×
بین الملل
شناسه خبر : 271398
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 1404/11/07 ساعت 10:23
روسیه و اوکراین به دنبال افزایش قدرت چانه‌زنی

حسن بهشتی‌پور:

روسیه و اوکراین به دنبال افزایش قدرت چانه‌زنی

معضل و مشکل اصلی در جنگ روسیه و اوکراین، عدم توقف سیاست‌های روسیه است. مسکو با نگاهی ارضی، خاک اوکراین را بخشی از قلمروی خود می‌داند. ولادیمیر پوتین صراحتا این ادعا را مطرح کرده که کل اوکراین ذاتا متعلق به روسیه بوده و جدایی آن در دوران شوروی صورت گرفته است.

نورنیوز- گروه بین الملل: این درحالی است که واقعیت‌های تاریخی و حقوقی، ازجمله عضویت مستقل اوکراین در سازمان ملل و داشتن کرسی جداگانه حتی در دوران شوروی همراه با روسیه سفید، این ادعا را رد می‌کند، اما پوتین تمام این واقعیت‌ها را نادیده گرفته و با استناد و ادعای به اکثریت جمعیت روس‌تبار در شرق اوکراین، الحاق این مناطق را به روسیه حق خود می‌داند. در مقابل، اوکراین تلاش دارد از طریق چانه‌زنی، امتیازدهی را به حداقل برساند. با این حال، تحت فشارهای امریکا و با استدلالِ ترس از دست دادن سرزمین‌های بیشتر، کی‌یف عملا پذیرفته که بخشی از اراضی را به روسیه واگذار کند. به نظر می‌رسد توافق ضمنی بر سر پذیرشِ دست‌کم دو استان از چهار استان مورد مناقشه به ‌ویژه استان لوهانسک که اهمیت استراتژیک بیشتری دارد و عملا ضمیمه خاک روسیه شده شکل گرفته است، هر چند دو طرف هنوز بر سر جزییات به توافق نرسیده‌اند. یکی از اختلافات اساسی در مذاکرات، ترتیب اجرای توافق است: طرف روسی اصرار دارد که ابتدا توافق امضا شود و سپس آتش‌بس برقرار گردد، درحالی‌که اوکراین خواستار توقف درگیری‌ها پیش از نهایی‌سازی توافق است. این اختلاف‌نظر و حملات نظامی نشان‌دهنده تلاش هر دو طرف برای کسب امتیازات بیشتر است. دوگانه جنگ و مذاکره گزاره‌ای است که صرفا در ایران معنادار است که مذاکره به معنای پایان جنگ است و آغاز جنگ به معنای شکست مذاکره. نکته حائزاهمیت درک این واقعیت است که مذاکره لزوما به معنای «توقف جنگ» نیست. در عرصه روابط بین‌الملل و جهان سیاست مذاکره در تمامی شرایط ممکن است و همزمان با آن، جنگ نیز می‌تواند ادامه یابد و احتمال آغاز آن وجود دارد، بنابراین، حملات مکرر روسیه و پاسخ‌های اوکراین در جریان مذاکرات، به این دلیل است که هیچ‌یک از طرفین نمی‌خواهند با دست‌های خالی پشت میز مذاکره بنشینند. آنها تلاش می‌کنند با پیشرفت‌های نظامی و کسب موفقیت‌های میدانی، قدرت چانه‌زنی خود را افزایش دهند، بنابراین باوجود این شاخص‌ها احتمال بن‌بست کامل در مذاکرات بسیار کم است و اساسا فاقد معنا است، زیرا راه‌حلی جز گفت‌وگو برای پایان دادن به این بحران وجود ندارد. مگر اینکه یکی از طرفین قصد داشته باشد تا ابد به جنگ ادامه دهد که در غیر این صورت، مذاکره نهایی‌ترین راهکار برای حل این مناقشه خواهد بود. پیش‌تر نیز این قبیل حملات شدید میان روسیه و اوکراین رخ داده است، به گونه‌ای که اوکراین محل اقامت پوتین را هدف قرار داد و روسیه نیز زیرساخت‌های اوکراین را هدف قرار داد، اما مذاکرات همچنان میان طرفین به طرق مختلف ادامه داشت. اینکه بخواهیم به بحرانی پایان دهیم باید به مذاکره و گفت‌وگو تن دهیم.  