نورنیوز- گروه سیاسی: جامعه ایران در هفتههای اخیر شرایطی عجیب و غیرقابل باور با رویدادهایی تلخ و هولناک را پشت سر گذاشته است. پس از هفتهها اطلاع رسانی برای افزایش قیمت بنزینِ نرخ سوم یا همان بنزینِ با کارت جایگاه سوخت از سه هزارتومان به پنج هزارتومان و چندبار تعلل و تأخیر دولت در اجرای آن به منظور تقویت هماهنگیهای داخلی و همچنین توجیه بیشتر افکار عمومی، این برنامه سرانجام ۲۲ آذر اجرا شد و بدون بروز مشکلی خاص در جامعه انتظار میرفت همه چیز روال عادی خود را طی کند. مسئولان دولتی هم پیشبینی میکردند افزایش قیمت بنزین نرخ سوم بار تورمی چندانی نخواهد داشت. در این شرایط، ناگهان قیمت طلا و ارز به سان اسبی افسارگسیخته، رو به سرکشی و نافرمانی نهاد و در برابر تعجب و حیرت همگان، هر روز رکوردی عجیب و باورنکردنی ثبت می کرد. مردم هنوز این شوک را هضم نکرده بودند که تصمیم عجیب و یک شبه دولت در اعلان مصوّبه حذف ارز ترجیحی به بهانه جلوگیری از فساد و رانت خواری، جامعه را دوباره غافلگیر کرد. قیمتهای همه چیز ناگهان از چله کمان رها شد و احتکار کالاها و کمبود کالاها و اجناس بیش از پیش نمایان گشت.
این وضعیت ابتدا اعتراض بخشهایی از بازار و کسبه را در هفتم دی برانگیخت، سپس، گروههایی از مردم به ویژه جوانان به آن پیوستند و خیلی زود، با برخی بی تدبیریهای داخلی و دخالت های خارجی، این اعتراضات مدنیِ قابل قبول که طبق قانون اساسی حقّ مردم است، از عصر پنجشنبه – ۱۸ دی- به خشونت، تخریب و اغتشاش هم کشیده شد تا جانهای عزیز بسیاری را بگیرد و جامعه و مردم ایران را به روزهای تلخ و اندوهبار کنونی دچار نماید.
اینکه چرا اعتراضات با این سرعت، از فاز تجمعات آرام و مرحله شعار به فاز خشونت و تخریب کشیده شد و بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشور را صحنه ترور، آتش سوزی و ویرانی کرد، جای بررسی و مطالعه فراوان دارد و بر همه دولتمردان، دانشگاهیان و مسئولان حوزههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی لازم و واجب است که با دقت، جدیت و موشکافی این تحولات را بررسی و ریشهیابی کنند تا هم با عاملان و مسببان این وضعیت ـ در هر ردهای که باشند، برخورد شود ـ و هم، از تکرار چنین رویدادهای تلخ و تأسف باری در جامعه پیشگیری به عمل آید.
با این حال، تردیدی نیست که دخالت خارجیها در این رویدادها و تبدیل کردن اعتراضات به اغتشاشات تأثیر زیادی داشته است. بیانات صریح ترامپ، نتانیاهو و همه کسانی که جوانان ایرانی را تحریک به براندازی و تسخیر مراکز دولتی و حکومتی کردند، اظهارات رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر حمایتِ حتی نظامی از معترضان، تأکید او برای دخالت نظامی در ایران در صورت وقوع قتل در این رویدادها -که مقدمه سازیهای آشکاری برای اعمال خشونت بود-، استفاده از سلاح های غیرمتعارف و ساخت خارج، نوع خشونت های اعمال شده نظیر آتش زدن همزمان دهها دستگاه اتوبوس، خودروهای آتشنشانی و تخریب مساجد و مراکز مذهبی و.... و دیگر ویژگیهای آشوبها و اغتشاشات اخیر جای تردیدی باقی نمیگذارد که دستهای خارجی در این ماجرا دخالت داشته و آنها را به صحنه گردانان اصلی این همه خشونت، تخریب و مرگ هموطنان عزیزمان تبدیل کرده است.
