×
سیاسی
شناسه خبر : 279598
تاریخ انتشار : چهارشنبه 1404/12/13 ساعت 21:02
دل نوشته‌ای برای برادرم علی شمخانی/ که اجر زجر و شهادت را با هم گرفت

غلامعلی رجایی؛

دل نوشته‌ای برای برادرم علی شمخانی/ که اجر زجر و شهادت را با هم گرفت

می‌دانستم دیر یا زود باید از تو بنویسم اما چه وقت را نه، نمی‌دانستم. دلم نمی‌خواهد باور کنم اهواز عزیز، فرزند شجاع، عاقل، غیور، صریح، شوخ‌طبع، جدی، پرتلاش و پرخیر و برکت خود را از دست داده است.

نورنیوز-گروه سیاسی: حاج‌علی آقا

می‌دانستم دیر یا زود باید از تو بنویسم اما چه وقت را نه، نمی‌دانستم.

دلم نمی‌خواهد باور کنم اهواز عزیز، فرزند شجاع، عاقل، غیور، صریح، شوخ‌طبع، جدی، پرتلاش و پرخیر و برکت خود را از دست داده است.

شنیده‌ام در تهران دفن می‌شوی و احتمالاً در امامزاده صالح. چه جای خوبی؛ برای دیدن دوستانت در تهران. اما اهواز و مردم خوب و مهربان آن از داشتنت محروم شد.

خاک اهواز دوست داشت پیکر لهیده و خردشده و خونین تو را، ای امیر سرافراز ایران و اسلام، در بر بگیرد اما تقدیرش این نبود و حیف و صد حیف.

در دهم ماه رمضان دو علی به دیدار علی شتافتند؛ رهبر و تو. و خوشا به حالت که در این سن به دست رژیمی کودک‌کش به دیدار خدا و شهیدان تحت امرت و از همه مهم‌تر به دیدار دو برادرت حمید و محمد دعوت شدی. دیروز به خودم می‌گفتم دیدار این سه برادر پس از بیش از چهل و چند سال چه دیدنی و باشکوه خواهد بود؛ آن هم در جنت‌الفردوس که رسیدن به آن آرزوی همه ما جاماندگان از قافله شهادت است.

دیروز به حاج قاسم عموری، از دوستان عرب اصلاح‌طلب اهواز و از رفقای قدیمی تو و من، گفتم خانواده‌ات را راضی کند برایت در شهرت اهواز ـ که تا همیشه به داشتن تو و برادرانت، شهیدان حمید و محمد، می‌بالد ـ تشییع باشکوهی برگزار کنند.

علی آقا

بنایت بر این بود از خودت و کارهایت و خدماتت چیزی نگویی. چرایش را نمی‌دانم و کاش می‌دانستم. در این چهل و پنج سال آشنایی و دوستی‌ام با تو حتی یک بار، آری حتی یک بار، از تو نشنیدم در جایی، مصاحبه‌ای، نوشته‌ای، سخنی بگویی که دو برادر شجاع و پاک، سبزپوش سپاهی‌ات از خاندان شمخانی به لقای خونین یار شتافته‌اند. این‌قدر تحفظ؟ کم‌نظیر است.

از کارهای خیریه مستمرت هم هیچ نگفتی. نگفتی خیریه‌ای به نام شهدای شمخانی در اهواز تأسیس کرده‌ای که سال‌هاست بدون کمک از جایی و دولتی و... به داد دل مستمندان و محرومان شهرت می‌رسد.

نگفتی و کسی ندانست در شلمچه مجتمع آموزش بزرگی برای تربیت علمی و آموزشی نوجوانان منطقه تأسیس کرده‌ای که سال‌هاست دارد خدمت می‌کند.

نگفتی و کسی ندانست در جزیره مینوی خرمشهر عزیز به دنبال راه‌اندازی یک مجتمع بزرگ آموزشی شبانه‌روزی در تمام مقاطع تحصیلی هستی تا با تربیت و آموزش تحصیلی کودکان و نوجوانان و جوانان دبیرستانی خرمشهر و آبادان و... رده عقب‌مانده‌ترین استان در آموزش و پرورش را اندکی بهبود بخشی.

نگو و نگویند و ندانند و ندانیم. خدا که می‌داند و می‌بیند و همین برای تو کافی بود.

