×
سیاسی
شناسه خبر : 300657
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1404/12/20 ساعت 12:51
علی شمخانی؛ فرمانده‌ای که با غیرت، تاریخ را رقم زد

محمد مهدی بهداروند:

علی شمخانی؛ فرمانده‌ای که با غیرت، تاریخ را رقم زد

علی آقای شمخانی برادر بی پیرایه وخالص سلام.، نوشتن برای وداع با تو بسیار دشوار است و کلمات در برابر عظمت روحت کوچک‌اند. «انا لله و انا الیه راجعون»؛ این غم بزرگ را به جان می‌خرم. مگر جز رخت شهادت، لباسی بر تن تو شایسته بود؟ تو که به عنوان اولین فرمانده سپاه خوزستان، آن دیار را با خون خود و برادران شهیدت آباد کردی، اکنون در قله‌های عزت هستی.

نورنیوز-گروه سیاسی: باور رفتنت بر جانم سنگین است. من که حاضر نیستم یاد آن غیرت آتشین و اقتدار بی‌بدیل تو را از ذهن بزنم، می‌دانم که تو رفتی تا راهت جاودانه بماند. دشمنان به گواه تاریخ رفتنی‌اند، اما مکتب تو و ایثار تو همیشه پایدار خواهد ماند.

از میان دوستان خوزستانی، ندیدم کسی مانند دکتر غلامعلی رجایی در نبودنت برایت بنویسد. چه عجیب است که در این غم بزرگ، دوستان ظاهراً دوستدارت سکوت کرده‌اند و هیچ‌کس جز او جرأت نکرد قلم را به دست گیرد و از رنجِ دلت بنویسد. انگار همه در برابر این غمِ سهمگین، زبان‌ها بسته شده و چشم‌ها را بر واقعیت بسته‌اند تا شاید از شرِ نوشتن این وداع راحت شوند. این سکوتِ سنگین و رنج‌آورِ آنان، دردناک‌تر از خودِ رفتن توست که نشان می‌دهد در روزهای سخت، چه اندازه یارانِ کم‌ و راستین داریم.

خبر دردناک و باور نکردنی بود؛ لحظه‌ای که شنیدم دیگر در میان ما نیستی، گویی کوه بر سرم فرود آمد و جهان زیر پایم لرزید. هنوز هم باورم نمی‌شود که مردی به پهنایی غیرت تو، این‌گونه ناگهانی پر کشیده و ما را در حسرت دیدار تنها گذاشته است.

ضربه‌ای ناگهانی و سنگین، میان هجویه‌ی اخبار ضد و نقیض، فضای اطراف را درنوردید و خبری ویرال و جان‌سوز، قلب‌ها را به لرزه انداخت؛ ساعت دو بعدازظهر  روز دهم ماه مبارک رمضان 1404بود که شنیدم که علی شمخانی در جلسه‌ی شورای دفاع، در کنار جمعی از فرماندهان دلاور، به مقام شهادت نائل آمده است. باورم بر این واقعه تلخ راه نداشت و در دل می‌گفتم «ان‌شاءالله که این خبر نادرست و شایعه‌ای بیش نیست»، اما واقعیت تلخ را نمی‌شد انکار کرد. تمام کسانی که در آن لحظه خبر را تأیید کردند، با چشمانی گریان و صدایی لرزان، با اندوه فراوان می‌گفتند: «حاج علی رفت». این وداع تلخ و ناگهانی، غمی عمیق و سنگین را بر دل‌هایمان نشاند و نام او را به عنوان یادمانی ماندگار از ایثار و مردانگی در تاریخ ثبت کرد.

خبرِ ناگهانی چون صاعقه‌ای ویرانگر فرود آمد و با سرعتی وحشتناک، تمام وجودم را درنوردید. در آن ثانیه‌های دلهره‌آور، تمام خاطراتِ عزیز و روزهایِ پربرکتی که در کنار هم داشتیم، به صورت یک فیلمِ تلخ و قطاریِ بی‌پایان، با شتاب و دردناک از جلوی چشمانم گذشت و روحم را جریحه‌دار کرد. با قلبی که از شدت غم به لرزه افتاده بود و در حالی که دنیا زیر پایم می‌لرزید، با خودم بی‌تابانه و با حسرتی سوزان تکرار می‌کردم: «یعنی واقعاً علی شمخانی رفت؟»؛ حقیقتی تلخ و جانکاه که هنوز هم جانم به آن آرام نمی‌گیرد و باورش غیرممکن به نظر می‌رسد.