با این همه ناظران همچنان بر مطالبات روسیه در راستای تصرف اراضی اوکراین بالاخص «دونباس» اشاره می‌کنند. درباره پیش‌شرط روسیه برای تخلیه دونباس باید گفت که مسکو همواره درخواست‌ها و مطالبات جاه‌طلبانه زیادی را مطرح کرده است. یکی از آنها دونباس است که شامل لوهانسک و دونتسک می‌شود، همزمان پیگیر تصرف دو استان زاپوریژیا و خرسون است که بتواند ارتباطات زمینی خود را حفظ کند. به هر حال، واقعیت این است که اگر از نگاه من به عنوان یک پژوهشگر روابط بین‌الملل به موضوع نگاه کنید، اوکراین نمی‌تواند زیر بار پذیرش چنین خواسته‌ای برود. بدان معنا که از نظر تاریخی پذیرفتن تجزیه کشور برای رهبر اوکراین غیرممکن است، اما واقع‌گرایان به راحتی ادعا می‌کنند که زلنسکی مجبور است برای ایجاد صلح و ثبات در کشورش و جلوگیری از آسیب بیشتر، تن به چنین خواسته‌ای یعنی تجزیه سرزمینی دهد.  ناگفته نماند که زلنسکی قصد داشت یک همه‌پرسی یا انتخابات برگزار کند تا این مساله را به آرای عمومی بگذارد، اما در شرایط جنگی این امکان وجود نداشت، به همین دلیل رییس جمهوری اوکراین به دنبال آتش‌بس بود تا ضمن برقراری آتش‌بس بتواند انتخاباتی برگزار کند و مسوولیت سنگین تصمیم‌گیری را به عهده مردم بیندازد؛ البته اگر مردم بپذیرند اگر نه، حداقل مردم رای ندادند و مسوولیت مستقیم با او نیست. اما این اتفاق رخ نداد. اکنون نیز زلنسکی با تمام امکانات خود در قبال خواست روسیه در حال چانه‌زنی است. این مساله واقعا رویدادی تاریخی است؛ هم برای اوکراین و هم برای نظم جدیدی که در شرق اروپا اکنون برقرار شده است.  

معلوم نیست اشتهای روسیه پایان پیدا کند یا خیر. نگرانی زیادی در میان کشورهای این حوزه ایجاد شده است، بالاخص در میان لهستان و لیتوانی که نگران اشغال شدن هستند.  در هر صورت باید حداقل یک راهکار درست و منطقی پیدا شود.  زلنسکی در تمام مصاحبه‌های خود می‌گوید دنبال تضمینی است تا از تکرار این ماجرا در نقاط دیگر جلوگیری شود، اما واقعیت این است که تضمین در این موارد معنایی ندارد؛ قدرت‌ها هر تصمیمی که بخواهند می‌گیرند و درنهایت اجرا می‌کنند. با مقاومت و ایستادگی ملت‌ها شاید بتوان اشغالگران را مجبور کرد از اشغالگری خود دست بردارند و همچنان مشخص نیست زلنسکی صلح فوری را انتخاب می‌کند یا بازپس‌گیری اراضی، چراکه چنین گزاره‌ای یعنی بازپس‌گیری اراضی اقدام بسیار دشواری است. از طرفی مشکل دیگر زلنسکی، دولت خودش است؛ دولتی با بی‌کفایتی، رشوه‌خواری و انواع سوءاستفاده‌ها. چند وقت پیش چند مقام نزدیک به خود را برکنار کرده، اما هنوز مشکلات داخلی در درون اوکراین باقی است. زلنسکی فاقد یک دولتی توانمند، مدیر و مدبر و پاک‌دست که بتواند وفاق ملی در اوکراین ایجاد کند، است. گزاره‌ای که می‌توانست درقبال خواسته‌های حداکثری روسیه کارساز باشد. در این میان نمی‌توان نقش بازیگران خارجی را نادیده گرفت ازجمله امریکا و اروپا. مساله این است که شخص ترامپ خود باعث شد که نظم امنیتی اروپا هنوز به شکل جدیدی به‌هم بخورد و او عملا نقش برهم ‌زننده نظم امنیتی قبلی در