×
سیاسی
شناسه خبر : 273720
تاریخ انتشار : شنبه 1404/11/18 ساعت 10:19
روزگاری این‌چنین ‌هائل

دکتر مسعود نیلی:

روزگاری این‌چنین ‌هائل

بدون تردید در یکی از غمبارترین، بحرانی‌ترین و سرنوشت‌سازترین روزگاران این سرزمین عزیز و پرحادثه به سر می‌بریم. غمبارترین به‌خاطر اینکه به‌طور بی‌سابقه‌ای، حداقل تا آنجا که حافظه تاریخی گواهی می‌دهد، ظرف کمتر از 48ساعت، چندهزارنفر از شهروندان و به‌ویژه، جوانان نازنینمان، جانشان را از دست دادند و رفتند و بخش بزرگی از جامعه ایران را نیز سوگوار شد.

نورنیوز- گروه سیاسی: کشوری که هزینه‌هایی سنگین برای اضافه کردنِ تنها یک نفر به جمعیت خود، می‌پردازد، ناگاه، این‌چنین راحت، جوانانی رشید را از دست داد. وقتی نظام حکمرانی، خود را بی‌نیاز از آسیب‌شناسی تحلیلیِ نارضایتی‌های نهفته در درون جامعه می‌بیند، به‌ناگاه، غافلگیر می‌شود و وقتی در علت‌یابیِ ابعاد پدیده‌ای که مشاهده می‌کند، ناتوان می‌شود، به انواع توجیهات و از آن بدتر، به انواع اقدامات عملی، روی می‌آورد. به راستی آیا آنچه اتفاق افتاد، قابل پیش‌بینی و در نتیجه قابل پیشگیری نبود؟ نمی‌دانم تا چه اندازه آمارهایی را که در ادامه، تنها به ارائه بخش کوچکی از آن اکتفا می‌کنم، قبلا توسط نظام تصمیم‌گیری مورد توجه قرار گرفته است، اما شواهد آماری نشان می‌دهد که جامعه ایران، مدت‌هاست با انباشتی از مشکلات بعضا بی‌سابقه مواجه است و از آن مهم‌تر اینکه، چشم‌اندازی را هم که پیش رو می‌بیند، تصویر امیدبخش و امیدوارکننده‌ای را ترسیم نمی‌کند.

چنین وضعیتی، مردم و به‌ویژه جوانان را مستعد برون‌ریزی خشم و غلیان نفرت می‌کند. به نظر اینجانب، اگر به زمینه‌های بروز چنین وقایعی از قبل توجه می‌شد و حل آنها به‌عنوان مهم‌ترین اولویت مسائل کشور، مورد توجه قرار می‌گرفت، امروز نه تنها جان‌باختگان این روزهای تلخ، در کنار عزیزانشان از زندگی بهره می‌بردند، بلکه بقیه مردم نیز با روحیه‌ای بهتر و امیدوارانه‌تر به کشور و آینده آن، نگاه می‌کردند. هرچند در این نوشته تنها بر ابعاد اقتصادی نارضایتی‌های نهفته در متن جامعه پرداخته می‌شود، اما انباشت این حجم از مشکلات و تبدیل شدن آن از نسوج نرم به جِرم‌های سخت و ضخیم، نشان از نارسایی‌هایی عمیق‌تر دارد. برخی حقایق آماری که در ادامه ارائه می‌شود، نشان می‌دهد که اتفاقات رخ داده کاملا قابل پیش‌بینی بوده و می‌توانسته رخ ندهد.

۱. در کشور ما حدود ۱۲‌میلیون جوان زندگی می‌کنند که نه در حال تحصیلند، نه شاغلند. معنی این عدد آن است که تقریبا ۱۴درصد از جمعیت کشور، دقیقا در تمام ۲۴ساعت، فعالیتی را در دست انجام ندارد. این عدد، به‌طور کاملا هشداردهنده‌ای در مقایسات بین کشوری بالاست. از این نظر، جامعه ایران، یک انبار باروت است که هرلحظه امکان انفجار دارد.