در آن باران تهمت‌ها که کسی نتوانست هیچ سندی علیه تو افشا کند و ناجوانمردانه خود و دو فرزندت حسن و حسین به فساد متهم شدید، دم فروبستی. لابد برای آنکه اجرت ضایع نشود و شاید دفاع از خود را به عهده خدا گذاشتی. دوستانت هم مثل حالا که به فیض شهادت رسیده‌ای درباره‌ات دم فرو بسته‌اند از ترس و در آن طوفان سهمگین ناروایی‌ها و جفاهای دشمنان و بعضاً جاهلان از تو دفاعی نکردند.

باشد، بگذار دم فروبندند و دفاع نکنند. خدا که هست و خوب با تو معامله کرد و جانت را به بهای جنت خرید و گوارایت باد این پرسودترین معامله در زندگی بیش از هفتاد ساله‌ات.

سه ماه قبل و در اوج انتشار فیلم عروسی دخترت که سرزده برای اقامه نماز جماعت ظهر و عصر به مسجد حضرت ولی‌عصر آمدم ـ همان مسجد خوزستانی‌های مقیم تهران ـ که تو سنگ بنایش را در دهه هفتاد با همتی عالی و وصف‌ناشدنی در جنب پارک ساعی در خیابان وزرا در تهران ـ شهید خالد اسلامبولی ـ بنا نهادی و اداره‌اش را به حاج‌آقا رضا مدنی سپردی که تا حالا به خوبی آن را اداره کرده، آمدم و از دوستم کیوان خسروی که آنجا بود سراغت را گرفتم و شنیدم احتمالاً در دفترت در طبقه پایین مسجد هستی.

وقتی تو را از آمدنم خبر کردند با اینکه وقت استراحتت بود متواضعانه از اتاق بیرون آمدی و دقایقی را با من و دو دوست همراهم، برادران فروغی، گفت‌وگو کردی. تا گفتم علی آقا چرا به اینجا می‌آیی، اینجا که لو رفته است؟ با همان صمیمیت و صراحت همیشگی‌ات گفتی: رجایی، اسرائیل من و همه ما را می‌زند. در جواب با خنده به تو گفتم چه بهتر و ادامه دادم کجا دیگر این فیض شهادت را آن هم به دست اسرائیل در این سال به تو می‌دهند؟ که لبخند ملیحی زدی. ازت خواهش کردم بیشتر رعایت کنی و اینجا نیایی؛ لابد برای اینکه بحث کوتاه بشود گفتی باشد.

در ادامه از تو ماجرای پخش فیلم کوتاه عروسی دخترت را پرسیدم که قصه‌اش چه بود؟ خیلی راحت و معمولی گفتی اسرائیل با اینکه خط‌هایمان را من و خانواده تغییر داده بودیم هک کرد و این را شرکت ایغون به ما گفت. پرسیدم کسی را هم گرفته‌اند؟ گفتی آره، اقرار هم کرده ولی نقش اصلی را اسرائیل داشته است.

به تو گفتم در این روزها چند بار برایت گریستم که حق تو نبود در مراسمی زنانه که دقایقی برای یک مراسم همیشگی، برای در هم گذاشتن دست عروس و داماد و گرفتن یک عکس یادگاری شرکت کردی و هیچ خلاف شرع و عرفی از تو سر نزد، این‌گونه مورد تهاجم ناجوانمردانه قرار بگیری و گفتم من تعبیری خودساخته دارم «اجر زجر» که این را در آن ماجرای تلخ به تو دادند و پاسخت لبخند تلخی بود و بس.

وقتی ماجرای عروسی را توضیح می‌دادی در چهره همیشه مصممت به دقت نگریستم؛ مثل دریا آرام بودی و مثل کوه استوار.

این همه صبوری‌ات نشان از دل دریایی داشت، ای امیر دریابان شهید ایران، علی شمخانی.

نمی‌دانستم پس از این دیدار اتفاقی و کوتاه، دیداری دیگر با تو نخواهد بود.

خاطرات بسیار من از تو در جنگ و غیرجنگ چند روز است به من هجوم می‌آورند و من امروز پس از افطار تسلیم آنها شدم تا بلکه اندکی از دین خود و ما خوزستانی‌ها و ایرانی‌ها را به خدمات قبل از انقلاب و پس از انقلاب و پس از جنگ و در این سه جنگ امسال تو ادا کنم با این قلمی که مثل من غم‌زده و گاه بغض‌آلود است و درمانده که از تو چه بنویسد.

