نورنیوز-گروه سیاسی: خامنهای که بود؟ سؤال ساده است و پاسخ آن بسیار صعب و پیچیده. مگر میشود دهها سال جُهد خالصانه و اندیشمندانه و موفق را در سطوری و کلامی گنجاند؟ قرآن کریم درباره بسیاری از پیامبران سخن گفته است اما سخن گفتن آن درباره حضرت محمد و حضرت ابراهیم صلوات الله علیهما سنخ دیگری است. درباره پیامبر اعظم میفرماید چنان بود که در راه هدایت خلق جان خود را به میدان آورده بود و درباره ابراهیم خلیل سخن را به اوج میرساند و او را امت خطاب میکند. خمینی وخامنهای البته پیامبر نبودند و این قلم نمیخواهد حدود را نادیده بگیرد اما در بین نواب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از آغاز تا امروز، بیتردید در بلندترین نقطه نشسته بودند. چرا که ایجاد حکومتی دینی که نتیجه آن هدایت عام مردم و لذا بزرگترین مصداق امر به معروف است، اصلیترین ماموریت پیامبران الهی بوده است و تحقق این بزرگترین مصداق، کاری پیامبرانه است.
نتایج کار امام خمینی و امام خامنهای به همان اندازه که عظیم است، با ابتلائات و امتحانهای عظیم نیز در هم تنیده است. بیشترین توصیفات قرآن از پیامبران به حضرت مصطفی و حضرت خلیل تعلق گرفته است کما اینکه بزرگترین ابتلائات هم بر این دو وارد شده است. از این رو انواع ابتلائات امامین انقلاب خود گواهی بر عظمت قدر و بزرگی موفقیت آنان است.
شهادت امام خامنهای به دست اشقی الاشقیاء آن هم در جنگی با این درجه از حساسیت و اهمیت، اندازه بزرگی این شخصیت را نشان میدهد. جنگ سنگین توامان استکبار و صهیونیسم و عوامل آنها علیه انقلاب راه افتاده است و در طلیعه آن رهبر بزرگوار به شهادت رسیده است. حسب محاسبات مادی که دشمن با آن به حساب و کتاب باطل نشسته و به جنگ دست زده است، امت با شهادت امام باید پراکنده میشد کما اینکه تاریخ جز این را نشان نمیدهد اما امروز با وجود چنین شهادتی، امت اگر چه شدیدا در حسرت دیداری دوباره با خامنهای بزرگ میسوزد اما همان جلوهای پیدا کرده که امام شهیدش او را به آن فرا خوانده است. این یک بار دیگر بزرگی خامنهای را به ما گوشزد میکند. او امت را جوری تربیت کرده است که خود امام باشد و راه خویش را دقیق بشناسد. همانطور که قرآن کریم فرموده است کنتم خیرُ امتِ اُخرجت للناس.
کجا ما در عصر پیامبران چنین چیزی دیده شده است؟ این آیا از عنایتی خاص به این دو امام در عصر غیبت خبر نمیدهد؟
با این بحث وارد موضوع جنگ شویم. دشمنان اسلام چندین سال است برای تغییر خاورمیانه خمینی و خامنهای دست به هر کاری زدهاند. این ماجرائی ده ساله و بیست ساله هم نیست از آغاز انقلاب بوده است. موشه دایان در روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی طی نامهای خطاب به مناخم بگین نخستوزیر وقت رژیم غاصب مینویسد بحث با اعراب و توافق با آنان و مهار آنان را رها کنید، پیروزی انقلاب ایران خطری عظیم پدید آورده و خلاصی از آن کار بسیار دشواری است. این خط از آن زمان شروع شده و در امتداد آن به جنگهای جرج بوش علیه منطقه رسیده و امروز همین حرف از دهان ترامپ و نتانیاهو بیرون میآید. مسئله همان مسئله اول انقلاب و اعلام خطر دایان است، جبهه همان جبهه و طرفین هم همانها هستند، هدف گذاری و حتی تاکتیکها هم همان است.
بگین در پاسخ به اعلام خطر دایان با نیروی نظامی- ترکیب حملات هوائی و زمینی- به لبنان حمله کرد هنوز حزباللهی هم در کار نبود. کما اینکه کمی پیش از آن رژیم صدام حسین را باتانک و طیاره به جان ایران انداخته بودند. بعد هم که بوش پدر در سال ۱۳۶۹می خواست خاورمیانهای نو- با شعار نظم نوین جهانی- بسازد باز از قوای نظامی علیه عراق استفاده کرد. بعد که بوش پسر سر کار آمد باز با قوای نظامی و لشکر کشی و زیر پا گذاشتن همه قواعد اخلاقی، انسانی و حقوقی در صدد تغییر خاورمیانه برآمد و آشکارا هم از آن سخن گفت. حالا هم حرف ترامپ و نتانیاهو با حرفهایی که از دایان تا بوش زده شده مو نمیزند. حرف همان، مقصد همان، ابزار همان و نتیجه هم همان.