اروپا را برعهده گرفته است. حال اینکه نظم امنیتی جدید اروپا براساس چه مدلی توسط امریکا قرار است شکل بگیرد، اطلاع دقیقی ندارم. وقتی ناتو را به اشکال مختلف تضعیف می‌کنید، مساله گرینلند به شکل دیگری تحت الشعاع اقدامات اخیر ترامپ قرار می‌گیردکه نشان می‌دهد امریکا نظم قدیمی این منطقه را قبول ندارد و دنبال ایجاد نظمی جدید است. در دکترین امنیتی جدید امریکا، تمرکز بیشتر روی خود امریکا و نیمکره غربی است، چه در شمال، چه در مرکز و جنوب. نمونه‌اش در ونزوئلا دیده شد؛ امریکا بدون رعایت هیچ قاعده و قانونی، در ونزوئلا عملیات انجام داد و بعد از آن نیز اعلام کرد که صرفا به دنبال نفت این کشور است. به واقع چنین رویدادی در تاریخ حداقل ۴۰ سال گذشته که اخبار و تحولات را دنبال کرده‌ام، بی‌سابقه است. حتی پیش‌تر نیز امریکا اشغالگری‌هایی داشت اما علنا آن را رسانه‌ای نمی‌کرد. اکنون نیز اهداف کاملا صریح اعلام می‌شود، مثلا نفت ونزوئلا را به شرکت شورون سپرده است. 
معاون رییس‌جمهور سابق ونزوئلا نیز مدعی است ناگزیر به پذیرش ربایش مادورو شده است. شرایط کنونی در نظام بین‌الملل خیلی پیچیده و خطرناک شده است. در هر حال نظم امنیتی اروپا که بعد از جنگ جهانی بالاخص در ۱۹۷۵ و پیمان هلسنکی در دوران دتانت (عصر کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی میان ایالات‌متحده و اتحاد جماهیر شوروی) و بعد از جنگ سرد در پیمان پاریس ۱۹۹۱ شکل گرفت در اصل محور امریکا بود، اما اکنون این فرآیند از بین رفته است. حال نیز سوال این است: نظم جدید به چه سمت و سویی خواهد رفت؟ آیا اروپایی‌ها دنبال ارتش مستقل اروپا می‌روند و از وابستگی به ناتو فاصله می‌گیرند یا تعریف جدیدی از مناسبات ناتو شکل می‌دهند؟ پاسخ به این سوال بسیار دشوار است. اینکه برخی تحلیل می‌کنند اروپایی‌ها از بازی صلح روسیه و اوکراین خارج شده‌اند تحلیل درستی نیست. اروپا و کشورهایی مانند آلمان و انگلیس شدیدا احساس ناامنی و تهدید از جانب روسیه می‌کنند. در اروپا حدودا چهار گرایش مختلف در ارتباط با روسیه وجود دارد: اول جمهوری‌های بالتیک و لهستان که به ‌شدت مخالف هر نوع سازش با روسیه و خواستار مقابله کامل با تهدید روسیه هستند تا اوکراین در مقابل مسکو تسلیم نشود، چراکه این تسلیم به ‌شدت امنیت آنها را تهدید می‌کند. گرایش دوم شامل کشورهایی مانند آلمان و فرانسه و تا حدی انگلیس می‌شود که مخالف رویکرد روسیه هستند و به اوکراین نیز کمک می‌کنند اما همزمان به دنبال راه‌حلی هستند تا به نوعی با کرملین کنار بیایند و راه‌حلی پیدا کنند. گرایش سوم شامل کشورهایی مثل ایتالیا و اسپانیا است که دنبال راه‌حل‌های بازتر و امتیازدهی بیشتر به روسیه هستند. گرایش چهارم شامل کشورهایی مانند مجارستان و اسلوونی است که عملا با روسیه همراهی می‌کنند و معتقدند باید با روسیه کنار آمد. در میان این افراط و تفریط، اروپا سعی می‌کند یک سیاست میانه را دنبال کند: از یک‌طرف به امریکا فشار بیاورد که امتیاز بیشتری از روسیه بگیرد و از طرف دیگر به اوکراین کمک می‌کنند تا مقاومت بیشتری داشته باشد و اقداماتی که از نظر سیاسی و دیپلماتیک ممکن است انجام دهد. 
