نورنیوز-گروه فرهنگی: چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر را میتوان یکی از متفاوتترین دورهها از منظر ترکیب نسلی دانست؛ جایی که وزن حضور فیلمسازان جوان به شکلی بیسابقه در بخش اصلی مسابقه سنگینی میکند. حضور ۱۲ کارگردان فیلماولی در سودای سیمرغ، نه یک تصمیم نمادین، بلکه نتیجه فشار انباشتهشده استعدادهایی است که سالها در حاشیه سینمای حرفهای منتظر فرصت مانده بودند.
از مجموع ۳۳ فیلم حاضر در بخش مسابقه، بیش از یکسوم آثار به نخستین تجربه بلند کارگردانان اختصاص دارد. این نسبت زمانی معنا پیدا میکند که آمار ثبتنام جشنواره را در نظر بگیریم؛ جایی که ۵۵ فیلماولی از میان ۱۲۲ اثر متقاضی، خواهان حضور در فجر بودند. به بیان دیگر، نزدیک به نیمی از صف ورودی جشنواره را فیلمسازانی تشکیل دادهاند که پیش از این، کمتر مجال دیدهشدن در ویترین اصلی سینما را داشتهاند.
برخلاف تصور رایج، این نسل تازه، محصول شتابزدگی یا آزمونوخطای خام نیست. بررسی پیشینه حرفهای این ۱۲ کارگردان نشان میدهد اغلب آنها مسیر تدریجی و پرزحمتی را پشت سر گذاشتهاند؛ از فیلم کوتاه و مستند گرفته تا تئاتر و پروژههای تجربی. همین سابقه باعث شده آثارشان واجد هویت مستقل، زبان بصری قابل تشخیص و جسارت روایی باشد.
تنوع ژانری، یکی از برجستهترین ویژگیهای فیلماولیهای امسال است. از درامهای اجتماعی با رگههای معمایی و روانشناختی گرفته تا آثار پلیسی، اکشن و حتی روایتهای بیوگرافیک، نشان میدهد این نسل تمایلی به تکرار فرمولهای امتحانپسداده ندارد. آنها بیش از آنکه در پی تضمین فروش یا جلب رضایت فوری باشند، به دنبال تثبیت امضای شخصی خود هستند.
اعتماد بازیگران شناختهشده به این فیلمسازان جوان نیز نکتهای قابل توجه است. حضور چهرههایی چون مهران غفوریان، رضا کیانیان، لیلا زارع و امیررضا دلاوری در آثار فیلماولیها، نشان میدهد بخشی از بدنه حرفهای سینما، تغییر نسل را نه تهدید، بلکه فرصتی برای نوسازی میداند. این اعتماد، بهویژه در نخستین تجربه بلند یک کارگردان، نقش تعیینکنندهای در کیفیت نهایی اثر دارد.
در میان این ۱۲ فیلم، چهار اثر بیش از دیگران در کانون توجه رسانهها و محافل نقد قرار گرفتهاند. «بیلبورد» با تکیه بر بازی متفاوت مهران غفوریان، کنجکاویها را برانگیخته و نگاهها را به سمت یک درام اجتماعی غیرمنتظره سوق داده است. «جهان مبهم هاتف» به دلیل سوژه حساس و روایت غیرخطیاش، بالقوه جنجالیترین فیلماول امسال محسوب میشود. «غوطهور» با مقیاس تولید، لوکیشنهای دریایی و فضای عملیاتی، استانداردهای سینمای اکشن-پلیسی ایران را به چالش میکشد. «آرامبخش» نیز با تمرکز بر فیلمنامه و فضاسازی روانشناختی، از حالا بهعنوان یکی از مدعیان جدی بخشهای هنری مطرح شده است.
ادغام فیلماولیها با بخش اصلی مسابقه، اگرچه فشار رقابت را برای آنها دوچندان کرده، اما همزمان یک فرصت تاریخی نیز فراهم آورده است. دیگر خبری از قفسه جداگانه «نگاه نو» نیست؛ این نسل مستقیماً در معرض قضاوت منتقدان، داوران و مخاطبان قرار دارد. قضاوتی که اگر منصفانه باشد، میتواند آغاز یک جابهجایی آرام اما پایدار در سینمای ایران باشد.