البته الان یک تفاوت اساسی با گذشته از حیث امکان آنچه آرزو میشود وجود دارد. دایان آن روز در نامه به بگین از خطری بسیار بزرگ برای اسرائیل و غرب صحبت کرد، آن خطر بالفعل و در شُرف وقوع بود حالا آن خطر بالفعل و امری واقع است. آمریکا و رژیم اسرائیل با همراهی عوامل آنها، تا پیش از این برای غلبه بر امری در شرف وقوع، جنگها به راه انداخته و در عین حال بارها به شکست خود اعتراف کردهاند. الان آنان با همان مقدورات به تکرار راهی طی شده و شکست خورده روی آوردهاند. پیشبینی اینکه آنان در این مصاف جدید دوباره شکست خواهند خورد، هوش فوقالعادهای نمیخواهد از این رو در غرب هیچکس باور ندارد اسرائیلی که هنوز در مصافی نیمه کاره با حزبالله در لبنان و با مقاومت فلسطین در غزه است، بتواند حریف قدرتی در اندازه ایران شود.
این مصاف البته یک تفاوت مهم با مصافهای پیشین آمریکا و رژیم غاصب دارد و آن خروجی این جنگ است. خروجی جنگهای قبلی آنان شکست عملیاتی بود و جنبه صرف نظامی داشت و این احتمال وجود داشت که آنان به مرور بر شکست خود غلبه کرده و مسیر را به نفع خویش تغییر دهند. اما مصاف فعلی مصافی است که سرنوشت آمریکا به آن گره خورده است. ترامپ در عمل نشان داده اولویت او بقاء رژیم جعلی اسرائیل است و در این راه همه ظرفیت آمریکا و عوامل منطقهای آن را پای کار آورده است. وضعیت اسرائیل الان چگونه است؟ نتانیاهو با صدای بلند گفته است بقاء اسرائیل در گرو تغییر خاورمیانه است خب این یعنی ادامه خاورمیانه فعلی مرگ قریبالوقوع اسرائیل را در پی میآورد. ترامپ با پذیرش این معادله، به نفع اسرائیل وارد جنگ با جمهوری اسلامی شده است. پس به باور آمریکا و اسرائیل نتیجه این جنگ سرنوشت اسرائیل را رقم میزند و از آنجا که آمریکا احمقانه، سرنوشت خود در منطقه را به سرنوشت اسرائیل گره زده است، نتیجه این جنگ، سرنوشت آمریکا را هم رقم میزند.
بدیهی است که هر جنگی دو طرف دارد و پیروزی و شکست در جنگ برای هر دو طرف مطرح است پس تا اینجای کار ترامپ و نتانیاهو همه دارایی خود را پای میز قماری آوردهاند که یکی از دو احتمال آن شکست آمریکا و اسرائیل خواهد بود و حال آنکه پیش از آنکه با ایران درگیر شوند در وضعیت قمار سرنوشت نبودند. از سوی دیگر آنان ایران را هم در وضعیتی گذاشتهاند که ناچار است راهبرد جنگی خود را بر مبنای دستیابی قطعی به پیروزی تنظیم کند و این دقیقا» در توان ایران هست. گواه آن این است که دشمنان در جنگهای قبلی شکست خوردهاند و ایران در جنگهای قبلی پیروز شده است.
ایران البته به هیچ وجه خود را در شرایط فروپاشی نظامی و یا در معرض تجزیه شدن و یا شکست خوردن در جنگ نمیبیند. گواه آن این است که توامان هم در جنگ با قدرت ظاهر شده و هم مرزهای خود را با قدرت کنترل کرده و هم در داخل مرزها با اجتماعات عظیم هر روزه مردمی مجال فتنه انگیزی را از دشمن گرفته است. به میزانی که آمریکا و رژیم اسرائیل با حدس و گمان غلبه سرنوشت خود را به قمار سپردهاند، جمهوری اسلامی با تکیه بر عنایات الهی و با اعتقاد قاطع به پیروزی بزرگ خود، صحنه جنگ را با طمأنینهای مثال زدنی اداره میکند.
کیهان