نورنیوز- گروه سیاسی: تهران و بسیاری از دیگر شهرهای میهن، دوشنبه ویژهای را تجربه کردند. 22 دی، جمعیت چشمگیری از شهروندان ایرانی در تجمعی سراسری حضور یافتند تا یک پیام ملی را به همگان مخابره کنند. در شرایطی که بدخواهان ایران، صرفه خود را در مخدوش کردن ثبات و آرامش طبیعی و متعارف کشور میبینند و برای رسیدن به این مقصود، از هیچ گزینه و ابزار نرمافزاری و سختافزاری غفلت نمیکنند، مشارکت فراگیر مردم در تجمع سراسری روز دوشنبه، بیش از هرچیز حامل این معنا بود که ناامنی، خشونت، و سوق دادن مردم به رفتار رادیکال، بیدرنگ با واکنش گسترده و ملی ایرانیان مواجه میشود.
وقتی نشانههای آشکاری از مداخله بیگانگان در این تحریکها هویدا شود طبعاً عدد و آمار حاضران در تجمعاتی از این دست، بیشتر و بیشتر هم میشود. این، خصلت تاریخی مردم ایران است که به دلیل خاطرات تلخ از بیگانگان، کوچکترین نقشآفرینی آنها در روندهای جاری کشور، عصبانیشان میکند و یکصدایی مشهودی در میانشان میآفریند. هیچ کس نمیتواند ادعا کند که جمعیت متراکم حاضر در تجمع دوشنبه، همگی از حامیان و موافقان نحوه اداره کشور بودند و هیچ اعتراضی نداشتهاند. هیچ کس نمیتواند مدعی شود که برخی از حاضران این مراسم، مطلقاً در تجمعات اعتراض به وضعیت اقتصادی که در روزهای اخیر برگزار شد شرکت نداشتهاند.
دور از واقعنگری نیست که کسی ادعا کند شماری از آنان که روز دوشنبه میدان انقلاب تهران و میدانهای اصلی سایر شهرهای ایران را پر کرده بودند، با معترضان خیابانی – و البته نه تروریستها و قاتلان نفوس مردم – همدلی و شاید هم همراهی داشتهاند. اما نکته مهم و بسیار قابل توجه این است که وقتی معترضان مسالمتجوی خیابان احساس کنند سررشته اعتراضات به چنگ بیگانگان افتاده و بدخواهان میهن، خیابان را به معرکهای برای تخریب آرامش و ثبات ملی تبدیل کردهاند، بیآنکه بیرق اعتراضی خود به وضع موجود را زمین بگذارند، بیرق اعتراض دومی را همزمان بالا میبرند که معنا و سمت و سویش، محکومیت مداخلهگری بیگانگان است.
به این اعتبار باید در فهم منطق و معنای تجمع ملی روز دوشنبه، نهایت دقت و واقعنگری را به کار ببندیم تا مبادا در ورطه تفاسیر یکسویه و ناموجه و بیربط سقوط کنیم. در فاصله کوتاهی از این رخداد بزرگ، اکنون بعضاً شاهد روایتهایی هستیم که تفسیری تنگنظرانه از آن عرضه میکنند. این روایتها خوش دارند تجمع 22 دیماه را چیزی سیاستزده و جناحی و قطبیشده معرفی کنند؛ روایتی که فقط بخشی از مردم را دربر میگیرد. در این روایت مضیّق، دال مرکزی این است که شرکتکنندگان در مراسم دوشنبه الزاماً گروهی با تفکر خاص بودند؛ کسانی که نه فقط اهل آشوب و تخریب و ترور نیستند بلکه حتی جزو معترضان هم نمیتوانند باشند. این تفسیری کاملاً یکسویه و غیرواقعبینانه است.