شنیدن خبر شهادت شما، همچون صاعقه‌ای ویرانگر و ضربه‌ای کوبنده بر پیکرِ جان و روانم فرود آمد که در کسری از ثانیه، تعادل وجودم را برهم زد؛ اما در اعماق این دردِ جانسوز و غمِ سهمگین، شعله‌ای از شادی و رضایتِ خاطر نیز شعله‌ور شد، شادیِ بیدریغ و عمیق از اینکه بالاخره جانِ آزرده‌ی شما، که سال‌ها تحملِ رنج و سختی کرده بود، از سیلِ بی‌رحمانه و بی‌امانِ تهمت‌ها، افتراهای ناروا و بی‌وفایی‌هایِ دوستانِ نادرست و دشمنانِ کینه‌توز رهایی یافت و به جهانیان و تاریخ ثابت کردی که در آن درگاهِ مقدس و منیع، چه مقامِ رفیع و والایی داری و در نهایت، چه کسی مقربِ درگاهِ حضرت حق و محبوبِ بندگانِ پاک‌سرشت است. اما در کنار این شیرینیِ پربرکتِ شهادت و نزدیکی به یار، غمی ویرانگر، سهمگین و جان‌فرسا وجودم را درنوردید که صرفاً اندیشیدن به آن، جانم را به لرزه درمی‌آورد و روحم را می‌لرزاند؛ غمی از جنسِ تنهایی و فقدان، از اینکه حالا پس از این عزیمتِ بزرگ و رفتنت، با چه کسی باید دردهای نهانِ دل را گفت؟ با چه کسی می‌توان راز و نیاز کرد و به چه سنگ صبوریِ استوار و پُرصلابت می‌توان تکیه زد و آلامِ خویش را ابراز داشت؟ شما در تمامِ این سال‌ها، رفیقِ باز، یارِ وفادار، یاورِ بی‌بدیل و سنگ صبورِ مطمئنِ بچه‌های خوزستان بودید؛ مردی از جنسِ صداقت و فداکاری که در تمامِ صعب‌العبورترین مسیرهای زندگی و در سخت‌ترین شرایط، حاضر بودی بدونِ هیچِ چشمداشت و توقعی، جانِ عزیز و گران‌مایه‌ات را فدایِ دوستت کنی و از او در برابرِ تمامی بلاها دفاع نمایی. اکنون که از میانِ ما پر کشیده و به ملکوت اعلی پیوسته‌ای، ما همچون برادری که یارِ یاور، پناهگاه و حامیِ اصلی خود را از دست داده، با حالتی هاج و واج، سرگردان، حیران و مبهوت مانده‌ایم؛ در این دنیای پر از هیاهو و آشوب، بدونِ حضورِ گرم، پربرکت و پُرمعنای شما، کاملاً تنها، بی‌پناه و سرگردان باقی مانده‌ایم و غمِ عظیمِ فقدانت، سایه‌ای سنگین، تاریک و جان‌فرسا بر دل‌هایِ ما افکنده است که گویی هیچ‌گاه از بین نخواهد رفت.

