نورنیوز- گروه فرهنگی: به آغاز بزرگترین رقابت سالانه سینمایی کشور، تنها 5 روز باقی مانده است. چراغ چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با نمایش ۳۳ فیلم بلند در بخش سودای سیمرغ و دو اثر در بخش خارج از مسابقه، هفته آینده روشن میشود تا ویترین رقابتی سینمای ایران با حضور جدیدترین تولیدات هنری فیلمسازان ایرانی رونق بگیرد. جشنواره فیلم فجر، تصویری روشن از وضعیت سینمای ایران در سال است و نه تنها صحنه رقابت و نمایش استعدادها، بلکه آزمایشگاهی برای سنجش جریانهای نو و قدیمی سینما در مواجهه با مخاطب و منتقدان به شمار میآید. در عین حال، این رویداد بزرگ، حامل معانی فراتر از هنر هم هست و میتواند محمل و بستری برای تفاهم ملی و تقویت امیدواری جمعی به آینده این سرزمین هم باشد.
یک نگاه گذرا به فجر 44
یکی از ویژگیهای برجسته جشنواره امسال، حضور همزمان کارگردانان باسابقه و فیلمسازان نوظهور یا اصطلاحاً فیلم اولی است که امکان تقابل تجربه و جسارتهای تازه در روایت را فراهم کرده است. آثاری همچون «آرامبخش» به کارگردانی سعید زمانیان، «اردوبهشت» ساخته محمد داودی و «استخر» به کارگردانی سروش صحت، نشاندهنده تنوع ژانری و پرداخت متفاوت به مسائل اجتماعی و روانشناختی است. در این میان، «بیلبورد» ساخته سعید دشتی و «سقف» از ابراهیم امینی، نمونههایی از جسارت فیلمسازان جوان در ورود به ژانرهای تازه و تجربه روایتهای غیرمتعارف به شمار میآیند.
ژانر دفاع مقدس و روایتهای تاریخی نیز سهم قابل توجهی در جشنواره دارد و با نگاه انسانی به شخصیتها، تجربه مخاطب را عمیقتر میکند. «پل» از محمد عسگری، «خجستگانی که در جنگ ملاقات کردهام» به کارگردانی امیرشهاب رضویان، «رقص باد» ساخته سیدجواد حسینی، «جانشین» از مهدی شامحمدی و «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاقکریمی، «نیمشب» از محمدحسی مهدویان نمونههایی از این جریان هستند که ضمن وفاداری به وقایع تاریخی، جنبههای انسانی و شخصیتی را برجسته میکنند. «سقف» نیز در این ژانر روایت مقاومت و اثرات جنگ دوازده روزه را به تصویر میکشد.
فیلمهای اجتماعی و روانشناختی این دوره، با تمرکز بر روزمرگی، روابط خانوادگی و چالشهای فردی، اهمیت ویژهای یافتهاند. آثاری همچون «زنده شور» از کاظم دانشی، «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی، «خواب» ساخته مانی مقدم، «زندگی کوچککوچک» از امیرحسین ثقفی، «غوطهور» ساخته محمدجواد حکمی و «خیابان جمهوری» به کارگردانی منوچهر هادی، مسائل زندگی شهری و روانی انسان امروز را بررسی میکنند.
ژانر جنایی و معمایی نیز حضوری پررنگ دارد. «پروانه» از محمد برزوییپور، «تقاطع نهایی شب» ساخته سعید جلیلی و «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری، نمونههایی هستند که با تمرکز بر رمزگشایی پروندهها و تعلیق داستانی، تنوع ژانری جشنواره را تکمیل میکنند.
جشنواره امسال همچنین ورود فناوری و انیمیشن را تجربه کرده است. فیلم «مولا» به کارگردانی عباس لاجوردی، با محوریت هوش مصنوعی، روایت امامت حضرت علی(ع) را بازگو میکند و «نگهبانان خورشید» ساخته عماد رحمانی، تنها انیمیشن حاضر، داستان کودکان و کشف یک پرونده پیچیده قاچاق را روایت میکند.
