نورنیوز- گروه اقتصادی: شاخصها رشد میکنند اما اعتماد نه؛ برخی صنایع میدرخشند اما پول هوشمند بهسرعت عقبنشینی میکند. در چنین فضایی، پرسش اصلی این نیست که بورس بالا میرود یا پایین، بلکه این است که آیا بازار توان ورود به یک فاز پایدار را دارد یا نه؟
این گزارش تلاش میکند با اتکا به رفتار شاخصها، جریان نقدینگی، وضعیت صنایع سودده و زیانده و نشانههای پنهان بازار، تصویری روشن از وضعیت بورس تا ۱۴ بهمن و چشمانداز آن تا هفته سوم بهمن ارائه دهد.
شاخص کل؛ رشد عددی بدون پشتوانه روانی
شاخص کل بورس تا میانه بهمنماه ۱۴۰۴، در ظاهر مسیر افزایشی ملایمی را طی کرد، اما این رشد بیش از آنکه حاصل یک موج تقاضای قدرتمند باشد، نتیجه تورم انتظاری، رشد نرخ ارز نیمایی و افزایش اسمی سود شرکتهای بزرگ بود. بازار از نظر عددی بزرگتر شد، اما از نظر عمق، شکننده باقی ماند.
نکته کلیدی اینجاست که شیب رشد شاخص کل همخوانی معناداری با حجم معاملات نداشت. در روزهایی که شاخص سبز بود، ارزش معاملات خرد اغلب پایینتر از سطوحی قرار داشت که بتوان آن را نشانه ورود پول تازه دانست. این واگرایی، یکی از مهمترین زنگهای هشدار برای فعالان حرفهای بازار است.
شاخص هموزن؛ صدای خفهشده سهام کوچک
برخلاف شاخص کل، شاخص هموزن تصویر محتاطانهتری ارائه داد. اگرچه در مقاطعی حرکتهای مثبت داشت، اما نوسانات آن نشان میداد که سهام کوچک و متوسط هنوز در حاشیه بیاعتمادی سرمایهگذاران قرار دارند.
این وضعیت بیانگر آن است که رشد بازار بیشتر بر دوش چند صنعت بزرگ و شاخصساز بوده و رالی فراگیر شکل نگرفته است؛ مسئلهای که پایداری هرگونه صعود را زیر سؤال میبرد.
صنایع سودده؛ برندگان محتاط یک بازار نامطمئن
گروه فلزات اساسی و معدنی از افزایش نرخهای جهانی و تثبیت نسبی دلار نیمایی منتفع شدند. صورتهای مالی این شرکتها نشاندهنده سودآوری قابل قبول بود، اما بازار واکنش هیجانی نشان نداد. دلیل اصلی، نگرانی از سیاستهای قیمتگذاری، عوارض صادراتی و عدم قطعیت در سیاست خارجی است.
پتروشیمیها؛ بازی با متغیر ارز
پتروشیمیها تا ۱۴ بهمن در زمره صنایع سودده باقی ماندند، اما سود آنها بیش از آنکه عملیاتی باشد، وابسته به متغیر نرخ ارز و تسعیر بود. این وابستگی باعث شد سرمایهگذاران کوتاهمدت نگاه فرصتطلبانه داشته باشند و سرمایهگذاران بلندمدت محتاط بمانند.
بانکها؛ سود اسمی، ریسک ساختاری
بانکها با انتشار گزارشهای سودآور، توجه بازار را جلب کردند، اما تردید نسبت به کیفیت سود، داراییهای منجمد و آینده سیاستهای پولی باعث شد رشد قیمتی آنها ناپایدار و موجی باشد.
صنایع زیانده؛ قربانیان رکود و سیاست
در سمت دیگر بازار، صنایعی مانند خودرو، قطعهسازی و برخی شرکتهای مصرفی همچنان با زیان عملیاتی، بدهی بالا و نبود چشمانداز اصلاح ساختاری دستوپنجه نرم کردند.
در این گروهها، حتی اخبار مثبت مقطعی نیز نتوانست روندی پایدار ایجاد کند. بازار بهدرستی تشخیص داد که بدون تغییرات بنیادین، رشد این نمادها بیشتر جنبه نوسانگیری دارد تا سرمایهگذاری.
جریان نقدینگی؛ پول میآید اما نمیماند
یکی از مهمترین ویژگیهای بورس تا ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، چرخش سریع نقدینگی بود. پول وارد برخی صنایع میشد، چند روزی بازدهی میگرفت و سپس خارج میشد، این رفتار نشان میدهد که فعالان بازار بیش از آنکه به آینده بلندمدت بورس امیدوار باشند، در حال مدیریت ریسک کوتاهمدت هستند، این وضعیت معمولاً در بازارهایی دیده میشود که سیگنال قطعی از سیاستگذار یا اقتصاد کلان دریافت نکردهاند.
متغیرهای کلان؛ سایه سنگین ابهام
تورم بالا، نرخ بهره حقیقی منفی، کسری بودجه و عدم شفافیت در سیاستهای اقتصادی، همگی عواملی بودند که اجازه ندادند بازار سرمایه وارد فاز اطمینان شود.
از سوی دیگر، بازار ارز بهعنوان رقیب جدی بورس، همچنان بخشی از نقدینگی را جذب میکرد و تعادل بین بازارها را شکننده نگه داشت.
پیشبینی بورس تا هفته سوم بهمن؛ صعود محتاطانه یا اصلاح فرسایشی؟
با توجه به دادههای موجود، انتظار یک جهش پرقدرت تا هفته سوم بهمن واقعبینانه نیست. محتملترین سناریو، نوسان رو به بالا با اصلاحهای مقطعی است.
اگر ارزش معاملات خرد افزایش معنادار پیدا نکند و ورود پول حقیقی تثبیت نشود، هر رشد شاخصی در معرض برگشت قرار خواهد گرفت.
در سناریوی خوشبینانه، صنایع بزرگ کالایی و برخی نمادهای بانکی میتوانند لیدر نوسانات مثبت باشند، اما این رشد انتخابی و محدود خواهد بود، نه فراگیر.
در سناریوی محتاطانهتر، بازار وارد فاز فرسایشی میشود؛ جایی که شاخص کل افت شدید ندارد اما سرمایهگذاران خرد دچار خستگی و خروج تدریجی میشوند.
نتیجهگیری؛ بورس در انتظار یک محرک واقعی
بازار سرمایه تا چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ نشان داد که از نظر بنیادی زنده است اما از نظر روانی خسته. سودآوری شرکتها بهطور کامل از بین نرفته، اما نبود چشمانداز شفاف اقتصادی، اجازه شکلگیری یک روند قدرتمند را نمیدهد.بورس در حال حاضر نه در آستانه سقوط است و نه آماده یک جهش تاریخی؛ بلکه در وضعیت انتظار قرار دارد. انتظاری برای تصمیمات کلان، برای سیگنالهای سیاستگذار و برای بازگشت اعتماد.
تا زمانی که این محرکها ظاهر نشوند، بازار به مسیر نوسانی، انتخابی و کمعمق خود ادامه خواهد داد؛ مسیری که تنها برای سرمایهگذاران آگاه و تحلیلمحور، فرصت میسازد و برای دیگران، فرسایش سرمایه.
صفحه اقتصاد