نورنیوز - گروه فرهنگی: دور جدید حمله اسرائیل و آمریکا به مراکز فرهنگی و بناهای تاریخی و میراثی ایران، به آسیب دیدن عمارت باشکوه چهلستون و برخی دیگر از بناهای تاریخی در اصفهان رقم خورد. گزارش ها و تصاویر حکایت از آن دارند که بر اثر حملات هوایی، بخش هایی از مواریث فرهنگی و بشری خسارت دیده اند. پیش از این هم متجاوزان به بناهایی مثل کاخ گلستان خسارت وارد کرده بودند. این حملات به خودی خود حکایت از آن دارد که جبهه آمریکایی - صهیونیستی علاوه بر تخریب «اکنون»، سعی دارد گذشته ایران را نیز مورد تخریب و تهاجم قرار دهد؛ چیزی که در تمام معاهدات و کنوانسیون های بین المللی درباره جنگ، منع شده است.
در جهان امروز که سیاست و امنیت بیش از هر زمان دیگری در هم تنیدهاند، میراث فرهنگی بار دیگر در میانه طوفانهای متجاوزانه نظامی گرفتار آمده است. جنگ ناجوانمردانه اسرائیل و آمریکا علیه ایران و هجوم بیرحمانه علیه مردم و مراکز مختلف کشور، نگرانیهایی جدی درباره مصونیت و امنیت آثار تاریخی و مراکز فرهنگی ایجاد کرده است. این بناها، بیدفاعترین قربانیان جنگاند؛ قربانیانی که نه سلاح حمل میکنند و نه زبان دفاع از خود دارند، اما نابودیشان بهمعنای حذف حافظه تاریخی ملتهاست.
فراتر از سنگ و آجر؛ میراث بهمثابه حافظه جمعی
زمانی که از میراث فرهنگی سخن میگوییم، مقصود صرفاً سازههایی باشکوه یا آثار هنری گرانبها نیست. هر کاشی کاخ گلستان، هر ستون چهلستون، و هر نقش از ارسیهای خانههای تاریخی اصفهان، حامل داستانی از ذهن، ذوق، ایمان و تداوم تمدنی مردمانی است که قرنها پیش از ما زیستهاند.
از اینرو، حفاظت از میراث فرهنگی نه یک انتخاب داوطلبانه بلکه وظیفهای اخلاقی، حقوقی و تمدنی است. کشوری که میراثش را از دست دهد، بخشی از هویت خود را به تاریخ واگذار کرده است.
از نیمه قرن بیستم به این سو، جامعه جهانی کوشیده است تا با تصویب کنوانسیونها و پروتکلهای بینالمللی، حداقلی از مصونیت را برای آثار فرهنگی در زمان جنگ تضمین کند. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکلهای آن تصریح میکنند که میراث فرهنگی نباید به هیچ روی هدف حملات نظامی یا بهرهبرداری نظامی قرار گیرد. تخطی از این قاعده، نقض آشکار حقوق بینالملل و میراث مشترک بشریت است.
با این حال، تجربه دهههای اخیر نشان میدهد که این اسناد گاه تنها بر کاغذ باقی میمانند. جنگهای عراق و سوریه، بمباران موصل، تخریب پالمیرا، آسیب به موزههای یمن و لیبی، و اکنون حمله دشمن صهیونیستی به مناطق تاریخی ایران از جمله اصفهان همگی گواه ناتوانی جهان در جلوگیری از تخریب گنجینههاییاند که فراتر از مرزهای ملی ارزش دارند.
در فضای خشونتآمیزی که آمریکا و اسراییل ایجاد کرده اند، هرگونه تهدید نظامی علیه زیرساختهای شهری، تأسیسات یا حتی مناطق با اهمیت فرهنگی، زنگ خطری است برای همه ملتها. آسیب احتمالی به مراکز تاریخی در هر کشور، نه تنها خسارتی داخلی، بلکه خسارتی به حافظه جهانی بشریت است. هرچند هنوز گزارشی رسمی از میزان خسارت به مراکز فرهنگی شاخص ایران، از جمله مجموعههای ثبتشدهای چون چهلستون یا کاخ گلستان منتشر نشده است، اما نفس انتشار تصاویر رسانه ها از آسیب دیدگی این بناها، کافی است تا بحث حفاظت از این مراکز به یک اولویت امنیت فرهنگی بدل شود.
میراث فرهنگی، مرز میان ملتها را نمیشکند بلکه میان آنها پیوند برقرار میکند. این آثار شاهدان خاموشی هستند که از شکوه و رنج بشر میگویند و میتوانند پایهای برای گفتوگو و همزیستی شوند. همین واقعیت ایجاب میکند همه سازمان های بین المللی و دولتهای جهان، فارغ از اختلافات سیاسی، در پاسداری از آنها احساس مسئولیت جمعی کنند.
پیشنهاد کارشناسان فرهنگی و نهادهای بینالمللی روشن است:
- محکومیت یکپارچه جهانی تعرض مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا و اسرائیل به مراکز و بناهای تاریخی
- مستندسازی میزان خسارات وارده بر این آثار ماندگار بشری.
- ایجاد سازوکارهای فوری همکاری منطقهای زیر نظر نهادهایی چون یونسکو برای پایش و خنثی سازی تهدیدها.
- آموزش نیروهای نظامی و مدیران شهری در خصوص وضعیت حقوقی و اهمیت فرهنگی این بناها و تمهید شرایط لازم برای حفاظت از آنها.
- تدوین راهبرد ملی صیانت از میراث در بحرانها که بتواند در شرایط تهدید، از آثار حیاتی دفاع کند.
جنگ، هرچقدر هم کوتاه، زخمی عمیق بر حافظه زمین بر جای میگذارد. اما مسئولیت ملتهای متمدن، حفظ آن مواریثی است که از پیشینیان به امانت گرفتهاند. کاخ گلستان و چهلستون، فقط روایت گذشته نیستند، بلکه سند استمرار تاریخی تمدنیاند که در هزار توی حوادث، همچنان پابرجاست.
روزی که آتش جنگ خاموش شود، آنچه برای ساختن آینده نیاز داریم، همین نشانههای هویت و حافظهاند. میراث فرهنگی، نقشهراه بازسازی معنا در جهان پس از بحران است؛ و امروز بیش از هر زمان دیگر، به پاسداری فعال از آن نیاز داریم.