۲.  از نظر اشتغال، از سال۱۳۹۸ تاکنون، تقریبا، روند افزایش تعداد شاغلان، متوقف شده است. تعداد شاغلان کشور در تابستان سال۱۳۹۸، معادلِ ۲۴.۷۵‌میلیون نفر بوده که در سال ۱۴۰۴یعنی پس از ۶سال، فقط با ۲۰۰هزار نفر افزایش (عدد ناچیز ۳۳۰۰۰نفر در سال)، به ۲۴.۹۵‌میلیون نفر رسیده است. این در حالی‌ است که در همین فاصله، بیش از ۴.۴‌میلیون نفر، به جمعیت ۱۵ساله و بیشتر کشور افزوده شده است. یعنی حتی اگر نیمی از این تعداد هم قرار بود به شاغلان اضافه شوند، لازم بود، عدد شاغلان ما امروز، حدود ۲۷.۲‌میلیون نفر باشد. اما متاسفانه، نه تنها هیچ‌یک از این ۴.۴‌میلیون نفر وارد بازار کار نشدند(اضافه شدن به جمعیت غیرفعال)، بلکه حدود ۷۰۰هزار نفر هم از بازار کار خارج شدند و در واقع، ۵.۱میلیون نفر، به جمعیت وابسته، افزوده شد. اینها نشانه‌هایی است از اینکه، بازار کار و درنتیجه کل جامعه ایران، مدت‌هاست به معنی واقعی کلمه، در شرایط بحرانی به سر می‌برد؛ به‌گونه‌ای‌که هر لحظه در معرض وقوع یک انفجار غیر قابل مهار بوده است. مقیاس وقایع اخیر و خشم نهفته در آن، تنها بخش کوچکی از آنچه را که می‌توانست و می‌تواند اتفاق بیفتد، تشکیل می‌دهد. توجه به این نکته مفید است که اگر بازه ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ را به سه دوره ۱۳۹۳-۱۳۸۴ به‌عنوان دوره اول، ۱۳۹۸-۱۳۹۳ دوره دوم و ۱۴۰۴-۱۳۹۸ دوره سوم تقسیم کنیم، مشاهده خواهیم کرد که اتفاقات بسیار مهمی از نظر اشتغال، در این سه دوره رخ داده است. 

در دوره اول، در جمع ۹سال، تنها ۵۰۰هزار نفر به خالص تعداد شاغلان اضافه شده (متوسط سالانه ۵۵هزار نفر)، در دوره دوم، طی ۵سال، به یک‌باره و باجهشی بزرگ، ۳.۳۵۰‌میلیون نفر به تعداد شاغلان افزوده شده(متوسط ۶۷۰هزار نفر در سال) و بالاخره در دوره اخیر، یعنی ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۴، تنها ۲۰۰هزار نفر به خالص اشتغال اضافه شده که معادل ۳۳هزارنفر در سال است. این به آن معنی است که میزان اشتغال‌زایی اقتصاد در سال‌های اخیر، به یک بیستم دوره ۱۳۹۸-۱۳۹۳ تقلیل یافته و عملا به‌لحاظ آماری به صفر رسیده است. از اینجا به راحتی می‌توان حال و روز جامعه‌ای را که سالانه به‌طور متوسط، حدود ۷۵۰هزار نفر به جمعیت ۱۵سال بیشتر آن افزوده می‌شود و از آن طرف شغلی ایجاد نمی‌شود، درک کرد.

۳. از نظر وضعیت درآمدی و رفاه، رشد اقتصادی تقریبا از سال۱۳۹۰ به بعد متوقف شده است. درآمد خالص سرانه هر ایرانی، بر اساس آمار مرکز آمار، در پایان سال۱۴۰۳، ۲۰درصد پایین‌تر از سال۱۳۹۰ و ۱۲درصد پایین‌تر از سال۱۳۹۶ بوده است. همچنین، به تعداد  فقرا، در یک مرحله ۱۰.۵‌میلیون نفر (در سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸) و در یک مرحله در سال‌های ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، در حدود ۵.۵‌میلیون نفر افزوده شده و جمعیت زیر خط فقر را به حدود ۳۲‌میلیون نفر رسانده است. از منظر حکمرانیِ مسوولانه، این ارقام بیش از اندازه هولناکند. به‌خصوص وقتی توجه کنیم که بدون تردید، روند ذکرشده، در سال جاری همچنان افزایشی بوده که هنوز آمارهای رسمی آن اعلام نشده است. معنی ملموس این ارقام، کاهش هشداردهنده کیفیت زندگی مردم شامل مصرف مواد غذایی مانند گوشت و لبنیات و میوه‌جات از یک طرف و مواجه شدن با محدودیت‌های جدی، در تامین دارو و انجام اقدامات درمانی از طرف دیگر، برای بیماری‌هایی است که بخشی از مردم به‌طور اورژانس به آنها محتاجند.