علی آقا

ای عرب اهوازی مهربان که عرب اهواز و خوزستان به داشتنت به خود می‌بالد. چقدر از دیدن فیلم‌های راه رفتنت با لباس دشداشه عربی در بازار همیشه شلوغ کاوه اهواز و خوش‌وبش با مردم و رفتنت به دل عشایر فلاحیه و شادگان که در استقبالت شادمانه شعر می‌خواندند و هوسه و یزله و پایکوبی می‌کردند به وجد می‌آمدم و بارها می‌دیدم.

امروز که خاطرات بسیارم را با تو مرور می‌کردم یاد سینه‌زدن‌هایت به سبک خرمشهر و بوشهری در دهه اول ماه محرم در حلقه‌های خوزستانی‌ها افتادم. غریبه‌ها با تعجب به این عشق و سادگی رفتارت در حلقه سینه‌زدن‌ها می‌نگریستند.

یعنی این محرم مسجد تو را نخواهد دید؟ بیچاره مسجد ولی‌عصر و نوحه‌خوان‌ها و سینه‌زن‌های آن.

عادتت بود در این دهه با رعایت مسائل امنیتی دم در مسجد می‌نشستی و مراسم را نگاه می‌کردی.

سخنانت حکیمانه بود و کوتاه و صریح و جدی.

در ابتدای شروع به کار مسجد که هنوز ساختمان قدیمی پارک بود در جلسه هیأت امنای مسجد با تو و حاج صادق آهنگران و مرحوم سیدعلی علم‌الهدی و... نشسته و برای مسجد برنامه‌ریزی می‌کردیم، در حالی که با دست به کفش‌کن دم در مسجد اشاره داشتی گفتی: ما با هر سلیقه سیاسی که داریم باید بدانیم سلیقه‌مان مثل کفش دم در مسجد می‌ماند و به داخل مسجد نمی‌آید.

چه تعبیر حکیمانه‌ای. اداره مسجدی که مردم با سلایق متفاوت در مراسم شرکت می‌کنند با خط و خطوط و سلیقه نمی‌خواند.

اهل انصاف بودی. در اوج تهمت به مرحوم ابوالحسن بنی‌صدر که بعضی تندروها او را بناحق خائن و حتی حقوق‌بگیر سازمان سیا می‌دانستند این اتهام را مردانه و جوانمردانه رد کردی و گفتی او خائن نبود چون هر فرمانده‌ای در جنگ پیروزی می‌خواهد نه شکست.

چند ماه پیش که تلفنی از تو پرسیدم: حاج علی آقا سبب این همه حمله‌ها به تو چیست؟ گفتی چون مرا اصلاح‌طلب می‌دانند و خطبه عقد دخترم را آقای سید محمد خاتمی خوانده به من حمله می‌کنند.

خوب می‌دانم برایت این حمله‌های ناجوانمردانه و نقدهای غیرمنصفانه اندک اهمیتی نداشت.

از یکی از مقامات دولت قبل که با تو زاویه داشت با تعجب شنیدم کسی به او گفته تو جاسوس سازمان ام‌آی‌سیکس انگلستانی! بدون ذکر نام وقتی این را گفتم باز لبخندی زدی و حتی از من نپرسیدی چه کسی این تهمت را زده است.

در جنگ دوازده‌روزه که خدا به تو عمر دوباره‌ای برای خدمت داده بود تهمت بود که حتی از خودی‌ها نثارت می‌شد که لابد چون از خودشان بودی تو را نکشتند! و تمام نقل صادقانه‌ات از ماندن در زیر آوار را سناریویی ساختگی می‌دانستند و تو صبر کردی.

به دلیل فعالیت‌های اقتصادی فرزندانت که برای جامعه مسئله مهمی بود و باید روشنگری می‌کردی و متأسفانه نکردی و سؤال به‌حقی بود و هست که این دو جوان با چه پشتوانه مالی این همه دست‌گشاده‌ای در حمل‌ونقل دریایی پیدا کرده و ثروت کلان اندوخته‌اند. هرچند تا آنجا که من می‌دانم هیچ دلیل و مدرک و حکم فساد اقتصادی و معاملات آنها در محکمه‌ای اعلام نشده است.

باران تهمت بود که این سال‌ها بر تو بارید و تو بی‌اعتنا.

