نورنیوز-گروه اقتصادی: بسته شدن تنگه هرمز در نتیجه حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازار جهانی انرژی را به شدت متلاطم کرده و راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت بازار انرژی که شامل آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، کاهش تحریمهای روسیه و اسکورت نفتکشهای دریایی بوده است نیز تنها اقدامات موقتی محسوب شدهاند.
در حالی که قیمت نفت بار دیگر از 100 دلار گذشته است، تا کنون به مشکل اساسی یعنی جنگی بدون هدف ثابت، بدون ائتلاف و شریکی در رژیم صهیونیستی که اهداف جنگی آن بسیار فراتر از تعهدات علنی واشنگتن است، پرداخته نشده است. به این ترتیب، ادامه جنگ بدون هدف و پایان مشخص، هر هفته تورم بیشتری را از طریق زنجیرههای تأمین انرژی، گاز طبیعی مایع، کود و مواد غذایی به اقتصاد جهانی تحمیل میکند.
وقتی تجارت جهانی نفت متوقف میشود!
برای توضیح اثر وضعیت فعلی در خلیج فارس بر اقتصاد جهانی، توجه به ابعاد تنگه هرمز ضروری است. عرض این تنگه در باریکترین نقطه ۲۱ مایل دریایی است و بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز، معادل یک پنجم مصرف جهانی نفت و یک چهارم کل نفت معامله شده از طریق دریا، از این مسیر عبور میکند.
همچنین سهم قابل توجهی از LNG جهانی و یک سوم صادرات کود دریایی جهان از این مسیر حمل میشود؛ بنابراین تنگه هرمز تنها یک مسیر نفتی نیست بلکه نقش حیاتی در اقتصاد جهانی غذا و انرژی ایفا میکند.
قبل از ۲۸ فوریه، به طور متوسط روزانه ۱۳۸ کشتی از تنگه عبور میکردند، اما اکنون این تعداد به حدود دو کشتی کاهش یافته است. در این بین، حذف پوشش بیمههای خطر جنگ نیز قابل ملاحظه بوده است. بدون بیمه، هیچ کشتیداری حاضر به عبور از این منطقه نمیشود. در نتیجه، ۱۵۰ نفتکش در آبهای آزاد خلیج فارس لنگر انداختهاند و ۱۴۷ کشتی کانتینری در خلیج فارس گیر کردهاند و تمامی خطوط اصلی کانتینری از جمله مرسک، CMA CGM، هاپاگ-لوید و MSC عملیات خود را متوقف کردهاند. گلدمن ساکس تخمین میزند که ترافیک نفتکشها تقریباً ۹۰ درصد کاهش یافته و به طور موقت حدود ۱۸ درصد از عرضه جهانی نفت از بازار خارج شده است.
ناتوانی خطوط لوله برای انتقال نفت مورد نیاز بازار جهانی
از سوی دیگر، گزینههای جایگزین خطوط لوله، مانند خط لوله شرق-غرب آرامکوی عربستان و خط لوله فجیره امارات متحده عربی، مجموعاً ظرفیت حدود ۴.۷ میلیون بشکه در روز را دارند. اما از ۷.۲ میلیون بشکه صادرات عربستان در فوریه، ۶.۳۸ میلیون بشکه به تنگه هرمز وابسته بوده است!
بر اساس برآورد گاوکال ریسرچ، صادرکنندگان خلیج فارس میتوانند حداکثر ۳.۵ میلیون بشکه در روز را به ترمینالهای خارج از تنگه هدایت کنند، بنابراین همچنان کمبود خالص حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز وجود دارد. برای درک ابعاد این کمبود، باید گفت که کل تولید روزانه نفت روسیه حدود ۱۰ میلیون بشکه است، بنابراین وضعیت کنونی معادل حذف تولید نفت یک کشور بزرگ از بازار جهانی است.
حذف غیرقابل جبرانLNG قطر از بازار جهانی
توقف تولید LNG قطر، همراه با بسته شدن تنگه هرمز، تقریباً ۲۰ درصد از عرضه جهانی LNG را از بازار حذف کرده است. آسیا به دلیل وابستگی به LNG قطر ابتدا آسیب میبیند، اما اروپا نیز شوک ثانویه را تجربه میکند، زیرا خریداران آسیایی برای هر محموله موجود از خریداران اروپایی پیشی میگیرند.
اختلاف قیمت JKM-TTF که پریمیوم گاز آسیا نسبت به اروپا را اندازهگیری میکند، به بالاترین حد خود در چند سال اخیر رسیده و نرخ حمل و نقل LNG بزرگترین جهش یک روزه را ثبت کرده است. زیرساختهای صادرات LNG ایالات متحده نیز هماکنون با ظرفیت کامل کار میکنند، بنابراین هیچ توانایی اضافی برای جبران کمبود ۲۰ درصدی وجود ندارد.