۴. تورمی که در سال‌های اخیر، جامعه ما را در فشار قرار داده، تورمی کاملا غیر متعارف و بسیار آزاردهنده است. حافظه آماری ملموس جامعه، تورم‌های مداوم بالاتر از ۴۵درصد را اولین بار است که تجربه می‌کند. آن هم تورمی که میل به افزایش دارد و با انتشار هر آمار جدید، عددی بالاتر درمی‌نوردد. حال وقتی دستمزدها نمی‌تواند متناسب با این شدت از تورم افزایش پیدا کنند و این فاصله به‌طور مداوم افزایش پیدا می‌کند، می‌توان در مورد عصبانیتی که در درون جامعه شکل گرفته و انباشته می‌شود، درک واقع‌بینانه‌ای داشت. به‌عنوان مثال، وقتی حقوق حدود ۴‌میلیون نفر از کارکنان دولت و بخش عمومی و نیروهای مسلح و انتظامی طی ۵سال، به میزانی کمتر از نصف تورم تعدیل می‌شود، بخش بزرگی از آنان، به ناراضیان اضافه می‌شوند و انگیزه آنها در این شرایط سخت، به شدت کاهش پیدا می‌کند. و همین‌جاست که فساد و سایر موارد سربرمی‌آورد. یادآور می‌شوم که این حد از کاهش سیاستگذاری‌شده پرداخت به کارکنان دولت و نیروهای مسلح و انتظامی، طی چنین مدتی، بی‌سابقه بوده است.

۵. تورم بالای ۵۰درصد، ضمن آنکه بسیار بی‌رحمانه گروه‌های مختلف درآمدی را به قعر فقر می‌راند، ارزش دارایی ثروتمندان را با نسبتی بیشتر از تورم، افزایش می‌دهد. در نتیجه ما دورانی را تجربه می‌کنیم که افزایش فقر با افزایش قابل‌توجه نابرابری همراه می‌شود. جامعه‌ای که بخش قابل‌توجهی از آن، در تامین نیازهای اولیه، دچار مشکل است و بخشی دیگر، زندگی فوق تجملی در کلاس ثروتمندترین‌های جهانی دارد، مطمئنا ناپایدار خواهد بود. ما به‌عنوان یکی از نابرابرترین کشورهای جهان، عمدتا با آمریکا قابل مقایسه هستیم.

۶. از سال‌های دهه۱۳۶۰ تا سال‌های منتهی به ۱۳۹۶، میانگین درآمد نفتی سرانه (به قیمت‌های ثابت امروز) به طور متوسط، حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰دلار بوده است. این به معنی انتقال قدرت خریدی در حدود ۱۵۰ تا ۱۸۰‌میلیون تومان از سوی دولت‌ها در قالب‌های مختلف انواع یارانه‌ها، زیرساخت‌ها و مخارج بودجه به ازای یک نفر به جامعه بوده است. این عدد در شرایط جاری به اعداد ناچیز حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد تقلیل پیدا کرده است. لذا نظام حکمرانی که قبلا نقش پررنگی در زندگی و رفاه مردم داشته، امروز قد و اندازه‌ای بسیار کوچک پیدا کرده و اگر دیر متوجه این تغییر اندازه نسبی خود شود و در نتیجه از جامعه همان مطالبات قبلی را درخواست کند، همین می‌شود که در سال‌های اخیر شده.

۷. در میان این‌همه فشار روحی و عصبی، انتشار اخبار مربوط به بودجه نهادهایی که هیچ مسوولیت مشخص خدماتی نداشته و پاسخگویی مشخصی هم ندارند و از سوی دیگر، شرایط رفاهی فرزندان و بستگان برخی مسوولان به‌خصوص آنانی که در کشورهای بزرگ غربی در حال زندگی هستند و نیز درز خبرهایی مربوط به فسادهای بزرگی که هر از چندگاهی، آشکار شده و می‌شود، جامعه را در وضعیت انفجار قرار می‌دهد.