با این همه توجه داشته باشید که جنگ روسیه در اوکراین نه تنها موجب شکاف بین اروپا و امریکا نشد، بلکه در دوره بایدن اروپا و امریکا در ماجرای جنگ اوکراین بسیار به هم نزدیک شدند و اختلافات کاهش پیدا کرد و اقدامات مشترکی علیه روسیه انجام دادند، اما شکاف از زمانی ایجاد شد که دولت دوم ترامپ تشکیل شد، یعنی از همان زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، موضع‌گیری‌های او عملا بین دو سوی آتلانتیک فاصله ایجاد کرد. این شکاف ابتدا خصوصا در ارتباط با اوکراین بود، ولی در موضوعات دیگر مانند گرینلند و تعرفه‌ها عمیق‌تر شد. بنابراین، این شکاف دقیقا برمی‌گردد به دولت ترامپ، نه جنگ اوکراین. موضوعات دیگری نیز وجود دارد که رفته‌رفته میان اروپا و امریکا شکاف ایجاد کرد.  ترامپ اتفاقا به پوتین نزدیک شد و سعی کرد طرح‌هایی را روی میز بگذارد که مورد خوشایند پوتین بود و این باعث شد اختلافات شکل بگیرد.  از طرفی برای ترامپ، امنیت امریکا مهم است و در این جنگ، امنیت امریکا تهدید نمی‌شد، اما اروپا مساله را تنها از نگاه توسعه و حفظ اوکراین نمی‌بیند، آنها امنیت خودشان را در خطر می‌بینند. این گروه از کشورها معتقدند اگر اجازه بدهند روسیه به پیشروی‌‌های خود ادامه دهد، امنیت اروپا به خطر می‌افتد.  با این همه چند محور اصلی باعث اختلاف بین امریکا و اروپا شد. اولین و مهم‌ترین مساله اوکراین است که اروپا معتقد بود باید از پیشروی روسیه جلوگیری کند، اما ترامپ برنامه متفاوتی داشت. دوم مساله تصاحب گرینلند است. سوم بحث تعرفه‌ها است. اختلافات در این زمینه پیش‌تر وجود اشت، اما در دوره ترامپ تشدید شد. چهارم مساله کاهش حضور نیروهای امریکایی در ناتو است. ترامپ همچنین به دنبال این بود که اروپا سهم بیشتری از بودجه ناتو را تامین کند. مورد دیگر دخالت در روابط چین و اروپا که شاهد این شکاف هستیم.
