانا، تارا، شاهین و کوییک عرضه کرده است، میتوانستند صادراتی شونداما باز بودن چرخه (open loop) وضعیت تجارت خارجی کشور، مانع از جدیت برای ایجاد تراز ارزی در صنعت خودرو شده است.
وی در ادامه به تجربههای گذشته اشاره کرد و افزود: قرارداد ال ۹۰ گام خوبی برای بستن چرخه (closed loop) صنعت خودرو بود که با تحریم آمریکاییها متوقف شد.
فرتوکزاده خاطرنشان کرد: این امکان وجود داشت که در سفر آقای شی جین پینگ، یک چارچوب چرخه بسته برای ارتقای صنعت خودرو کشور و وصل کردن زنجیره تامین خودرو کشور به خودروسازهای چینی بسازیم که این موضوع مورد غفلت قرار گرفت.
وضعیت موجود (چرخه باز): صنایع منبعمحور (نفت، گاز، پتروشیمیهای بالادستی مثل متانول، و صنایع معدنی مثل فولاد و کاتد مس) دلار وارد کشور میکنند. این دلار که با کمترین درگیریِ نیروی انسانی به دست آمده در اختیار سایر صنایع قرار میگیرد. این امر باعث میشود تولیدکننده داخلی (مثلا در حوزه کفش، کیف یا تجهیزات پزشکی) انگیزهای برای صادرات و ارزآوری نداشته باشد و صرفاً به مصرفکننده دلار منابع تبدیل شود.
وضعیت مطلوب (چرخه بسته): در یک اقتصاد پویاهر صنعت باید کلوز لوپ باشد، یعنی خودش صادرات کند، ارز مورد نیاز خود را تامین نماید و دوباره تولید کند. صنعتی که نتواند ارز خود را تامین کند، یک صنعت وابسته باقی میماند.
رگولاتوری شکستخورده، از عالیخانی تا عصر حاضر
فرتوکزاده با گریزی تاریخی به دهه ۴۰ خاطرنشان کرد که علینقی عالیخانی تلاش داشت با رگولاتوری هوشمند مانع آسیب زدن دلار برونزا به تولید ملی شود، اما ایستادگی او در سال ۱۳۴۸ منجر به اخراجش توسط محمدرضا پهلوی شد.
وی تاکید کرد که ایران در سال ۱۳۸۵ نیز با جهش درآمدهای نفتی دوباره به همین بلا مبتلا شد و اقتصاد کشور به شدت اوپن لوپ گردید که نتیجه آن ایجاد تقاضای بیپایان برای دلار در بدنه اقتصاد بود.
وی در نهایت هشدار داد که بدون تغییر این ساختار و حرکت به سمت صنایع ارزآور و درونزا، شعارهای مرسوم درباره دلارزدایی راه به جایی نخواهد برد.
تله بهشت نقد و امتناع از آرایش صادراتی
حمیدرضا فرتوکزاده پژوهشگر توسعه صنعتی در ادامه به نقد صریح ساختار صنایع مصرفکننده ارز در ایران پرداخت و با مقایسه الگوهای موفق منطقهای از ریشههای عدم تمایل صنایع داخلی به عمقبخشی و صادرات پرده برداشت.
الگوی چرخه بسته، تجربه شرکتهای پیشرو منطقه
فرتوکزاده با مثال زدن از برندهای موفقی نظیر السی وایکیکی و آرچلیک، آنها را شرکتهایی کلوزلوپ (چرخه بسته) نامید.
وی تشریح کرد: این شرکتها منتظر نمیمانند تا بخش معدنی یا نفت کشورشان قیر و مواد خام صادر کند تا آنها با ارز حاصل از آن، قطعه وارد و مونتاژ کنند. آنها خودشان ارز مورد نیازشان را از طریق صادرات محصول نهایی تأمین میکنند.
بهشت نقد و فرار از بازار جهانی
وی معتقد است در دسترس بودن دلار برونزا (حاصل از فروش متانول، قیر، اوره و فولاد)، صنایع ما را به نوعی تنبلی ساختاری دچار کرده است. فرتوکزاده با استناد به این بیت حافظ که من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم افزود: وقتی تولیدکننده میتواند در صف ارز دولتی بایستد و دلار حاصل از منابع را بگیرد چرا باید سختیهای بازاریابی در بازارهای دشواری مثل روسیه یا آسیای مرکزی را به جان بخرد؟ این دسترسی آسان هم عمق تولید و هم آرایش صادراتی را در نطفه خفه کرده است.
ضرورت تفکیک دو لحن و دو فریم در تحلیل دلار
این پژوهشگر تاکید ویژهای بر مرزبندی میان دو نوع مواجهه با دلار داشت:
فریم اول (جنگ سخت و شناختی): در این لایه دلار ابزار ارتشها، سرویسهای امنیتی و رسانههای معاند برای محاصره شناختی، سربازگیری از میان جوانان و عملیات ترور است. این یک جنگ تمامعیار اطلاعاتی و امنیتی است که در آن از دلار به عنوان بمب استفاده میشود.
فریم دوم (ساختار اقتصادی): در این لایه بحث بر سر عدم انطباق ساختار اقتصادی ایران با شرایط جنگی است. فرتوکزاده گلایه دارد که حتی اگر ارز دریافتی ما یوان باشد و خطر سلاحسازی (Weaponization) توسط دشمن را نداشته باشد باز هم به دلیل برونزا بودن، همان آسیبهای ساختاری (تبدیل صنعت به چرخه باز و مصرفکننده منابع) را به همراه خواهد داشت.
محاصره شناختی و غفلت از ساختار
فرتوکزاده در پایان اشاره کرد که نبرد با دلار تنها در میدان جنگ سخت نیست بلکه یک محاصره شناختی نیز در جریان است.
وی تاکید کرد که نباید اجازه داد جذابیتهای کاذب دلار برونزا مانع از درک حقیقت تلخ اوپن لوپ بودن اقتصاد ما شود، چرا که این ساختار بیش از هر عامل خارجی مانع شکوفایی قابلیتهای پایه ملی شده است.
صفحه اقتصاد