نورنیوز-گروه بین الملل: حدود یک ماه پس از هشدار ترامپ پس از پافشاری المالکی بر نامزدیاش، آمریکا به طرق مختلف تهدید کرده است که اگر این انتخاب صورت گیرد، عراق را تحریم خواهد کرد. برگردان همین فشار جدی آمریکا، فشارهای داخلی در عراق و حتی در درون «چارچوب هماهنگی» برای انصراف مالکی بوده که او را نامزدی پست نخستوزیری کرده است.
این وضعیت، متحدان عراقی ایران را در تنگنای دشواری قرار داده است؛ از یک سو اگر بیتوجه به تهدیدهای ترامپ، مالکی را بر کرسی نخستوزیری بنشانند، باید خود را برای مواجهه با پیامدهای شدید آن آماده کنند که عراق در سایه اختلافات و شکاف موجود میان نیروهای سیاسی و همچنین کنترل آمریکا بر درآمدهای نفتی آن، این آمادگی را ندارد و کافی است که واشنگتن حساب بانکی درآمدهای نفتی عراق را ببندد. از سال 2003 پس از سقوط صدام کلیه درآمدهای نفتی عراق به حسابی در بانک مرکزی آمریکا واریز میشود.
از دیگر سو نیز اگر به این خواسته ترامپ تن دهند، عملا او در مقام آمر و ناهی عراق مینشیند و باید نامزدی برای این پست معرفی گردد که در نهایت مقبول ترامپ واقع شود. برگردان عملی آن هم جز این نیست که جهتگیری و سیاستگذاریهای کلان بغداد در دوره پیشرو به ویژه در سیاست خارجی باید از کانال ترامپ و دولتش بگذرد.
در گذشته آمریکا وقتی در یک کشور دولتی نامطلوب شکل میگرفت، معمولا از اهرم کودتا یا تقویت مخالفان و غیره استفاده میکرد، اما امروز دیگر ترامپ این روشهای غیر مستقیم را کنار گذاشته و مستقیما میخواهد تعیین کند که چه کسی به قدرت برسد و کی نرسد.
در واقع عزم ترامپ برای حذف مالکی و به قدرت رسیدن فرد دلخواهی مشابه اقدامی است که علیه مادورو در ونزوئلا انجام داد و با برداشتن او معاونش دلسی رودریگز را به قدرت رساند که اخیرا در استقبال از کریس رایت وزیر انرژی آمریکا شخصاً ساز نواخت و سنگ تمام گذاشت.
حالا اگر در نهایت «چارچوب هماهنگی» بر نخستوزیری مالکی پافشاری کند تا دوباره به قدرت برسد که البته چندان محتمل نیست، هیچ بعید نیست ترامپ از سر خشم عملا خود دست به کار شود و همان الگوی ونزوئلا را در عراق هم تکرار کند.
در پی تحولات دو سال اخیر منطقه به ویژه خروج سوریه از محور همسو با ایران و تشدید تحرکات آمریکا علیه حشد الشعبی، معرفی مالکی برای نخستوزیری، با توجه به نوع رابطهاش با تهران، بیش از آن که انتخابی صرفا داخلی بوده باشد، تلاشی هدفمند برای حفظ و تقویت جایگاه ایران در بغداد در این شرایط ناپایدار منطقهای بود.
بر این اساس، حذف مالکی و شکلگیری عراقِ ترامپ، صرفاً یک جابهجایی سیاسی نیست، بلکه واجد پیامدهای ژئوپلیتیک در منطقه است و میتواند موجب تسریع شکلگیری نظمی جدید شود.
به احتمال زیاد آمریکا در جریان رایزنیهای داخلی عراق، به ویژه در «چارچوب هماهنگی» برای معرفی مالکی بهعنوان نخستوزیر بوده است. با این حال، این پرسش مطرح میشود که آیا واشنگتن پیش از معرفی رسمی مالکی هشدار روشنی داده بود یا نه؟
اگر هشدار داده بود، چرا این انتخاب بیسر و صدا منتفی نشد تا عقبنشینی احتمالی بار حیثیتی پرپیامدی پیدا نکند؟
اگر هشدار نداده بود، آیا هدف این بوده که ابتدا مالکی معرفی شود و سپس ترامپ مانع نخستوزیری او شود تا به این ترتیب دورهای جدید از رویکرد بیپرده آمریکا در معادلات خاورمیانه و عراق رونمایی شود؟
البته مالکی حدود یک هفته پس از تهدید ترامپ، مواضعی غیرمنتظره اتخاذ کرد؛ مواضعی که روشن نیست تلاشی برای همسو نشان دادن خود با سیاست منطقهای آمریکا و برداشتن وتوی آن بوده است یا نه.
او در سوم فوریه از احمد الشرع ستایش کرد، او را «برادر» خواند و وعده داد در صورت رسیدن به نخستوزیری، فصل تازهای در روابط با دمشق بگشاید.
اما مالکی در همان گفتگوی تلویزیونی تا توانست به بشار اسد تاخت و او را به حمایت از تروریسم و صدور آن به عراق متهم ساخت.
این در حالی است که او چند ماه پس از به قدرت رسیدن الشرع، صراحتاً اعلام کرده بود که به هیچ وجه حاضر به دیدار با «جولانی» نیست و او را مسئول کشتار و ویرانی در عراق میدانست.
چنین چرخشی در منطق منافع، برای سیاستمداران پراگماتیست که مرغشان دو پا دارد و نه یک پا، امری غیرعادی نیست. از این منظر، شاید مالکی کوشیده باشد به منطقه و جهان پیام دهد که «مالکیِ دیروز» نیست.
با این حال، این «چرخش دیرهنگام» بعید است که برای آمریکا و متحدان در منطقه اطمینانخاطر ایجاد و رضایت ترامپ را جلب کند؛ مگر آنکه …...