نورنیوز-گروه بینالملل: سفر استیو ویتکاف و جرد کوشنر به همراه ورود فرمانده سنتکام به سرزمینهای اشغالی در شرایطی انجام شد که آمریکا تلاش دارد شکست ابتکار موسوم به «شورای صلح غزه» را پنهان کند. این شورا که با حضور کمتر از ۲۰ کشور و بدون مشارکت حتی یک کشور اروپایی برگزار شد، نهتنها مشروعیتی نیافت بلکه به نمادی از یکجانبهگرایی واشنگتن بدل شد. اکنون اعزام همزمان نمایندگان سیاسی و نظامی، تلاشی برای بازسازی ظاهری همان پروژه ناکام است؛ نمایشی که هدف آن القای فعال بودن طرح صلح و همزمان آغاز فاز جدیدی از باجخواهی مالی از کشورهای منطقه تحت عنوان «عضویت در شورا» با پرداخت یک میلیارد دلار است. این روند نشان میدهد صلح ادعایی بیش از آنکه راهکاری برای پایان بحران باشد، ابزاری تبلیغاتی برای مصرف داخلی آمریکا و تأمین منافع اقتصادی و سیاسی آن است.
تعهد نامحدود به رژیم صهیونیستی
ادعای ساخت «غزه نوین» در حالی مطرح میشود که مواضع رسمی کوشنر، محور شورای صلح را خلع سلاح حماس و حذف حق تعیین سرنوشت فلسطینیان معرفی میکند. چنین رویکردی عملاً ادامه همان سیاستهای پیشین در قالبی جدید است. در شرایطی که رژیم صهیونیستی با بحرانهای داخلی و انزوای فزاینده جهانی مواجه است و پروژه غرب برای تغییر افکار عمومی جهان شکست خورده، این سفرها پیام روشنی از تداوم حمایت قاطع آمریکا دارد. همزمانی این تحرکات با تصمیم مارکو روبیو برای اخراج دانشجویان معترض به جنایات غزه، نشاندهنده پیوند سیاست خارجی و سرکوب داخلی در آمریکا برای حفظ این حمایت است. انتقادهای محدود واشنگتن از تلآویو درباره برخی جزئیات، صرفاً تاکتیکی بوده و تغییری در راهبرد کلان مبتنی بر نقش محوری رژیم صهیونیستی ایجاد نمیکند.
پنتاگون و بازتولید ناامنی منطقهای
انتشار راهبرد امنیت ملی پنتاگون با تأکید ویژه بر غرب آسیا، جایگاه رژیم صهیونیستی را بهعنوان تنها نیابتی فعال آمریکا برجسته میکند. استمرار حملات نظامی به غزه، جلوگیری از ارسال کمکهای انسانی و گسترش خط طرد و اشغال، همگی در چارچوب همین راهبرد قابل تحلیل است. تحولات سوریه نیز مکمل این تصویر است؛ جایی که واگذاری مناطق تحت کنترل قسد به حاکمان دمشق، اعلام پایان کارکرد کردها برای آمریکا و فرار هزاران نیروی داعش از زندانها، نشانه بازآرایی جدید بحران است. گزارشها درباره توافق امنیتی احتمالی میان جولانی و صهیونیستها، خطر تکرار سناریوهای ناامنساز سال ۲۰۱۴ را تقویت میکند؛ سناریویی که در آن تسلیح و هدایت تروریستها به ابزاری برای مهندسی بیثباتی بدل میشود.
جنگ روانی و سرکیسهسازی منطقه
تقارن این سفرها با تشدید جنگ چندلایه علیه ایران، از تحریم و تهدید نظامی تا عملیات رسانهای و پروندهسازی بینالمللی، بیانگر تکمیل پازل جنگ روانی است. این رویکرد از یکسو بر القای اشتباه محاسباتی و فرسایش درونی تمرکز دارد و از سوی دیگر با ایجاد التهاب منطقهای، زمینه سرکیسهسازی کشورهای عربی را از طریق امنیتسازی مصنوعی فراهم میکند. اعزام ناوهای آمریکایی و ارائه فاکتور امنیت به دولتهای منطقه، بخش ثابت این سناریو است. طرح ادعای دیدارهای پنهانی میان مقامات صهیونیستی و برخی کشورهای عربی نیز در همین چارچوب معنا مییابد. نتیجه چنین معادلهای، منطقهای بحرانزده و فاقد افق روشن است که تنها با هوشیاری جمعی، حمایت عملی از فلسطین و مطالبه خروج کامل آمریکا از منطقه میتوان از تکرار چرخه خون ریزی و بیثباتی جلوگیری کرد.
نورنیوز