یکی از همکارانم تعریف میکرد داییاش در همان پنجشنبه شب خونین، میزبان چند نفر از بستگان بوده و فرزندش ناچار می شود برای خرید اقلام خوراکی موردنیاز جهت تهیه شام به سوپر مارکت نزدیک خانه شان در یکی از خیابان های فرعی شمال غرب تهران برود. او پنج دقیقه بعد از مغازه زنگ میزند تا آخرین خریدها را با خانواده هماهنگ کند اما هنوز لحظاتی از تماس او نگذشته که فردی ناشناس، زنگ آپارتمان آنها را به صدا در میآورد و اطلاع می دهد که فرزندشان زخمی شده است. اعضای خانواده سراسیمه جلوی ساختمان میروند و مشاهده میکنند دو جوان ناشناس با یک خودروی سواری ۲۰۶ فرزندشان را در حالی که درون یک پتو قرار دارد، به آنجا آوردهاند. یکی از آن دو نفر که خود را پرستار معرفی می کند، می گوید فرزند آنها زخمی شده اما قابل درمان است و به خانواده توصیه می کند به دلایل امنیتی، او را در همان خانه درمان کنند. اعضای خانواده نیز که با مشاهده این وضع، دستپاچه شده بودند، بدون آنکه از آن دو جوان، کارت شناسایی و مدرکی بخواهند یا حتی شماره خودروی آنها را بردارند، فرزندشان را به منزل میبرند و در آنجا مشاهده میکنند که شلیک یک سلاح شکاری آمریکایی با ساچمههای فراوان از فاصله نزدیک چنان بلایی سر فرزندشان آورده که شکم او را کاملاً دریده و اندامهای داخلیاش را نابود کرده است. پزشکان هم بعد از بررسی تأیید میکنند او در همان لحظات نخستین شلیک گلوله، به شهادت رسیده و حتی پیش از رسیدن به منزل، جان در بدن نداشته است.
این، فقط یک نمونه از موارد فراوان شهادت فرزندان خانوادهها و جوانان عزیز وطن در نتیجه شلیک سلاحهای مشکوک و با روشهای عجیب در اغتشاشات اخیر است. این موارد، غیر از «سر بریدنها»، مثله کردن اجساد و آتش زدن پیکرهای شهدایی است که رئیس جمهوری و دیگر مسئولان به صراحت از آن سخن گفتهاند.
متأسفانه، هنوز آمار دقیقی از تعداد شهدا و قربانیان حوادث اخیر منتشر نشده و شرایط کشور نیز به گونهای است که برای آگاهی از آن باید همچنان منتظر بود اما شواهد نشان میدهد در جریان این آشوبها صدها تن از هموطنان ما جان باخته و به شهادت رسیدهاند، به گونه ای که فقط ظرف دو روز پیاپی در تهران و شهرستانها ۱۹۰ شهید توسط مردم تشییع شدند.
حجم تخریبها هم گسترده است. فقط در تهران، شهرداری اعلام کرده که زیانهای مالی به اماکن و وسایل عمومی نظیر اتوبوسهای شرکت واحد، آمبولانسها، ساختمانها، مراکز آموزشی و مبلمان شهری بیش از سه هزار میلیارد تومان بوده است. برخی کارشناسان مجموع خسارتهای اغتشاشات اخیر در سطح کشور را حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان برآورد میکنند؛ رقمی که تقریبا معادل جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران در خردادماه گذشته است.
قطعاً، باید مسببان این حجم وسیع از تخریب و ویرانی و عاملان شهادت فرزندان برومند این سرزمین با سرعت، شناسایی و با آنها برخورد شود. علاوه بر آن، باید اجازه داده شود تا خانوادهها بتوانند برای شهدا و قربانیان این حوادث، مراسم آبرومندانه و مناسبی برگزار کنند.