از پیام مقام معظم رهبری پس از برگزاری مراسم به خوبی و بهدرستی میتوان این را برداشت کرد که تحلیل ایشان از جوهره این تجمع بزرگ، چیزی مغایر با این روایتهای تنگنظرانه است. ایشان، رخداد بزرگ دوشنبه را جایی برای نشان دادن هویت و همت مردم ایران به «دشمنان خارجی» و ابراز قدرت و اقتدار ملی در برابر نقشههای فریبکارانه آمریکا و مزدورانش دانستند. در این پیام نسبتاً کوتاه، هیچ چیزی نمیتوان یافت که بر نوعی تأیید دوگانهسازی اجتماعی و سیاسی از این اتفاق دلالت کند. مضمون و جوهره این پیام، تحکیم پیوستگی و وحدت غایی مردم در برابر بیگانگان است. این درست خلاف چیزی است که برخی تحلیلگران به آن میل دارند. آنها در نگاهی سیاستزده و جناحی، رخدادی را که نقطه ثقل و تبلور وحدت ملی در مقابل مداخلات بیگانه است، به موضوعی دوگانهساز و شکافآفرین بدل میکنند و از آن یک دوقطبی جدید میسازند.
آفت صحنه سیاسی امروز ایران، الزاماً اعتراض و حتی اعتراض تند نیست. تجمع اعتراضی به عنوان یک حق مسلّم شهروندی در همه جای دنیا جاری و رایج است و فینفسه نگرانیآور یا هراسانگیز نیست. البته جای تأسف است که نظام سیاسی ما هنوز شیوهنامه روشن و مدونی برای استیفای این حق مسلم ندارد. با این حال، معضل سیاست امروز ایران، اعتراض نیست بلکه غیریتسازی و دگرتراشی از جماعت معترضان است. کاری که افراطیون و تندروها در صحنه سیاست ایران انجام میدهند، کلیشهسازی از فرد معترض به عنوان یک «غریبه و غیرخودی» است. بر این اساس کنشگران افراطی امروز که بعضا در نهاد سیاست و رسانه هم حضور پررنگ دارند، نمیتوانند باور کنند که برخی از حاضران تجمع روز دوشنبه ممکن است از حاضران در اعتراضات خیابانی هم بوده باشند. و این، چیز عجیبی نیست.
ایرانیان امروز، سوژههای پیچیدهای در میدان سیاستاند. ممکن است امروز در صف معترضان وضع موجود حضور یابند و پرشور و پرانرژی اعلام اعتراض کنند؛ و در عین حال روز قبلش در تجمعی که در محکومیت ناقضان ثبات و آرامش ملی برگزار شده هم حاضر شده و همت و هویت خود را به رخ بیگانگان مداخلهگر بکشند. این نه یک تناقض در ساختار شخصیتی ایرانیان، بلکه خوی و خصلتی تاریخی است که مایه دوام و انسجام مردم این سرزمین در طول تاریخ بوده است. فقط تندروها و افراطیون سیاستزده هستند که از درک چنین ویژگی به ظاهر متناقضی عاجزند. ایران اما با همین خصلت کارآمد است که میتواند هم به ناتوانی و ناکارآمدی داخلیها اعتراض کند و هم همزمان به مداخلات و فریبکاری خارجیها.
اکنون با این توضیحات به نظر میرسد همگان اعم از مقامات و مسئولان و تصمیمگیران و تصمیمسازان و فعالان سیاسی و رسانه ای و البته عموم شهروندان باید همزمان دو گوش شنوا برای شنیدن صدای دورگه مردم داشته باشند؛ یک گوش برای درک صدای بلند دوشنبه که طغیانی علیه بیگانگان و وابستگان بود، و گوشی دیگر برای فهم صدای روزها و شب های قبل از دوشنبه که فریادی علیه ناکارآمدیها و نابسامانیهای فعلی و مزمن بود. حکمرانی مطلوب اقتضا میکند این هردوصدا به طور متوازن جایی برای انعکاس و محلی برای اعلام و اظهار داشته باشند.