پژوهشگر روابط بین‌الملل


اعتماد
نظرات

آخرین اخبار
استرداد 198 هزار میلیارد تومان به بیت‌المال
مسئولان برگ زرینی از استقامت و خدمت به مردم را در جنگ رقم زدند
دستور سازمان غذا و دارو برای جمع‌آوری داروی ضدسرطان تقلبی
تهران در چهلم «آقای شهید ایران»؛ آغاز مراسم بزرگداشت در مصلای امام خمینی(ره)
روایت حدادعادل از نگاه «آقای شهید» به زنان و نقش اجتماعی بانوان
مسیر هوایی عسلویه به مشهد روزانه شد
حکم شلاق پژمان جمشیدی اجرا شد؟جزئیات تازه از پرونده
محکومیت حمله به فرودگاه «ابو الظهور» سوریه از سوی حماس
سایه واشنگتن بر ادعای پهپادی بارزانی سنگینی می‌کند
نورویدئو | پشت پرده منامه؛ وقتی تفاهم تهران و واشنگتن به تهدید هرمز گره خورد
خبر مهم درباره پاداش پایان خدمت بازنشستگان + جزئیات
پیش بینی بورس فردا چهارشنبه 28 مرداد
حداقل و حداکثر حقوق بازنشستگان صندوق کشوری چقدر است؟+ جدول پرداختی
جزئیات برنامه جدید ایمنی ساختمان‌های بلندمرتبه تهران
ترامپ در تله هرمز؛ جنگی برای بمب اتم یا نفت ارزان؟
بسکتبال نوجوانان ایران به پلی‌آف کاپ آسیا صعود کرد
پلاک موقت خودروهای خارجی تا چند سال قابل تمدید است؟
واکنش غریب‌آبادی به ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز
پادشاه اردن: کلید صلح خاورمیانه در حل مسئله فلسطین است
نورنما | خورشید گرفتگی از فضا
کشف 3400 لیتر گازوئیل قاچاق در آب‌های سیریک
نشست محرمانه منامه؛ گزارش وال‌استریت ژورنال، هدف جلسه را در گزارش نورنیوز تأیید کرد
پرونده جاسوسی چینی‌ها در کره‌جنوبی؛ ضعف‌های امنیتی سئول آشکار شد
جزئیات طرح جدید ساماندهی اتباع؛ بیش از 200 هزار نفر طرد شدند
پیشنهاد نامگذاری فرودگاه مهرآباد به نام رهبر شهید
حریفان استقلال و تراکتور در قرعه کشی لیگ نخبگان آسیا مشخص شدند
جانشین سپاه: مردم عامل اصلی پیروزی در جنگ‌ها بودند
جزئیات دستگیری یک جاسوس در تهران
برنامه‌ای برای افزایش قیمت بنزین وجود ندارد
تأکید پزشکیان بر مدیریت جهادی برای حل چالش‌های کشور
بی‌بی در برزخ انتخابات و دخالت‌های ترامپ!
نتایج نهایی آزمون دکتری 1405 اعلام شد
عراقچی درباره «التماس مذاکره» چه گفت؟
کشف 15 میلیارد تومان وجه نقد قاچاق در خراسان جنوبی
انتقاد از بی‌توجهی مسئولان به اجرای قانون مناسب‌سازی
راهکارهای پلیس برای ناکام گذاشتن سارقان منزل
شاخ‌های اینستاگرامی روی صحنه تئاتر!
پیکر جوان 35 ساله پس از 5 روز جست‌وجو در زاینده‌رود پیدا شد
بیراهه‌های یک طرح نابهنگام
منظومه سمفونیک «ابر و آتش» به یاد اسرای شهید دفاع مقدس منتشر شد
دعوت به حضور در آیین‌های اربعین رهبر شهید؛ با تو در عهدیم تا صبح ظهور
امنیت اجاره ای ترک برداشت، متحدان آمریکا راه خروج را یافتند
جدول قیمت سیب زمینی، پیاز و انواع میوه و تره بار امروز سه شنبه 27 مرداد
سپاه با اتمام مهلت تفاهم، محاصره خلیج فارس را می‌شکند؟
وزیر آموزش و پرورش: تعطیلی مدارس نباید به یک رویه تبدیل شود
ادارات بوشهر چهارشنبه تعطیل شدند
هشدار ایران به کشتی‌های شبح؛ بازی پنهان، پاسخ آشکار دارد
قطعی برق خراسان شمالی امروز سه شنبه 27 مرداد + جدول
سونامی گازوئیل از هرمز تا جنوب‌شرق آسیا
قیمت جهانی طلا امروز سه شنبه 27 مرداد