نورنیوز-گروه سیاسی:تحرکات رسانهای اخیر پیرامون سناریوی «ضربه محدود» آمریکا علیه ایران، بیش از آنکه نشانه یک تصمیم عملیاتی باشد، بازتاب یک طراحی شناختی در میدان ادراک و محاسبه است. روایتهایی که با برجستهسازی جابهجایی تجهیزات نظامی و القای امکان «کنترل بحران» ساخته میشوند، تلاشی برای بازآرایی فضای تصمیمسازی در تهران هستند؛ پروژهای که بر مفروضاتی ناپایدار و تصاویری غیرواقعی از توازن قدرت استوار شده است.
در الگوی امنیتی ایران، تهدید یک پدیده لحظهای نیست، بلکه یک فرایند تدریجی است که از مرحله شکلگیری ایده، سیگنالهای اولیه و نشانههای رفتاری آغاز میشود. مواجهه با تهدید نیز بر همین منطق استوار است: مدیریت پیشینی، نه واکنش پسینی. در این چارچوب، بازدارندگی صرفاً به پاسخ محدود نمیشود، بلکه به سازوکاری فعال برای جلوگیری از رسیدن تهدید به مرحله اجرا تبدیل شده است؛ سازوکاری که امکان کنترل میدان ابتکار را فراهم میکند.
تصویرسازی از «حمله کوتاه و مهارشده» به ایران، محصول نگاه خطی به محیطی غیرخطی است. تجربههای منطقهای و الگوهای درگیری نشان دادهاند که در چنین جغرافیایی، بحران قابل مهندسی نیست و درگیری قابل قاببندی نمیماند. هر سناریویی که بر اصل «کنترل دامنه» طراحی شود، بهمحض ورود به واقعیتهای میدانی، منطق خود را از دست میدهد و به چرخهای از تصاعد ناخواسته تبدیل میشود. در این منطق، عملیات محدود یک گزینه نیست؛ یک خطای طراحی است.
در بعد دریایی نیز، تمرکز نیروهای خارجی الزاماً به معنای برتری عملیاتی نیست. محیط پیرامونی ایران فضایی ایستا و ناشناخته نیست، بلکه یک میدان پویا، اشرافپذیر و لایهمند است که در آن تراکم تجهیزات میتواند بهجای ایجاد بازدارندگی، ریسکپذیری را افزایش دهد. هرچه تمرکز بیشتر، قابلیت هدفپذیری نیز بیشتر؛ و این معادله، قواعد کلاسیک بازدارندگی را معکوس میکند.
در سطح راهبردی، ایران طی سالهای اخیر یک معماری امنیتی جدید در خلیج فارس و دریای عمان شکل داده است؛ معماریای مبتنی بر توان بومی، منطق دفاع نامتقارن و عمق ژئوپلیتیکی. نتیجه این بازآرایی آن است که مفهوم «امنیت تضمینشده» برای بازیگران فرامنطقهای به یک گزاره غیرواقعی تبدیل شده؛ حتی در سناریوهایی که با هدف نمایش قدرت یا ارسال پیام آغاز میشوند.
در کنار فشار نظامی، مسیر فشار سیاسی، اقتصادی و رسانهای نیز همچنان فعال است. تلاش برای اثرگذاری بر معادلات داخلی ایران، بخشی از همین راهبرد ترکیبی است؛ اما تجربه عملی نشان داده این مسیر نه به تغییر ساختاری منجر شده و نه به تضعیف ثبات سیاسی، بلکه در موارد متعدد به بازتولید انسجام اجتماعی و تقویت منطق بازدارندگی انجامیده است.
منطق این نامعادله روشن است: ایران بازیگر آغازگر بحران نیست، اما اجازه نمیدهد بحران طراحیشده به فاز اجرا برسد. مسئولیت هرگونه بیثباتی و پیامدهای ناخواسته، متوجه همان بازیگرانی است که با تحریک، روایتسازی و مداخلهگری، نظم شکننده منطقه را به عرصه آزمونهای پرریسک تبدیل میکنند.
نورنیوز