موارد بسیار دیگری هم هست که برای رعایت اختصار از ذکر آنها خودداری می‌کنم. خلاصه مطالب بیان‌شده آن است که مدتی است، رقم‌های ناچیزی به کل درآمد جامعه افزوده شده که همان هم در حال کاهش است. جمعیت وابسته کشور با سرعتی بالا در حال افزایش است و آنانی که کار می‌کنند، درحال کاهشند. عدد بسیار بزرگی از جوانان کشور نه کار می‌کنند نه در حال تحصیل‌ هستند. تورم بی‌رحمانه شلاق خود را بر پیکر نحیف جامعه‌ای می‌نوازد که نمی‌داند دقیقا به چه گناهی این‌چنین مجازات می‌شود. در کنار این شرایط به‌شدت رنج آور، حس نابرابری با مشاهده ثروتمندانی که نه کارآفرینند، نه در مسیر رشد اقتصادی کشور قرار دارند، بلکه تنها کسانی هستند که از یک یا چند امتیاز رانتی برخوردار می‌شوند، کل جامعه و به‌ویژه جوانان را عصبانی می‌کند و به خشم می‌آورد. توجه داشته باشیم این اژدهای هفت‌سر که گلوی جامعه را در چنگال خود گرفته و بی‌رحمانه می‌فشارد، به‌طور کامل از ناحیه اقتصاد کلان و در نتیجه تحولات و نابسامانی‌های خارج از کنترل آحاد مردم سربرآورده است و با سرعتی برق‌آسا، رفاه آنان را می‌بلعد. نکته مهم آن است که در حال حاضر، هیچ مقام مسوولی قادر نیست در قبال ارائه چشم‌اندازی روشن و امیدوارکننده و خروج از شرایط بحرانی موجود، مسوولیت «معتبر» بپذیرد. نتیجه آن می‌شود که در نگاه به آینده مردم، کورسویی از بهبود ارائه نمی‌شود.

به آنچه گفته شد، اضطراب مستمر و آزاردهنده ناشی از وجود سایه جنگ را هم باید اضافه کرد. بسیاری شب‌ها را جامعه در وضعیتی به صبح می‌رساند که بر اساس اخبار و شایعات، احتمال وقوع حمله در آن بالاست. نقطه کانونی و مرکز اصابت اصلی شرایط وخیم ذکرشده، جوانانند. جوانانی که چه بخواهیم چه نخواهیم، آینده کشور در دست آنها خواهد بود. این جوانان یا حداقل، درصدی از آنها، از قضا، در چالش بزرگ فرهنگی و سبک زندگی، با بخش ارزشی نظام حکمرانی نیز قرار گرفته‌اند. کثیری از این جوانان، از مشکلاتی مانند بیکاری، فقر، بی‌آیندگی، فقدان چشم‌اندازی روشن در زمینه زمان به سرآمدن این مصیبت‌ها، دلهره و اضطراب ناشی از شرایط بالقوه جنگی، رنج می‌برند. شغل، مسکن، ازدواج، بهره‌مندی از یک زندگی کاملا معمولی، برای بخش بزرگی از آنان، رویایی دست‌نیافتنی است. آنان اما در جهانی زندگی می‌کنند که اطلاعات مربوط به تحولات زندگی همسن و سال‌هایشان در دیگر نقاط جهان به‌صورت آنی در اختیار است. آنها نمی‌توانند بپذیرند که چطور ممکن است کشوری این‌قدر ثروتمند و در عین حال، اینقدر فقیر و پرمشکل باشد. آنچه آنها از نظام حکمرانی لمس کرده‌اند، پیام فقر و محدودیت در کنارِ نهی و نفی و «برخورد» است. در میان مسوولان، نه تنها کسی را نمی‌یابند که حتی با فاصله، کمی مانند آنها باشد، بلکه هرروز از صدها بلندگوی آزاردهنده، نهیب و تهدید می‌شنوند.ق

به مجموعه رنج‌آور این همه مشکل، چالش جدی مربوط به سبک زندگی و نوع پوشش و حتی جمع شدن دورهم در کافه‌ها و رستوران‌ها را هم اضافه کنید. اگر مسوولان کشور با روان‌پزشکان و متخصصان روان‌شناسی اجتماعی گفت‌وگویی شفاف و آسیب شناسانه می‌کردند، می‌شنیدند که این جامعه، مدت‌هاست همه عوامل لازم را برای بروز ناآرامی‌ها و مواجهه‌های خشونت‌آمیز در درون خود دارد. حال اگر این جامعه عصبانی، مشاهده کند که حکومت، رنج و خشم او را درک نکرده و شکل گیری تدریجی آن را از پیدایشِ مشکل اقتصادی، به چالش اجتماعی، پس از آن بروز سیاسی و در مرحله آخر، تبدیل شدن به رویداد امنیتی، نادیده گرفته و تنها در مرحله آخر، وارد میدان شده و او را در مقابل خود تعریف کرده و در برابرش صف آرایی می‌کند، تنها انتخابش، طغیان و ناآرامی‌های پیش‌بینی‌ناپذیر خواهد بود. خشم جوانان را باید مهربانانه و کارشناسانه و سریع، فهمید و رفع علمی آن را در دستور کار قرار دارد. می‌بینیم چگونه این‌چنین زود دیر می‌شود.