آثار دیگر جشنواره نیز نمونهای از تنوع ژانری و جسارت روایت هستند: «سرزمین فرشتهها» از بابک خواجهپاشا، «کوچ» به کارگردانی محمد اسفندیاری، «گیس» ساخته محسن جسور، «مارون» از امیراحمد انصاری، «نیمشب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان، «قایقسواری در تهران» ساخته رسول صدرعاملی و «کارواش» به کارگردانی احمد مرادپور، نشان میدهند که سینمای ایران همزمان در حال آزمون ژانرهای اجتماعی، دفاع مقدس، طنز و سیاسی است و ظرفیت خود برای روایتهای تازه را به نمایش میگذارد.
ویترینی برای تفاهم ملی
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر مثل تقریبا تمام ادوار پیشین آن، یک نمای کلی از وضعیت سینمای ایران امروز ارائه میدهد که هم تجربه و نوآوری را در کنار هم قرار داده، هم ژانرهای مختلف را آزمایش میکند و هم ارتباط با مخاطب را از طریق نگاه انسانی و پرداخت دقیق به شخصیتها برقرار میکند. فهرست فیلمهای این دوره، مسیر حرکت و ظرفیت تنوع سینمای ایران را به نمایش میگذارد و نشان میدهد که سینما همچنان آینهای در مقابل جامعه و ابزار آزمون آینده روایت و ژانر است.
جشنواره های فیلم فجر مثل هر رخداد اجتماعی فرهنگی دیگر، همواره با فراز و فرودها و موافقت ها و مخالفت هایی مواجه بوده است. برای درک عمیقتر اهمیت این رویداد، باید به تاریخ چهلوچهار ساله جشنواره نگاهی تحلیلی داشت. تنشها و حاشیههای مختلف همیشه همراه این رخداد ملی بوده است؛ از اختلاف نظرها درباره داوریها و غیبت برخی کارگردانان گرفته تا مناقشات صنفی و فشارهای سیاسی. با این همه، جشنواره مسیر خود را ادامه داده و تبدیل به نسخهای بومی از یک رخداد معتبر و شناخته شده هنری شده است؛ نسخهای که در متن شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران معنا مییابد و در این بستر کارکرد واقعی دارد. این جشنواره محلی برای عرضه فیلمهای تازه است؛ جایی که کارگردانان میکوشند آثار خود را به نمایش بگذارند، هم نظر منتقدان را جلب کنند و هم راهی به بازار اکران پیدا کنند. موفقیت یک فیلم در جشنواره میتواند مسیر اکران عمومی و دسترسی به مخاطبان وسیعتر را هموار سازد، حتی اگر تجربه نخستین یک کارگردان جوان باشد.
در این میان، پرسش مهمی مطرح است: آیا شرکت یا عدم شرکت در جشنواره الزاما به معنای موضعگیری سیاسی است؟ واقعیت آن است که جامعه خصوصا جامعه ایرانی یک کلیت پیچیده است که سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر در آن بهطور همزمان بر یکدیگر اثر میگذارند و تأثیر میپذیرند. نمیتوان سینمای ایران را از سیاست و مسائل اجتماعی و ذهن انضمامی مردم منفک کرد اما درآمیختن آن باسیاست زدگی، به نظر نمیرسد که به هنر سینما در ایران کمکی کند. فیلمهایی که به آسیبها و بحرانهای اجتماعی میپردازند، به معنای بیتفاوتی کارگردان نسبت به جامعه نیست؛ بلکه زبان تصویر او، ابزار پژوهش و بازخوانی واقعیتهاست. هرچه این تصویر دقیقتر و صادقانهتر باشد، امکان ارائه راهکار فرهنگی برای جامعه نیز بیشتر است.
در شرایط فعلی، جشنواره فیلم فجر میتواند عرصهای برای تفاهم ملی، گفتوگوی اجتماعی، نشاط جمعی و امیدواری به آینده این سرزمین باشد؛ جایی که هنر، به کمک مردم میآید و تصویری از توانمندی تخیل ایرانی میسازد. بیتفاوتی نسبت به این رویداد یا مسکوت نهادن آن، محرومسازی خود از یک ظرفیت چشمگیر در همبستگی ملی و پویایی ایرانیان است. حضور و مشارکت فعال در این جشنواره، به معنای دفاع از استقلال هنر و فرهنگ و تداوم پویایی اجتماعی ایران در بستر سینما است.