روزی کسی به من گفت شنیده‌ام بچه‌های شمخانی در مالزی کازینو زده‌اند! خندیدم و گفتم اینها را که من می‌شناسم بچه هیأتی‌اند.

من خیلی خوب تو را می‌شناختم و تاب‌آوری‌ات را می‌دانستم که این حملات را به هیچ می‌گرفتی.

جنگ که تمام شد در ابتکاری ستودنی محفل پیشکسوتان جنگ را راه‌اندازی کردی در مسجد ولی‌عصر. در نشست‌های فصلی آن همه مسئولان جنگ از ارتش و سپاه و شهربانی و کمیته‌های انقلاب و بسیج و جهاد سازندگی دعوت می‌کردی. وه که چه شورانگیز بود دیدار بر و بچه‌های جنگ در این نشست صمیمی. در این نشست‌ها به همه فرصت برابر برای صحبت می‌دادی.

[3/4/2026 8:45 PM] علی کا: درست به خاطر دارم و یک بار هم خودم پیشنهاد کردم این همه سال این جمع مهم حتی یک دیدار با رهبری نداشته که گفتی بارها تقاضا کرده‌ام و نپذیرفته‌اند و من بسیار متعجب و متأثر شدم. چه می‌دیدم به چه کسانی در حد مجری برنامه‌های کودک تلویزیون گاه وقت خصوصی می‌دادند!

از خصوصیات برجسته و غبطه‌آور تو روح مردانگی و جوانمردی‌ات بود. حاج علی، تو یک لوطی و عیار به تمام معنا بودی.

در دهه هشتاد که برای من مشکلی شخصی پیش آمد و بعضی از سر جهل و کینه برایم مشکلات کمرشکن پدید آوردند تنها کسی که در برابر همه ایستاد و از حق من دفاع کرد تو بودی. وقتی تو را دیدم گفتی: رجایی، من به خاطر تو در برابر همه ایستادم. و من پاسخی جز تشکر از تو نداشتم. مردانگی‌ات به مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی می‌ماند، حد و اندازه نداشت.

وقتی دکتر... که استاد دانشگاه و فرزند شهید بود نقلی را در سرکوب اعتراضات چند سال قبل به تو نسبت داد و تو گفتی این نقل از من نیست و وکیل تو از او شکایت کرد و دادگاه برای او حکم قطعی حبس صادر و در آستانه اجرا بود، به محض اینکه از تو تلفنی خواستم از شکایتت صرف‌نظر کنی بلافاصله پذیرفتی و گفتی باشد بگو فردا وکیلش بیاید و دستخط رضایت از من بگیرد که آمد و گرفت و حبس منتفی شد.

در اوج دوران غربت هاشمی و در میان مردان تحت فرمان هاشمی که به مصلحت بودنشان بر مناصب رسمی از او نامی نمی‌بردند و با او دیداری حتی در ایام عید نداشتند تنها کسی که در محفل پیشکسوتان جنگ از هاشمی و نقش او در اداره جنگ سخن گفت تو بودی و من در دلم تو را برای این مردانگی تحسین می‌کردم.

به خاطر داری به تو گفتم اقل دو بار از زبان مرحوم آقای هاشمی شنیدم که می‌گفت آقای رجایی، اگر در سپاه یک آدم عاقل وجود داشته این آقای شمخانی است که از سال ۱۳۶۲ به من می‌گفت آقای هاشمی این جنگ برنده ندارد، جنگ را تمام کن.

مثل مرحوم هاشمی عاقل و واقع‌بین بودی.

اکنون از زخم زبان‌ها و تهمت‌ها راحت شده و دعوت دوست را با سرور خساری رنگین اجابت کرده‌ای. خوشا به حال تو و سرانجام کوچ خونینت از این سرای فانی به دیار باقی، ای سبزپوش سفیددل سرخ‌راه.

خدا از قصور و تقصیراتت درگذرد و بر درجاتت بیفزاید.

سلام ما و من را به دوستان شهیدمان برسان و جای ما را هم خالی کن.

علی آقا شهادتت مبارک. چه به تو این عنوان می‌آید؛ شهید علی شمخانی.

این نوشته اندک ادای دینی به بیش از پنجاه و چند سال تلاش‌ها و خدمات خالصانه‌ات برای سرافرازی ایران و اسلام است.