به نظام حکمرانی توصیه می‌شود که اولا به فکر ابتکارات مناسب برای پایان بخشیدن به منازعه مخرب بین‌المللی موجود باشد. توجه داشته باشیم که هرچه طرف مقابل ما بی‌منطق‌تر، خطرناک تر و غیرانسانی‌تر باشد، ضرورت برخورد مدبرانه و توأم با طمأنینه ما بیشتر می‌شود. قدرت ما نه در فریادهای بلندتر و واکنش‌های تندتر، بلکه در تفکر بلندمدت‌تر و نگاه واقع‌بینانه‌تر به خود و شرایطی که در آن به سر می‌بریم، متجلی می‌شود. جنگیدن همزمان در جبهه‌های سیاسی خارجی، سیاسی داخلی، اقتصاد و محیط زیست، کاری نشدنی و نتیجه آن از مدت‌ها پیش مشخص و قطعی بوده است. ثانیا، توجه عمیق به این نکته مهم که آنچه قاطبه جوانان را به خشم آورد، چیزی نبود جز فقر، بیکاری، حس نابرابری و تبعیض، فساد، بی‌آیندگی و نبود چشم‌اندازی برای چگونگی خروج از بحران‌هایی که روندی فزاینده دارند. اگر چنین زمینه‌ای نباشد، فرصت‌یاب‌ترین دشمنان خارجی هم نمی توانند از آن، بهره‌ای ببرند.

اگر از فاجعه‌ای که اتفاق افتاد درسی نگیریم و با لجاجت، بر همان طبل قبلی بکوبیم و تحلیل‌هایی را که فقط تقصیر را از ما متوجه دیگران می‌کند مبنا قرار دهیم، آینده‌ای دهشت‌بار را برای ایران عزیز رقم می‌زنیم. آینده‌ای که در آن، خشونت و جنگ داخلی و خارجی، حرف اول را می‌زند و در نتیجه آن، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان. حکومت‌ها اگر نتوانند مشکلات اصلی و مهم جامعه را تبدیل به اولویت‌های اصلی و مهم خود کنند و در جلب پشتیبانی قوی از درون ناموفق باشند، برای ادامه کار با چالش‌های سخت مواجه خواهند بود. امید چندانی ندارم؛ ولی نمی‌توانم نسبت به آینده غمبار محتمل این سرزمین عزیز هم بی‌تفاوت باشم و سکوت اختیار کنم. تاکیدی، توصیه‌ای، درخواستی، خواهشی و حتی التماسی، اگر بتواند به ادامه حیات این مادر عزیز و جلوگیری از سقوط آن از این پرتگاه هولناک، کمک کند، چه باک.

دریغ است ایران که ویران شود.

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین‌ هائل /  کجا دانند حال ما سبک‌باران ساحل‌ها؟

همه کارم زخودکامی به بدنامی کشید آخر /  نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل‌ها؟ 