اقتصاد جهانی در انتظار شوک تورمی
صندوق بینالمللی پول فرمولی برای سنجش تأثیر شوکهای قیمت نفت بر اقتصادها ارائه کرده است؛ به این ترتیب که هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت معادل ۰.۴ درصد افزایش تورم و ۰.۱۵ درصد کاهش رشد اقتصادی است. قیمت نفت در حال حاضر حدود ۱۷ درصد بالاتر از سطح پیش از جنگ است، پس از آنکه برای مدت کوتاهی ۵۰ درصد افزایش یافته بود. این نشان میدهد که سیستم اقتصادی تقریباً ۰.۶۸ واحد تورم اضافی را تجربه کرده است و در صورت ادامه اختلال، این مقدار یک کف است، نه سقف!
قیمت بنزین در بالاترین سطح خود در دوران ترامپ
WTI بزرگترین افزایش هفتگی خود در کل تاریخ معاملات آتی نفت از سال ۱۹۸۳ را ثبت کرده و دیزل در یک جلسه ۱۷ درصد افزایش یافته است. میانگین قیمت ملی بنزین در آمریکا به ۳.۲۶۲ دلار در هر گالن رسیده که بالاترین رکورد در دورههای ریاست جمهوری ترامپ است و تعداد ایالتهایی که قیمت بنزین بالای ۳ دلار دارند، ظرف کمتر از یک هفته از ۸ به ۳۳ ایالت افزایش یافته است!
حرکت به سوی رکود اقتصادی در جهان
تاثیر افزایش قیمت نفت، تنها به رشد قیمت بنزین و سوخت محدود نمیماند. قیمت مواد غذایی با تأخیر 6 تا هشت هفتهای از قیمت انرژی پیروی میکند؛ کود برای کشاورزی، دیزل برای حمل و نقل، پلاستیک برای بستهبندی و یخچال برای نگهداری، همگی تحت تأثیر روند انرژی قرار دارند. ترس از رکود تورمی دیگر یک تحلیل حاشیهای نیست؛ هر شوک نفتی مهم از سال ۱۹۷۳ با نوعی رکود جهانی همراه بوده است.
راهکارهای بیاثر در مدیریت بازار انرژی
راهکارهای ارائه شده، مانند آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، تنها زمان میخرند و به مشکل اصلی پاسخ نمیدهند. ذخیره استراتژیک نفت ایالات متحده در حال حاضر ۴۱۵.۴ میلیون بشکه است که معادل حدود ۲۰ روز مصرف عادی و تقریباً ۳۱۰ میلیون بشکه کمتر از ظرفیت کامل است.
آژانس بینالمللی انرژی با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ۱.۲۴ میلیارد بشکه ذخایر اضطراری خود، بزرگترین آزادسازی تاریخ را انجام داد. با این حال، این اقدام تأثیر قابل توجهی بر قیمتها نداشت زیرا تنگه هرمز همچنان محل مناقشه است.
برنامه اسکورت نفتکشها نیز تأثیر محدودی دارد، زیرا روزانه بیش از صد کشتی از تنگه هرمز عبور میکنند و ایران عملیات مینگذاری دریایی را آغاز کرده است که میتواند محاصره مؤثر را هفتهها پس از هر آتشبس ادامه دهد. ایران هنوز ۸۰ تا ۹۰ درصد از شناورهای مینگذار خود را در اختیار دارد و میتواند صدها مین دیگر مستقر کند. در چنین شرایطی، اسکورت یک نفتکش تأثیر قابل توجهی بر عرضه نخواهد داشت.
تقویت روسیه در بازار انرژی
در این بین، ایده کاهش تحریمهای روسیه عمدتاً جنبه نمایشی دارد؛ روسیه روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت تولید میکند و بخشی از آن همچنان تحت فشار غرب است، اما حتی آزادسازی بخشی از این مقدار نیز قیمتها را تغییر خواهد داد.
در حال حاضر، روسیه بیشترین سود را مستقیم از افزایش شدید قیمت سوختهای فسیلی میبرد. بودجه دولتی روسیه حدود ۷۰ تا ۸۰ دلار در هر بشکه به نقطه سربهسر میرسد و قیمتها اکنون بسیار بالاتر است. به این ترتیب، جنگی که آغاز شد، کشوری که چهار سال است تحت تحریم است را غنی میکند و اکنون آمریکا در حال بررسی کاهش تحریمها برای کمک به کنترل آشفتگی است.
