نورنیوز-گروه سیاسی:در روایت مسلط آمریکایی از مذاکرات با ایران، یک اتهام ثابت همواره تکرار شده است: «ایران بهدنبال خرید زمان و فرسایشیکردن گفتوگوهاست». این گزاره طی سالها به ابزاری برای فشار سیاسی و رسانهای بدل شده، اما آنچه امروز در روند مذاکرات جاری دیده میشود، بهویژه در رفتار عملی دو طرف، این ادعا را بهطور جدی زیر سؤال میبرد. اگر «زمان» را بهعنوان شاخص اصلی سنجش جدیت در نظر بگیریم، تصویر ارائهشده کاملاً معکوس است.
اظهارات صریح اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، چارچوب این بازتعریف را روشن میکند. تهران اعلام کرده که از طولانیشدن مذاکرات هیچ منفعتی نمیبرد و با هدف دستیابی به نتیجه در کوتاهترین زمان ممکن وارد این روند شده است. این موضع، زمانی معنا پیدا میکند که به ترکیب و رفتار هیئت ایرانی توجه شود: تیمی کامل متشکل از کارشناسان سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی که مأموریت آنها بررسی دقیق همه ابعاد یک تفاهم احتمالی است. افزون بر این، ایران بارها تأکید کرده که برای رسیدن به نتیجه، آمادگی دارد هر میزان که لازم باشد در محل مذاکرات بماند و گفتوگوها را بدون وقفه ادامه دهد. این رویکرد، نه نشانه وقتکشی، بلکه نشانه تلاش برای «بهرهبرداری حداکثری از زمان» است.
در نقطه مقابل، رفتار آمریکا واجد نشانههای متعددی از فقدان جدیت زمانی است. اعزام افرادی مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر به مذاکرات، آن هم بدون همراهی تیمهای کارشناسی فنی و حقوقی منسجم، بیانگر نگاه حداقلی واشنگتن به فرآیند گفتوگوست. مذاکره درباره پروندهای پیچیده و چندلایه مانند ایران، نیازمند کار مستمر کارشناسی، بررسی سناریوها، محاسبه پیامدهای حقوقی و فنی و صرف زمان کافی است؛ عناصری که در ترکیب و زمانبندی هیئت آمریکایی کمتر دیده میشود.
این فقدان جدیت زمانی، با رفتارهای موازی آمریکا تشدید میشود. بهجای تمرکز بر میز مذاکره، مقامات آمریکایی بهصورت مستمر در حال مصاحبههای رسانهای، ارسال پیامهای متناقض و همزمان نمایش قدرت نظامی در منطقه هستند. این اقدامات نهتنها به پیشبرد مذاکرات کمک نمیکند، بلکه عملاً زمان را از مسیر گفتوگوی واقعی به سمت جنگ روانی و نمایش سیاسی منحرف میسازد. مذاکرهای که قرار است به توافق منجر شود، در اتاق گفتوگو و با کار کارشناسی پیش میرود، نه با تهدید، تصویرسازی رسانهای و فشار بیرونی.
در این میان، نقش دونالد ترامپ بهعنوان بازیگر بیرون از میز اما حاضر در فضای روانی مذاکرات، قابل توجه است. ترامپ با تأکیدهای مکرر بر «اهمیت مذاکرات» و همزمان ارسال پیامهای متضاد، تلاش میکند تعادل روانی روند گفتوگو را بر هم بزند. اعلام اینکه او «خودش بهصورت غیرمستقیم در مذاکرات حضور دارد»، بیش از آنکه نشانه تعهد باشد، بخشی از همان بازی رسانهای است. ایران اما آگاهانه و هوشمندانه اعلام کرده که این نوع مشارکت به طرف آمریکایی مربوط است و تهران نقشی در آن ندارد؛ موضعی که نشان میدهد ایران قصد ندارد زمان مذاکرات را صرف واکنش به نمایشهای شخصی و رسانهای کند.
اگر زمان معیار سنجش باشد، ایران با حضور تیم مفصل کارشناسی، آمادگی برای مذاکرات طولانیمدت و تمرکز بر جزئیات، نشان داده که بهدنبال رسیدن به نتیجه واقعی است. در مقابل، آمریکا با اتکای بیش از حد به نمایش رسانهای، اعزام نمایندگان غیرمتخصص و بیتوجهی به لوازم حرفهای مذاکره، عملاً پیام متناقضی ارسال میکند. بنابراین، اتهام وقتکشی نهتنها با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد، بلکه امروز بیش از هر زمان دیگری به خود واشنگتن بازمیگردد؛ جایی که «زمان مذاکره» هنوز بهعنوان یک سرمایه راهبردی جدی گرفته نشده است.