برای تحقق این امر و همچنین، بازگشت آرامش به جامعه، دولت و نهادهای مسئول باید تلاش کنند تا هر چه سریعتر، مردم به زندگی و اقتصاد به شرایط عادی خود بازگردند. ادامه تعطیلی ها و حاکم بودن فضای امنیتی بر جامعه نه تنها به نفع کشور نیست بلکه شرایط اقتصادی جامعه را بدتر و دشوار تر میکند و بر رنج مردم و مشکلات و نارضایتیهای آنان می افزاید. به همین دلیل، باید همه تعطیلیها لغو شود و امور به سامان خود بازگردد. این تعطیلیها هم فقط منحصر به ادارات، دانشگاهها و دیگر مراکز آموزشی نیست بلکه اینترنت و اقتصاد دیجیتال را هم شامل میشود.
طبیعی است اظهارات ضد و نقیض ترامپ در مورد احتمال حمله نظامی به ایران و یا فراخوانهای گاه و بیگاه سلطنت طلبان و دیگران، نباید تاثیری بر مسئولان و مردم بگذارد و مانع بازگشت کشور به شرایط عادی شود. ترامپ و ضدانقلاب، بهم ریختگی اوضاع و افزایش نارضایتی مردم را دنبال میکنند، در حالی که ایران ملتی آگاه دارد و هیچ چیز بیش از دشمن خارجی، باعث اتحاد و همبستگی آنها نمیشود.
بازگشت به زندگی عادی به معنای جلوگیری از اقدامات مرتبط با کشف دلایل و عوامل بروز اغتشاش و ناآرامی و یافتن عاملان اصلی خشونتهای اخیر در کشور نیست. با این حال، برقرارکردن امنیت نباید بهانهای برای تداوم محدودیتها و تعطیلیها در کشور باشد. تاکنون چندین هفته، مدارس و دانشگاهها تعطیل بوده، بازار شرایط عادی نداشته، کسب و کارهای مجازی به دلیل نبود اینترنت از فعالیت باز ایستاده و کشور ما در وجوه و ابعاد گوناگون از زندگی معمولی دور شده است.
اکنون که به فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی، ملت ایران، «کمر فتنه را شکسته»، زمان آن است که همه ما به زندگی عادی برگردیم، کارها را از نو و با آرامش شروع کنیم و اجازه دهیم مردم از شوک ناشی از تحولات هفته های اخیر که به سان یک قرن بر آنها گذشت، خارج شوند.
در این شرایط، بازشدن اینترنت یک پیام و شرط مهم است. زندگی امروزی بدون اینترنت اگر نگوییم محال، حداقل سخت و دشوار است. بسیاری از اقشار جامعه و به ویژه حوزه رسانه و اقتصاد بدون اینترنت نمی توانند زندگی کنند و باید آنها را درک کرد.
نکته بسیار مهم دیگر آن است که طبق آنچه در قانون اساسی آمده، مسئولان کشور باید خیلی پیشتر (و حتی پس از ورود به مرحلۀ پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸) که دوران سازندگی نامیده شده بود، برای اعتراضات مردمی مثل کشورهایی که آن را میپذیرند و حتی پلیس به نشانۀ احترام و نظارت در کنار معترضان حرکت میکند، سامان و سازمان قانونیِ مناسبی فراهم میآوردند تا هم اعتراضات قانونمند در عمل مورد حمایت قرار میگرفت، و هم صف اعتراضات مردمی از صف اغتشاش و آتش زدن و نظایر آن جدا میشد. در این راستا، امیدواریم طرح یا قانون حمایت از تجمعات و راهپیماییهای مردمی که چهارشنبه گذشته کلیت آن در مجلس مصوب شد، بتواند به تصویب نهایی رسیده و برای اوضاع و احوال کشور مناسب و مؤثر باشد.
اطلاعات