نورنیوز- گروه سیاسی: طبیعتا کلانمسئلههایی در این حوزه قابل طرح است اما مسکنهای مقطعی برای کنترل جامعه نیز قابل طرح هستند، برای پاسخ به این سؤال با مصطفی غفاری، جامعهشناس گفتوگو کردیم. متن این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
با بحران ناکارآمدی انباشته و فزاینده روبهرو هستیم
مصطفی غفاری در خصوص اینکه بعد از گذار از شرایط آشوب میبایست چه اقداماتی در دستور کار حکمرانی قرار گیرد به این موضوع تأکید کرد که باید راههایی برای اعتراض و تغییر در فضای سیاسی کشور باز باشد و در ادامه تأکید کرد که اولین نشانه آنکه اعتراض شنیده میشود این است که جامعه، تغییر را احساس کند و توضیح داد: «من فکر میکنم نظام حکمرانی ما با «بحران ناکارآمدی انباشته و فزاینده» روبهروست. ممکن است بگوییم این یک روند جهانی است و در مقایسه، برخی کشورهای دیگر هم نسبت به گذشته خودشان دچار این وضعند؛ اینها توجیهات تحلیلی است و تغییر خاصی در فهم شهروندانی که خدمات عمومی کمتری با کیفیت پایینتر دریافت میکنند؛ اما همزمان مخاطب شعارهای پیشرفت نظام حکمرانی نیز هستند، ایجاد نمیکند.»
وی افزود: «بهطور معمول باید راههایی برای «اعتراض و تغییر» در فضای سیاسی کشور باز باشد. اولاً این دو باید با هم در نظر گرفته شوند؛ یعنی اعتراض معطوف و منجر به تغییر باشد. ثانیاً مردم باید در این زمینه عاملیت محسوس داشته باشند. ثالثاً این اعتراضها دستکم در میانمدت باید در نظم سیاسی کشور نمایندگی شود. آنگاه و رابعاً میتوان انتظار داشت که اعتراض جنبه مدنی پیدا کند و در مسیرهای کور شورشی جاری نشود.»
این جامعهشناس تصریح کرد: «نظام حکمرانی ما بهدرستی میداند که دشمن از هر فرصتی برای به التهاب کشیدن جامعه استفاده کرده و در جریان اعتراضات مداخله میکند. این حرف حقی است؛ اما نباید حقوق عامه را بپوشاند. همین نظام حکمرانی تکلیف دارد باتوجهبه وضعیت میدان اجتماعی، ترتیباتی اتخاذ کند که باوجود این ملاحظه راهبردی، مردم بتوانند از حق اعتراض خودشان به شکل مدنی استفاده کنند.»
غفاری با بیان اینکه در این زمینه دو ملاحظه باید مدنظر نظام حکمرانی باشد، این دو را چنین توضیح داد: «یکم: جمهوری اسلامی بهعنوان یک سازه سیاسی که امام خمینی (ره) ابداع کرده، از اساس یک «نظم مدنی - نظام سیاسی» است و خلأ اعتراض مؤثر در واقع ابتدا موجب تضعیف نظم مدنی و آنگاه موجب تضعیف نظام سیاسی میشود. دوم: نیروی اعتراض میتواند و باید در خدمت فهم و ترمیم نقاط ضعف عملکرد حکمرانی قرار گیرد؛ پس اگر دنبال ایده «ایران قوی» هستیم، باید با آغوش باز به استقبال اعتراض برویم.»
وی افزود: «اینکه معترضان به عملکرد نظام حکمرانی (نه حاکمیت سیاسی) ناچار باشند برای بیان هر نقد و ایجاد هر تغییری خود را بیرون از چهارچوب نظام سیاسی تعریف کنند، روا نیست. هرچه هاضمه نظام در جذب اعتراض و تبدیل آن به تغییر مؤثر در کارآمدی و پیشرفت کشور بالاتر باشد، هم به مبانی ارزشی نظام نزدیکتر است، هم ایران قویتری خواهد ساخت. ترس از تغییر یا ناتوانی از ایجاد تحول، بهنحوی دردآور و رنجافزا موجب تصلب و سپس تضعیف جمهوری اسلامی میشود.»
غفاری ادامه داد: «باتوجهبه (۱) دستورکار قویشدن ایران و (۲) تجربه متراکم سیاسی در دهه اخیر، شایسته است تفکر نقاد، نظاممند و خلاق ما به کار بیفتد تا بر اساس مبانی فکری و مصالح عمومی، «شریانهای درک و حل اعتراضات» را باز کند. جاریشدن خون کارآمدی در رگهای حکمرانی، زخمهای عفونی را پاک کرده و خواهد بست.
به نظر من اولین نشانه اینکه اعتراض «شنیده میشود» آن است که مردم تغییر در زبان حکمرانی را حس کنند. کجا؟ بیشتر و رساتر از همه در رسانه ملی! اگرنه، نظام حکمرانیای که از شنیدن صداهای متکثر در متن جامعه کر باشد، در مقام مخاطب با عامه نیز لال خواهد بود.»
فرهیختگان