تو هرگز و در هیچ‌یک از لحظاتِ پرتلاطمِ زندگی، از جنسِ آدم‌هایِ مُعامله‌گر، منفعت‌طلب و دنیاپرست نبودی و هیچ‌گاه رنگِ تملق، چاپلوسی و ریا را به خود نگرفته بودی؛ بلکه همواره با روحی‌ آزاده، متعهد و پاک‌زیست، در تمامی مسیرها «حر» و کاملاً مستقل بودی و دربرابر هیچ قدرتی جز قدرت حق سر تسلیم فرود نمی‌آوردی. تو در اقیانوسِ سیاستِ آلوده، همچون کوهی استوار و پایدار ماندی و هرگز اجازه ندادی بادهایِ موسمیِ منافعِ زودگذر، ایستادگی‌ات را بلرزاند یا مسیرت را تغییر دهد. همواره با زبانی صریح، بی‌پرده و شجاعانه از حق دفاع کردی و هیچ‌گاه از بیانِ حقیقت، هرچند تلخ و دشوار، ابایی نداشتی؛ چرا که تو مردِ خطِ مُرز و صراطِ مستقیم بودی. مهم‌تر از همه، تو با تمامِ وجود به تبعاتِ سنگین و گاهی جان‌فرسایِ حرف‌هایت ملتزم بودی و مسئولیتِ کاملِ آن را می‌پذیرفتی؛ چرا که برای تو، عزتِ نفس و پاکیِ وجدان، از هر چیزِ دیگری در دنیا ارزشمندتر و خط‌قرمزِ غیرقابلِ عبوری بود که تا آخرین نفسِ حیات، بر آن استوار ماندی و با افتخار از آن دفاع کردی.

انصافاً و به راستی که دکتر رجایی، با اشرافی کامل بر زوایای پنهان شخصیت و با نگاهی عمیق و بینا، خوب اوصافِ متعالی و والای تو را به تصویر کشید و با قلمی صادق و بیاناتی شیوا، روحِ پاک، استوار و آزاده‌ات را به زیباترین و دقیق‌ترین شکل ممکن ترسیم نمود؛ چرا که او به عنوانِ مردی پارسا، به عمقِ وجودِ پاک و سرشار از معنویت تو پی برده بود و درک می‌کرد که تو چه گوهری نایاب و بی‌همتا هستی. من در میانِ تمامِ دوستانِ رزمنده، فداکار و هم‌رزمِ دورانِ دفاع مقدس، با وجودِ جستجویِ بسیار و دقیق در میانِ آن قهرمانانِ خط‌شکن، کمتر کسی را دیدم که به پاکیِ ضمیر، بلند همت، غیرتِ دینی، استقلالِ رای، آزادگیِ روح و وفاداریِ بی‌قید و شرط به اصولِ مقدس، به اندازه‌ی تو شبیه باشد یا بتواند جایگاهِ تو را پر کند؛ تو یگانه‌ی دوران، ستاره‌ی درخشان و الگویی بی‌بدیل بودی که تکرارِ تو در میانِ مردمانِ این عصر، ناممکن، دست‌نیافتنی و رویایی به نظر می‌رسد و هیچ‌کس نمی‌تواند به آن عظمت و شکوه برسد.

اکنون که در اوجِ عزت و در قُربِ کرانه‌های بهشتِ برین، در جوارِ رضوانِ الهی آرمیده‌ای، از آن فرازِ بلند و سَحَری، برای ما دستِ رحمت و دلسوزی تکان بده و با صدایی رسا و غرّا، بر سرِ آنان فریاد بزن که «روسیاه و خجالت‌زده باد آن کس که تهمت‌های بی‌پایه، بی‌سند و ناروا را به پاک‌دامنی تو می‌زد؛ آن کس که با نهایتِ وقاحت و حیله‌گری، در حالی که ادعای قصدِ قُرب و طاعت داشت، یقه‌ی ریاکارانه‌ی خویش را تا دکمه‌ی آخر می‌بست تا رذالتش را پنهان کند. روسیاه و محروم از رحمت حق باد آن دوستانِ نان‌به‌نرخ‌روزخور و بی‌وفا، که اصلِ دوستی را معامله کرده و مراوداتشان را تنها بر اساسِ منافعِ زودگذر و دنیوی تنظیم می‌نمودند. و روسیاه و لعنتِ ابدی باد آن کس که برای دو روزِ دنیای فانی و بی‌ارزش، دینِ مقدس، ایمانِ راسخ، آبروی معنوی و سوابقِ خونین و درخشانِ خود را به ثمنِ بخس و بی‌ارزش فروخت و از مسیرِ حق و عدالت منحرف گشت.»

