نورنیوز- گروه سیاسی: تجاوز دوباره و مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، آن هم درست در میانه مذاکرات سیاسی، هیچ معنایی ندارد جز تقدم منطق زور و توحش بر دیپلماسی و گفتوگو. در شرایطی که کانالهای دیپلماتیک با شدت و حرارت مشغول رایزنی و طراحی چارچوبهای برای دستیابی به توافق و تفاهم بود، گشودن جبههای تازه و آغاز اقدام نظامی متجاوزانه، عملاً به معنای ترجیح سازوکارهای خشونتآمیز است. اما آنچه این اقدام را از سطح یک تنش نظامی فراتر میبرد، نحوه و اهداف حملات است: تمرکز بر بافت شهری و زیرساختهای غیرنظامی. در حالی که پیش از این، ترامپ از «حمله محدود» سخن میگفت، آنچه عملاً در میدان اتفاق افتاد هدف قرار دادن مراکزی مثل دبستان دخترانه و بیمارستان و مراکز مسکونی است.
حمله به دبستان دخترانهای در میناب و به شهادت رسیدن و مجروح شدن بیش از 180 کودک دانشآموز، و نیز تعرض به بیمارستان گاندی و آسیب دیدن نوزادان بستری در آنجا، نه یک «خطای جانبی»، بلکه نشانهای از ورود به مرحله خطرناک جنگ شهری است؛ مرحلهای که در آن مرز میان جبهه نظامی و زندگی روزمره مردم عملاً از میان میرود. در حقوق بینالملل بشردوستانه، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، قاعدهای بنیادین است؛ قاعدهای که در کنوانسیونهای ژنو تثبیت شده و حمله به مدارس و مراکز درمانی را ممنوع میداند. این اماکن نهتنها غیرنظامیاند، بلکه از حمایت ویژه برخوردارند.
جنگ شهری، بهویژه هنگامی که با بمباران مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی همراه میشود، بیشترین هزینه را بر غیرنظامیان میکند. مدرسه و بیمارستان، نمادهای زندگی و آیندهاند؛ هدف گرفتن آنها، صرفاً تخریب یک ساختمان نیست، بلکه ضربه به امنیت روانی یک جامعه و آینده نسلی است که باید از خشونت مصون بماند. تجربههای تلخ، از جمله جنایات دوساله صهیونیست ها در کشتار مردم بی پناه غزه نشان داده است که دشمن در پی عادیسازی چنین جنایاتی است، و با تکیه بر ادبیاتی فاشیستی میکوشد این فجایع را طبیعی و قهری جلوه بدهد.
در چنین شرایطی، سکوت یا واکنشهای مبهم نهادهای بینالمللی، بهطور ناخواسته میتواند به تداوم این روند کمک کند. سازمان ملل متحد و بهویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد مسئولیت دارند از سازوکارهای خود برای توقف حملات به غیرنظامیان، ایجاد آتشبس فوری و اعزام هیأتهای حقیقتیاب مستقل استفاده کنند. همچنین دیوان کیفری بینالمللی میتواند در چارچوب صلاحیت خود، بررسی مسئولیت احتمالی عاملان حمله به اهداف غیرنظامی را پیگیری کند.
از سوی دیگر تجربه نشان داده است که اراده سیاسی دولتها اغلب تحت تأثیر فشار افکار عمومی شکل میگیرد. امروز افکار عمومی جهان، رسانهها، دانشگاهیان و نهادهای مدنی نقشی تعیینکننده دارند. اگر حمله به مدرسه و بیمارستان با واکنش گسترده جهانی مواجه نشود، خطر آن وجود دارد که چنین رفتارهایی به بخشی عادی از منازعات منطقهای بدل شود؛ وضعیتی که نهتنها برای ایران، بلکه برای کل نظام بینالملل پیامدهای سنگینی خواهد داشت.
آنچه اکنون در حال رخ دادن است، آزمونی تاریخی برای نظم حقوقی جهانی است. آیا اصولی که پس از فجایع قرن بیستم برای حمایت از غیرنظامیان بنا شدند، هنوز قدرت اجرایی دارند؟ یا در برابر محاسبات سیاسی رنگ میبازند؟ اگر پاسخ جهان به هدفگیری کودکان در مدرسه و نوزادان در بیمارستان، واکنشی قاطع و مبتنی بر قانون نباشد، مفهوم «مصونیت غیرنظامیان» به تدریج تهی خواهد شد.
وقتی جان انسانها خصوصا کودکان و نوزادان و غیرنظامیان زیر آوار تجاوزی آشکار و وحشیانه آسیب میبیند، مسئولیت جامعه جهانی دوچندان است: توقف فوری حملات به اهداف غیرنظامی، تضمین دسترسی کمکهای بشردوستانه و محکوم کردن طرفی که قواعد بنیادین انسانیت را نقض کرده است. دفاع از کودکان دانشآموز و نوزادان بیمار بستری در بیمارستان، نه یک موضع سیاسی، بلکه حداقل تعهد اخلاقی و حقوقی جامعه جهانی است.