نورنیوز- گروه سیاسی: عباس عراقچی پس از پایان دور تازه مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا، در گفتوگویی کوتاه اما معنادار، سه بار از یک واژه استفاده کرد: «خوب». او در سخنان کوتاه خود گفت:« شروع خوبی بود، میتواند ادامه خوبی هم داشته باشد... اگر همین روند ادامه داشته باشد به نظرم به یک چارچوب خوب برای توافق خواهیم رسید.» در دیپلماسی، تکرار واژهها تصادفی نیست. بهویژه در پروندهای چون مذاکره ایران و آمریکا که هر کلمه، بار سیاسی، امنیتی و روانی دارد. پرسش اساسی این است که تعبیر «خوب» در اینجا دقیقاً به چه معناست؟ و چه مذاکرهای واقعاً مذاکره خوب محسوب میشود؟
«خوب» در دیپلماسی یعنی چه؟
در فضای عمومی، «خوب» اغلب با «سازش»، «امتیاز» یا «نرمش» خلط میشود. اما در منطق راهبردی مذاکره، «خوب بودن» نه یک صفت اخلاقی، بلکه یک معیار کارکردی است. مذاکره خوب، مذاکرهای است که هزینههای راهبردی را کاهش دهد، فرصتهای ملی را افزایش دهد و مسیر تصمیمگیری آینده را بازتر کند؛ حتی اگر الزاماً به توافق فوری منجر نشود.
نخست باید روشن کرد که مذاکره خوب الزاماً مذاکرهای نیست که سریع به توافق برسد. در تجربه ایران، برخی از پرهزینهترین توافقها، محصول مذاکرههای شتابزدهای بودهاند که «خوب جلوه داده شدند»، اما در عمل، ناپایدار، نامتوازن و شکننده از آب درآمدند. بنابراین، اگر از «مذاکره خوب» سخن میگوییم، باید آن را در سه سطح فهم کنیم: سطح فرآیند، سطح تداوم، و سطح چارچوب.
در سطح فرآیند، مذاکره خوب یعنی مذاکرهای که قواعد بازی در آن روشن است. شفافیت نسبی در خطوط قرمز، فهم متقابل از محدودیتها و پرهیز از غافلگیریهای پرهزینه، از نشانههای چنین مذاکرهای است. اینکه عراقچی از «خوب بودن مذاکرات» سخن میگوید، میتواند به این معنا باشد که طرفین، دستکم در این دور، وارد بازی ابهامسازی افراطی، تهدید فوری یا فشار نمایشی نشدهاند. مذاکرهای که در آن طرفین بیش از آنکه برای مصرف رسانهای حرف بزنند، برای سنجش واقعیات مینشینند، در منطق دیپلماسی، مذاکرهای قابل دفاع است.
اما مذاکره خوب، اگر قرار باشد به ادامه خوب برسد، نیازمند شرطی مهمتر است: توازن میان گفتوگو و قدرت. ادامه خوب زمانی ممکن است که مذاکره به جای فرسایش اهرمهای ملی، آنها را تثبیت یا حتی تقویت کند. تجربه نشان داده هرگاه مذاکره به جای مکمل قدرت، جایگزین آن شده، نتیجهای جز بنبست یا امتیازدهی یکطرفه نداشته است. ادامه خوب، یعنی مذاکراتی که همزمان با آن، اقتصاد، سیاست منطقهای و انسجام داخلی بهعنوان پشتوانه حفظ شوند، نه قربانی شوند. از این منظر، خوشبینی محتاطانه در کلام عراقچی را میتوان نشانهای از این دانست که دستکم در این مرحله، مذاکره بهعنوان ابزار دیده میشود، نه هدف. این تمایز، ظریف اما حیاتی است. مذاکرهای که خودش به هدف بدل شود، دیر یا زود به دام «هر توافقی بهتر از بیتوافقی است» میافتد؛ و این همان نقطهای است که «خوب» بودن، به «پرخطر» بودن تبدیل میشود.
اما شاید مهمترین بخش سخنان عراقچی، اشاره به «چارچوب خوب برای توافق» باشد. چارچوب، پیش از آنکه درباره متن باشد، درباره منطق توافق است. چارچوب خوب یعنی توافقی که در درجه اول، قابل راستیآزمایی باشد؛ نه بر پایه اعتماد، بلکه بر پایه سازوکار. در درجه دوم، قابل بازگشت نباشد؛ یا دستکم هزینه خروج یکطرفه از آن بالا باشد. در درجه سوم، عدمتقارن گذشته را بازتولید نکند؛ یعنی امتیازات ایران فوری و تعهدات طرف مقابل موکول و مشروط نباشد. و در درجه چهارم، در داخل کشور قابلیت دفاع سیاسی و اجتماعی داشته باشد؛ توافقی که نتوان آن را برای افکار عمومی توضیح داد، در عمل توافقی ناپایدار است. چارچوب خوب، همچنین باید تجربه شکستخورده گذشته را در خود هضم کرده باشد. توافقی که سازوکار جبران خروج، تضمین اقتصادی و مصونیت از تغییرات سیاسی در آمریکا را نادیده بگیرد، حتی اگر در کوتاهمدت «خوب» به نظر برسد، در بلندمدت پرریسک است.
خلاصه اینکه شاید تکرار واژه «خوب» از سوی عراقچی، بیش از آنکه پیام قطعی باشد، سیگنال کنترلشدهای از یک احتیاط خوشبینانه است؛ تلاشی برای تنظیم انتظارات، نه برانگیختن هیجان. دیپلماسی موفق، پیش از آنکه با هیجان پیش برود، با دقت زنده میماند. برای ایران، در این مقطع، مذاکره خوب نه مذاکرهای است که وعدههای بزرگ بدهد، بلکه مذاکرهای است که ریسکهای بزرگ را مهار کند. اگر «خوب» قرار است کلیدواژه این دور باشد، باید مراقب بود که این کلمه، جای تحلیل را نگیرد، بلکه در خدمت آن قرار گیرد. در سیاست خارجی، «خوب» زمانی خوب است که قابل دوام باشد.
نورنیوز