نظرات

آخرین اخبار
کدام مواد غذایی نباید در فریزر باشند؟
افشاگری هارتص از ربودن کودکان در غزه
مجروح شدن چند صهیونیست در پی تیراندازی از سوی نیروهای مقاومت فلسطین
گروهک‌های مسلح وابسته، به دنبال ایجاد ناامنی علیه غیرنظامیان در غزه است
حمله حزب الله لبنان به تجمع نظامیان صهیونیست
عراقچی: همسایگان ما اولویت ما هستند
4 توصیه درباره مصرف سبزیجات
تساوی میلان و یوونتوس در بازی حساس
سخنان نتانیاهو درباره حملات شدید به لبنان بیشتر جنبه «نمایش قدرت» دارد
«دریچه آتش بس یازمینه جنگ»
قدردانی سفیر ایران از دولت و مردم پاکستان برای میزبانی مذاکرات با آمریکا
جهش بی‌سابقه «کرک‌اسپرد» بنزین
عزم اسلام‌آباد برای ادامه ترانزیت کالا به ایران
درس امروز قالیباف به ترامپ؛ چه کسی کارت‌هایش تمام شده!؟
برقراری سفر رسمی چارلز سوم به ایالات متحده پس از بررسی‌های امنیتی
معاون رئیس‌جمهور : به هراقدام جنگی پاسخی چهار برابری خواهیم داد
وزارت خارجه ایران: عراقچی به روسیه سفر کرد/دیدار با پوتین در سن‌پترزبورگ
البوسعیدی رایزنی با عراقچی را مُثمر ثمر خواند
اعلام جزئیات فروش ارز به زائران حج
اینتر یک قدم دیگر به قهرمانی نزدیک شد
نفتالی بنت: نتانیاهو باید کنار برود
شگفتی از معماری ذخیره‌سازی نفت از سوی ایران
هشدار صنعا درپی جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین و لبنان
انتشار بیانیه منتسب به مظنون تیراندازی مراسم شام خبرنگاران کاخ سفید
تشکیل حزبی جدید برای رقابت با نتانیاهو در انتخابات
انتقاد عضو شورای شهر از تبلیغ جوایز میلیاردی در پیامک‌های شهرداری
اسلام‌آباد: به تلاش‌های خود برای پیشبرد صلح در منطقه ادامه خواهیم داد
کشته و زخمی شدن چند نظامی اسرائیل در حمله پهپادی به جنوب لبنان
اولیانوف: آمریکا اخاذی در برابر ایران را کنار بگذارد
نورنما | یادآوری یک نوای خاطره‌برانگیز از زبان کودکان دهه هشتاد
انتشار دستخطی از شهید علی لاریجانی از روزهای پایانی عمرش + تصویر
افزایش منابع قرض الحسنه اشتغال در سال 1405/ سهم هر استان چقدر است؟
برگزاری اجتماع بزرگ امام رضایی‌ها 9 اردیبهشت در تهران + جزئیات
برگزاری آزمون دکتری دانشگاه آزاد به‌صورت مجازی
نمایشگاه مجازی کتاب تهران چقدر تخفیف برای خریداران در نظر گرفته است؟
هاآرتص: موج خودکشی در نیروهای اسرائیلی؛ 11 مورد در کمتر از یک ماه
یورش پلیس به باند برادران قاچاقچی فروش سلاح
تجزیه‌طلبان با انتقاد از ترامپ به مزدوری و اختلاس اعتراف کردند
آمار شهدای لبنان از مرز 2 هزار و 500 نفر گذشت
صعود سخت چلسی به فینال جام‌ حذفی
عارف: آیین‌نامه جدید برای تعیین نرخ سوخت نیروگاه‌ها تصویب شد
تمام فرضیات ترامپ درباره ایران اشتباه از آب درآمد
مخبر: با کمک نخبگان می توان فرآیند بازسازی را کمتر کرد
سایت مصری از تیم ملی فوتبال ایران حریف تیم کشورش نوشت
ترامپ: جنگ با ایران به زودی پایان خواهد یافت
حزب‌الله: نه روی دیپلماسی شکست‌خورده حساب باز می‌کنیم و نه دولت
آغاز پرداخت حقوق کادر درمان بعد از چند روز وقفه
اعلام آخرین نرخ بیکاری؛ کاهش یا افزایش؟
دستگیری جاسوس موساد در لرستان
آزمون جامع دکتری به‌صورت مجازی برگزار می‌شود+ جزئیات