در این بین، اوپک پلاس در آوریل تولید خود را تنها ۲۰۶ هزار بشکه در روز افزایش داد که با توجه به اختلال در تنگه هرمز، عددی نمادین محسوب میشود. معاملهگران بر این باورند که قیمت نفت بیشتر به توانایی انتقال فیزیکی نفت از خلیج فارس وابسته است تا تصمیمات سهمیهبندی.
فشار هزینه جنگ با ایران به اقتصاد آمریکا
برآوردهای محافظهکارانه منابع کنگره آمریکا نشان میدهد، افزون بر فشار بودجه فدرال، هزینه جنگ علیه ایران روزانه تقریباً یک میلیارد دلار است. در این بین، بیش از ۴۳ هزار شهروند آمریکایی توسط پروازهای وزارت امور خارجه از خاورمیانه تخلیه شدهاند که بهمعنای افزایش هزینههای جنگ است.
از سوی دیگر اهداف جنگ مدام تغییر کردهاند و این تغییرات در اهداف باعث افزایش عدم قطعیت بازار و تأثیر مستقیم بر قیمت نفت و بنزین میشود.
همچنین همکاری با رژیم صهیونیستی پیچیدگیهای بیشتری را برای آمریکا ایجاد کرده است. اهداف جنگی این ائتلاف در حال واگرایی هستند و موضع آمریکا ضعیفتر شده است. نتانیاهو اهداف منطقهای فراتر از برنامه هستهای ایران را دنبال میکند و این جنگ طولانیتر از آن چیزی است که ترامپ توصیف کرده است. به عنوان نمونه، حملات رژیم صهیونیستی به زیرساختهای انرژی ایران که در ادامه، ایالات متحده خواستار توقف این حملات بدون تأیید واشنگتن شد.
به گزارش اویلپرایس، ایران در سالهای ۲۰۲۴-۲۰۲۵ بین ۴۶ تا ۶۵ میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرده است و حتی با تنگهای درگیر و تحت مناقشه، توانسته هزینههایی را به اقتصاد جهان تحمیل کند که بسیار فراتر از هزینههای خود ایران است!
افزایش هزینه زندگی برای آمریکاییها
در این بین، مخالفان جنگ عموما تاریخچه جنگ با ویتنام را یادآوری و نسبت به تکرار آن تجربه در جنگ آمریکا علیه ایران هشدار میدهند. ایالات متحده تا سال ۱۹۶۷ سه برابر تناژ بمب مصرف شده در جنگ جهانی دوم را بر ویتنام شمالی ریخت، اما در نهایت جنگ را باخت. عرصه تعیینکننده تنها میدان جنگ نیست، بلکه سیاست و درگیری رو به گسترش، بدون نقطه پایانی مشخص است.
طبق اعلام کاخ سفید، ایالات متحده طی 12 روز گذشته بیش از ۵۰۰۰ هدف در ایران را هدف قرار داده است و ایران در چهلمین موج حملات تلافیجویانه خود قرار دارد. بررسی منطق آغاز جنگ نیز همچنان ادامه دارد.
این شرایط برای زندگی شهروندان آمریکایی به معنای هزینه روزانه بیش از یک میلیارد دلار، افزایش قیمت نفت تا 120 دلار در هر بشکه، بالاترین قیمت بنزین در دوره ریاست جمهوری ترامپ و افزایش ۱۷ درصدی گازوئیل است. طبق فرمول صندوق بینالمللی پول، تورم اضافی ۰.۶۸ واحدی قفل شده و ادامه اختلال میتواند این مقدار را افزایش دهد.
تاریخچه شوکهای نفتی نشان میدهد که شوک ۱۹۷۳ رکودی ۱۶ ماهه ایجاد کرد و شوک ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹ به تورم دو رقمی و افزایش نرخ بهره تا ۲۰ درصد منجر شد. با توجه به بدهی فدرال ۳۸ تریلیون دلاری و نرخ بهره فعلی، اقتصاد آمریکا برای مقابله با چنین اختلالاتی آماده نیست.
ترامپ در ۲۰۲۴ عمدتاً به دلیل نارضایتی مردم از تورم دوباره انتخاب شد، با وعده کاهش قیمتها، جلوگیری از جنگهای طولانی و ارائه انرژی ارزان. با این حال، تنگه هرمز مینگذاری شده، اهداف جنگ روزانه تغییر میکنند، توییتها حذف میشوند و معاملهگران از اختلاف بین دادهها و اطلاعرسانی رسمی سود میبرند. بقیه مردم همچنان بار اقتصادی این وضعیت را تحمل میکنند.