از فرازِ عالی‌ترین درجاتِ بهشتِ برین و در قلبِ اقیانوسِ نورِ الهی، در محضرِ قدسی و معنویِ برادرانِ گران‌مایه‌ات، شهیدانِ حمید و محمد، با چشمانی سرشار از رحمتِ ابدی و دلی سرشار از محبتِ خالصانه، به درگاهِ خالقِ هستی دعا کن؛ خدایا، سرنوشتِ ما و فرجامِ اعمالِ ما را نیز مانندِ تو مردِ پاک‌باز، شریف و استوار، به شهادتِ در راهِ خودش ختم کند و به ما توفیقِ عزیمتِ به سویِ خودت و لذتِ دیدارِ جمالت را عنایت فرماید. دعا کن که خدایا، دینِ مبینِ اسلام و شریعتِ محمدی (ص) را برای ما و دیگران، به عنوانِ دکانی برای ارتزاقِ دنیوی و کسبِ منافعِ مادی و زودگذر قرار ندهد و ما را از هرگونهِ استفاده‌ی تجاری، ریاکارانه و زشت از مقدساتِ دینی، حفظ فرما و پاک‌دار نگاه دارد تا دین، ابزاری برای رسیدن به دنیا نباشد.

علی آقا، امشب شبِ قدر است، شبِ نزولِ قرآن و شبِ شهادتِ غریبانه‌ی مولایِ متقیان، امیرالمؤمنین علی (ع)؛ بیا که مثلِ همیشه، درِ ورودیِ مسجدِ ولیعصر (عج) بنشین و با نگاهی که رگِ باران در آن می‌جوشد، به عزادارانِ داغ‌دار و دل‌شکسته‌ی مولا تسلیت بگو و غمِ آنان را شریک شو. بیا و مانندِ هر سال، در میانِ جمعِ بچه‌ها و عاشقانِ دل‌سوخته‌ی اهل‌بیت، سینه بزن و با صدایی که از جنسِ اشک و آتش است، «علی، علی، علی» بگو تا آسمان و زمین از هیبتِ عزاداری‌ات بلرزد و فضا را عطرآگین کنی.

اما افسوس که نه، تو دیگر در میانِ ما نیستی و باورِ این واقعیتِ تلخ و جانکاه برایمان ناممکن و دشوار شده است؛ تو دیگر نمی‌آیی و جایِ خالی‌ات در این مجلس، دردناک، سرد و پر از حسرت است و غمِ نبودنت، تمامِ وجودمان را فرا گرفته است.

سفرت خوش بسلامت مقصدت هرجا که باشه، امیدوارم در آن جا آرامشِ ابدی را بیابی. سلامِ گرم، سرشار از محبت و صمیمیِ ما را به علی هاشمی، مجید بقایی، دقایقی، فنی، جهان‌آرا، رشید و سوداگر برسان و با صدایی رسا به آنان بگو که عجیب و غریب است، این شهر بدونِ حضورِ گرم و پُربرکتِ شما، چقدر خالی، سرد و خلوت شده و سکوتِ سنگینی و مُحزنی بر آن حاکم گشته که جان را به لرزه درمی‌آورد. ما در این دنیا، دلتنگِ دیدارِ شما هستیم و با تمامِ وجود، لحظه‌شماری می‌کنیم تا شاید فقط برای یک لحظه، فقط یک لحظه چهره‌ی نورانی و مهربانِ شما را تماشا کنیم و آرامش بگیریم؛ اما چون دیدارِ ما در این دنیای فانی میسر نیست و تقدیر چنین رقم خورده، وعده‌ی دیدار را به قیامت و روزِ رستاخیز موکول می‌کنیم که در آنجا، در بهشتِ برین و در جوارِ رحمتِ الهی، یکدیگر را ملاقات کنیم و برای همیشه کنار هم باشیم.