*    اقتصاددان


دنیای اقتصاد
نظرات

آخرین اخبار
پیام بسیج در دویستمین شب ایستادگی: تا تحقق کامل آرمان‌ها در میدان می‌مانیم
ایران عضویت آمریکا در شورای حکام را مغایر اساسنامه آژانس دانست
اعتراض سفارت ایران در آلمان به «رویکرد دوگانه» غرب در قبال حقوق بشر
نظرسنجی جدید درباره ترامپ؛ محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا به پایین‌ترین سطح رسید
تزریق واکسن آنفلوآنزا از اواخر شهریور؛ اولویت‌بندی برای گروه‌های پرخطر
وزیر دفاع پاکستان: پیام عربستان درباره تحولات یمن را به ایران منتقل کردیم
وزارت خارجه سفیر آلمان را احضار کرد؛ اعتراض ایران به مواضع برلین
آجورلو: آمریکا به شروط تهران عمل کند تا تفاهم عمان- ایران درباره تنگه هرمز اجرایی شود
آخرین تحولات جنگ ایران و آمریکا؛ انهدام پهپاد MQ-9 آمریکا در قشم و تحرکات دیپلماتیک
پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا جمعه 27 شهریور؛ قیمت طلا صعودی می شود؟
جدول قطعی برق استان کرمانشاه فردا جمعه 27 شهریور+ زمان‌بندی خاموشی شهرهای استان
روسیه و چین قطعنامه ضدایرانی آمریکا را وتو کردند؛ شکست واشنگتن در شورای امنیت
سازمان ملل: حمله آمریکا به مدرسه میناب و لامرد مصداق جنایت جنگی است
سندرز سناتور آمریکایی، خواستار توقف انتقال بمب‌های سنگین به اسرائیل شد
نخست‌وزیر سوئد پس از شکست انتخاباتی استعفا داد
پیش بینی قیمت دلار فردا جمعه 27 شهریور 1405 ؛ دلار سقوط می‌کند؟
اظهارات جنجالی کاتس درباره اردوغان، حماس و ادامه جنگ در منطقه
مأموران خاطی در تبریز بازداشت شدند؛ قوه قضاییه وارد پرونده شد
دروازه‌بان استقلال: سهراب بختیاری‌زاده من را کشف کرد
کاهش ذخایر آب به تهدیدی برای امنیت آبی جهان تبدیل شده است
تمدید دوباره مهلت ثبت‌نام پذیرش بدون آزمون کاردانی به کارشناسی 1405 + جدول رشته محل ها
مشاور رهبر انقلاب: درباره بازگشایی تنگه هرمز موضع ایران تغییر نکرده است
طلایی‌نیک: 200 شب حضور حماسی مردم، قدرت اجتماعی ایران را افزایش داد
تیم ملی بسکتبال ایران آماده دیدار نیمه‌نهایی با کره جنوبی
سپاه پنجاه و سومین پهپاد MQ-9 آمریکا را رهگیری و منهدم کرد
فیلم‌های تلویزیون آخر هفته 26 و 27 شهریور 1405 + جدول پخش شبکه‌ها
یونیسف: بیش از 57 هزار کودک یمنی در دو هفته آواره شدند
ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی برای کودکان زیر 13 سال در طرح جدید اروپا
جزئیات جدید قتل عام 5 عضو یک خانواده در پونک؛دفن اجساد در چاه 20 متری +اعترافات تکان دهنده
سفارت ایران در لندن: جنایت در میناب با فیلم‌های هالیوودی پنهان نمی‌شود
پادکست | میراث واژه‌ها
جایزه سازمان جهانی بهداشت به پزشک ایرانی حوزه سرطان رسید
شکایت پرسپولیس از یاسر آسانی رد شد؛ پرونده به CAS می‌رود؟
نورنما | عجیب ترین مسابقه اتومبیل‌رانی...
هراز یک‌طرفه می‌شود؛ آخرین وضعیت ترافیک جاده‌های مازندران
ورود سامانه ناپایدار به گیلان؛ احتمال تگرگ و بارش شدید در ارتفاعات
نورنما | دو قو در فنلاند در حال انجام «رقص عشق»
آغاز بیمه رایگان زنان سرپرست خانوار در روستاها و شهرهای کوچک
سردار ابن‌الرضا: سامانه پاتریوت و تاد و موشک‌های تاماهاوک آمریکا را به چالش کشیدیم
وزارت دفاع روسیه از رهگیری و انهدام 641 پهپاد اوکراینی خبر داد
جدول خاموشی برق یاسوج و سایر شهرستان‌های کهگیلویه و بویراحمد امروز پنج شنبه 26 شهریور
جدول قطعی برق لرستان امروز پنجشنبه 26 شهریور؛ برنامه خاموشی خرم‌آباد، ازنا و کوهدشت
هشدار منابع یمنی به عربستان؛ حملات به تأسیسات نفتی ادامه دارد
نرخ دینار عراق امروز پنجشنبه 26 شهریور؛ قیمت 100 دینار اعلام شد
وزارت اطلاعات: اجازه نمی‌دهیم خون شهید گرگیچ دستمایه تفرقه شود
راز قتل دو بسیجی در مشهد بعد از 2 ماه فاش شد؛ اعترافات عاملان جنایت
آخرین قیمت دلار امروز پنجشنبه 26 شهریور 1405؛ دلار بازهم سقوط کرد
آخرین وضعیت سهام عدالت جاماندگان؛ اعلام شرط مهم برای ثبت‌نام جدید
آخرین قیمت خودروهای ایران خودرو امروز پنجشنبه 26 شهریور 1405؛ جدول قیمت بازار و نمایندگی
نورویدئو | هند؛ جایی که پیام قدرت ایران به جهان رسید