نورنیوز- گروه فرهنگی: جشنواره فیلم فجر همچون هر رویداد جمعی و فراگیر دیگری، یک متن و یک حاشیه دارد. به بیان دیگر یک کارویژه اصلی و یک رخدادهای اجتنابناپذیر فرعی دارد. چیزی که در جشنواره فیلم فجر، کارویژه اصلی و اساسی است نمایش تازهترین تولیدات خلاقه سینمای ایران است. با اینهمه به سبب شرایط سیاسی و اجتماعی امروز کشور، حاشیههای جشنواره، خود را بیشتر تحمیل می کنند. در روزهای ابتدایی برگزاری این ضیافت سالانه سینمایی، آنچه بیش از خود فیلمها در کانون توجه رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار گرفته، مجموعهای از اظهارنظرها، واکنشها و پیامهایی است که فضای جشنواره را بهسرعت به یک دوقطبی رادیکال سوق میدهد.
دوقطبیهای حاشیهساز
سخنان صریح برخی فیلمسازان در نشست خبری فیلمشان، واکنش تند یا کنایهآمیز بعضی بازیگران، و بازتاب گسترده این مواضع در رسانهها، عملاً جشنواره را از یک رویداد سینمایی به میدان تقابلهای نمادین تبدیل کرده است. دور از ذهن نیست که چنین فضای حاشیهداری در روزهای آتی ادامه پیدا کند یا حتی تقویت شود. این وضعیت، بیش از آنکه صرفاً یک حاشیه زودگذر باشد، نشانه یک مسئله ساختاری در نسبت میان «جشنواره»، «رسانه» و «گفتوگوی نخبگانی» است.
جشنواره فیلم فجر، بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی رسمی کشور، واجد چند کارکرد همزمان است: نمایش دستاوردهای سالانه سینما، ایجاد بستر نقد حرفهای، و فراهم کردن امکان گفتوگوی میان سینماگران، منتقدان، رسانهها و مخاطبان جدی. این کارکرد چندلایه، جشنواره را به نهادی فراتر از یک ویترین هنری بدل میکند. اما تحقق این نقش، مستلزم آن است که جشنواره محل «تفاهم انتقادی» باشد، نه بازتولید شکافهایی که پیشتر در سطح جامعه شکل گرفتهاند. درست است که سینما و به تبع آن، جشنواره از تحولات و تلاطمات عینی جامعه منقطع نیست و نمی تواند نسبت به آن بیتفاوت باشد اما آنچه در این میان مهم میزان نقشآفرینی فرعیات و حاشیهها و عدم خلط کارویژه اصلی با اتفاقات قهری و ناخواسته مسائل جانبی است.
در روزهای اخیر، بخشی از موضعگیریهای مطرحشده از سوی برخی چهرههای شناختهشده سینما، واجد بار عاطفی و سیاسی بالایی بوده است. این مواضع، فارغ از درستی یا نادرستی محتوایشان، بهسرعت در چارچوبهای دوقطبی بازنمایی شدهاند: موافق یا مخالف، همراه یا معترض، درون یا بیرون، حکومتی یا مستقل، تحریمی یا تبلیغی. رسانهها نیز ــ آگاهانه یا ناخواسته ــ با برجستهسازی گزارههای تند و تقلیل گفتارهای پیچیده به تیترهای هیجانی، به تشدید این دوگانهسازی کمک کردهاند. نتیجه، جابهجایی کانون توجه از «تحلیل سینما» به «تقابل مواضع» بوده است.
مسئله اصلی دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد. جشنواره زمانی میتواند به حیات فرهنگی خود ادامه دهد که امکان همزیستی دیدگاههای متفاوت را فراهم کند. تفاوت نظر، نقد ساختارها و حتی اعتراض به وضعیت موجود، ذاتاً با ماهیت جشنواره در تضاد نیست. آنچه مسئلهساز میشود، تبدیل این تفاوتها به شکافهای غیرقابل گفتوگوست؛ وضعیتی که در آن هر موضعگیری، نه آغاز بحث، بلکه پایان گفتوگو تلقی میشود.
رسانهها و نقش بیبدیلشان
در این میان، نقش رسانهها تعیینکننده است. رسانه تحلیلی، صرفاً ناقل گفتهها نیست، بلکه چارچوب فهم مخاطب را شکل میدهد. وقتی رسانهها سخنان سینماگران را از زمینه تولید اثر، دغدغههای هنری یا تجربه زیسته آنها جدا میکنند و صرفاً به جنبههای جنجالی آن میپردازند، جشنواره به عرصه «واکنش» تقلیل مییابد. این الگو، نه به نفع سینماگران است، نه مخاطبان، و نه خود رسانهها که سرمایه اعتبارشان به تحلیل دقیق وابسته است.
از سوی دیگر، خود جشنواره نیز نیازمند بازاندیشی در شیوه مدیریت گفتوگوست. نشستهای خبری، گفتوگوهای رسانهای و فضای رسمی جشنواره، باید بهگونهای طراحی شوند که امکان بیان نظر فراهم باشد، اما همزمان از لغزش به سمت تقابلهای فرسایشی جلوگیری شود. فقدان چارچوبهای روشن برای گفتوگوی انتقادی، باعث میشود هر اظهارنظر به یک بحران رسانهای بالقوه تبدیل شود.
نباید از نظر دور داشت که سینمای ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانها مواجه بوده است: کاهش مخاطب، فشارهای اقتصادی، محدودیتهای تولید و شکاف میان نسلها. جشنواره فیلم فجر میتوانست بستری برای طرح این مسائل بهصورت حرفهای و چندجانبه باشد. اما غلبه فضای دوقطبی، این امکان را محدود کرده و انرژی رسانهای را به سمت منازعات نمادین سوق داده است.
بازگرداندن جشنواره به مسیر گفتوگو، نیازمند تغییر رویکرد در چند سطح است. در سطح رسانهای، تمرکز بر نقد آثار، تحلیل روندهای سینمایی و بررسی سیاستهای فرهنگی، باید جایگزین تیترمحوری هیجانی شود. در سطح نهادی، جشنواره باید نقش تسهیلگر گفتوگو را جدی بگیرد وصرفاً برگزارکننده نمایش فیلم نباشد و در سطح نخبگانی، سینماگران و هنرمندان نیز آگاه باشند که هر سخن آنها در فضای ملتهب رسانهای، فراتر از نیت شخصیشان بازخوانی میشود.
جشنواره فیلم فجر، اگر قرار است همچنان مرجعیت فرهنگی خود را حفظ کند، ناگزیر است از تبدیل شدن به صحنه گسستهای رادیکال پرهیز کند. تفاهم، به معنای حذف اختلاف نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن امکان گفتوگو درباره اختلافهاست. بدون این امکان، جشنواره نه میدان گفتوگوی نخبگان، بلکه آینهای از شکافهای حلنشده جامعه خواهد بود؛ آینهای که بیش از آنکه روشنکننده باشد، بازتابدهنده بحران است.