نظرات

آخرین اخبار
آسه‌آن خواستار توقف درگیری‌ها و خویشتنداری ایران و آمریکا شد
پیگیری حقوقی و بین‌المللی جنایت دشمن علیه کارکنان نیروی دریایی ارتش
دموکرات‌ها علیه جنگ ترامپ با ایران
ادامه پاسخ کوبنده نیروهای مسلح ایران؛ انفجارهای همزمان در بحرین، قطر و اردن
نورنما | بارش 2.5 متری برف در شیلی
سفر راهبردی وزیر کشور ایران به اسلام‌آباد؛ تقویت پیوندهای دیپلماتیک و امنیتی با پاکستان
رئیس‌جمهور: وحدت ملی، دشمن را به عقب‌نشینی وادار کرد
سیدبندی فصل جدید لیگ نخبگان آسیا اعلام شد
احکام بازنشستگان سال 1405 اصلاح شد
قهرمانی در جام جهانی برای اسپانیا چقدر درآمد داشت؟
تمدید قرارداد علیرضا کوشکی با استقلال نهایی شد
انتقال بزرگ تابستانی استقلال؛ محمد خلیفه آبی‌پوش شد
حال پهلوان آواز ایران مساعد نیست
هشدار بحران آب در تهران؛ ذخایر سدها کمتر از حد نرمال
آمریکا در باتلاق جنگ با ایران گرفتار می‌شود
امتحانات نهایی 31 تیرماه در همه استان ها غیر از هرمزگان برگزار می شود
پاسخ کوبنده نیروهای مسلح ایران ؛از انهدام رادارهای آمریکا تا هدف قرار گرفتن زیرساخت آمازون
شکار گرداننده صفحه معاند در فضای مجازی
افت شاخص‌های بورس آمریکا؛ چشم بازار به تحولات ایران
پایان بازی سارق مسلح طلافروشی‌های تهران
عارف خواستار شتاب در اجرای طرح‌های فناوری برای آب، برق و دارو شد
ضربه سخت در راه است؛ هشدار سردار کرمی به ارتش متجاوز از خلیج فارس
درخشش بانوان تکواندوی ایران در کره؛ 5 مدال برای دختران ایرانی
بازی دوگانه ترامپ با پکن؛ حملات لفظی یا استراتژی برای آشتی؟
قیمت طلا و سکه امروز سه شنبه 30 تیر 1405+ جدول قیمت ها
سه داور ایرانی در لیگ قهرمانان بانوان آسیا قضاوت می‌کنند
ثبت‌نام زائر اربعین در سماح از یک میلون نفر گذشت
فاجعه در افغانستان؛ سیل ویرانگر در نورستان جان ده‌ها نفر را گرفت
اولین جلسه آزمایشی نشست مجازی مجلس برگزار شد
قیمت دلار و سایر ارزها امروز سه شنبه 30 تیر 1405
نورنما | برافراشته شدن پرچم فلسطین در جشن قهرمانی اسپانیا
اختلال در فرودگاه بن‌گوریون با ورود سوخت‌رسان های آمریکایی
پایان عصر مجازی برای نوجوانان در فرانسه
بحران انرژی در قلب آمریکا؛ خطر قطعی برق در 14 ایالت
برنهام وزرای دولت جدید انگلیس را منصوب کرد
بحران در سازمان ملل؛ تهدید آمریکا به قطع کمک‌های مالی به آژانس پناهندگان
جشنواره «لالایی‌های بیداری» برای افشای جنایات صهیونیست‌ها در میناب
حملات نظامی موضع ایران را تغییر نمی‌دهد
تجهیزات دارویی پویش «مرهم مهر» راهی عراق شد
فرانسه خواستار توقف واردات محصولات اسرائیلی به اتحادیه اروپا شد
چاپ نمونه اولیه گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان
فروش بلیت پروازهای اربعین از فردا آغاز می‌شود
مدافع آلومینیوم اراک به استقلال پیوست
بلغارستان به دنبال استقرار سوخت‌رسان‌های آمریکایی در پایگاه نظامی
هشدار جدی هواشناسی؛ تلاطم شدید خلیج فارس و دمای 50 درجه در بوشهر
استقرار بیش از 250 موکب درمانی در مسیر نجف تا کربلا
انسداد محور هراز و ترافیک سنگین در ورودی‌های تهران
برنامه مرحله نهایی لیگ ملت‌های والیبال 2026 اعلام شد
تنگه هرمز همچنان بسته است؛ هشدار درباره تبعات اقدامات تنش‌زا در منطقه
یمن عربستان را تهدید به تشدید تنش دریایی کرد