نورنیوز- گروه سیاسی: در چنین شرایطی، تأکید بیانیه شورای دفاع بر «واکنش متناسب، هدفمند و تعیینکننده» پیام دوگانهای دارد: ایران امنیت خود را به خوشبینی و تعلیق گره نمیزند و اقدام پیشدستانه را دستور کار قرار داده است.
رخدادهای تلخ اخیر در فضای سیاسی کشور که با خشونتی بلاتوجیه همراه بود و به خسارات جانی و مالی فراوانی منجر شد، توجه مجدد به بیانیه اخیر دبیرخانه شورای دفاع جمهوری اسلامی ایران را ضرورت مضاعف بخشیده است. آن بیانیه با زبانی صریح، پیام مهمی را به جامعه داخلی و مخاطبان خارجی مخابره میکرد: امنیت ملی ایران دیگر صرفاً در چارچوب «واکنش پس از اقدام» تعریف نمیشود. به تصریح بیانیه، جمهوری اسلامی ایران «خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند» و «نشانههای عینی تهدید» را جزئی از معادله امنیتی تلقی میکند. این موضع، نشاندهنده ورود رسمی به منطق دفاع فعال و پیشدستانه در مواجهه با تهدیدهای نوین است؛ منطقی که محصول تغییر ماهیت جنگها و تهدیدات در جهان امروز است.
یکی از وجوه تغییر در ماهیت جنگها و تهدیدها، مداخلات هدفمند قدرتهای خارجی در بدنه اجتماعی کشورها و همراستا کردن مطالبات موجه مردمی با خواستههای خود است. اتفاقات اسفناک چند روز اخیر و خصوصاً پنجشنبه شب نشان داد که اسراییل و آمریکا، اکنون الگوی تهاجم نظامی 12 روزه را این بار با شکلی متفاوت اما با همان هدف طراحی، هدایت و حمایت کردهاند. صهیونیستها که جنگ 12 روزه را با غافلگیری نظامی شروع کرده بودند در مناقشات اخیر خیابانی، کوشیدند امتداد آن جنگ را با چیزی تحت عنوان غافلگیری اجتماعی پیش ببرند. حضور هستههای مسلح در آشوبهای خسارت بار این چند روز، که نوع عملشان حکایت از آموزش دیدگی آنها دارد، اعتراضات اجتماعی مردم را به سمت خشونتهای بیمهار هدایت کرد و از این طریق، فاز امنیتی پروژهای را که در جنگ 12 روزه با فاز نظامی آغاز شده بود کلید زدند.
چنین اقدامات هدفمندی را باید مصداق همان نشانههای عینی تهدید از سوی بیگانگان دانست که بیانیه شورای دفاع از آن سخن گفته بود. بیانیه، تهدیدات دشمنان دیرینه ایران را نه صرفاً «اظهارنظر سیاسی»، بلکه بخشی از «الگوی فشار و ارعاب» میدانست؛ الگویی که سابقه روشن در کشتار غیرنظامیان، اقدامات خرابکارانه و مداخلات امنیتی دارد و دیگر در حوزه کلام باقی نمیماند. همین نکته، پایه نظری اقدام پیشدستانه و ضرورت بازنگری در دکترین دفاعی را شکل میدهد.
به این موضوع باید اظهارات مداخلهجویانه و تهدیدآمیز دونالد ترامپ را هم افزود که در چند روز اخیر یکی دوبار با ادبیاتی مغرورانه از اقدام عملی به نفع معترضان ایرانی سخن گفته بود. سخنان او آشکارا وجه مقابلهجویی با کلیت نظام داشته و جنبه تهدید امنیتی پیدا کرده است. اکنون با این تفسیر باید سخنان خودخواهانه و قیممآبانه ترامپ را مصداق آشکاری از مداخله در کشورهای دیگر دانست که بالقوه میتواند بیانیه شورای دفاع را مورد بازخوانی قرار دهد. به این اعتبار لازم است دوباره مضامین و محتوای آن بیانیه را مرور کنیم.
دفاع پیش از تجاوز
در ادبیات راهبردی، جنگ پیشدستانه زمانی معنا پیدا میکند که تهدید واقعی، معتبر و در حال طراحی، شکلگیری یا حتی اجرای خاموش باشد. برخلاف تصور رایج، این مفهوم به معنای آغاز جنگ از سر تجاوزگری یا توسعهطلبی نیست، بلکه تلاشی است برای خنثیسازی ضربهی در حال فرود و اصابت. شورای دفاع با اشاره به «نشانههای عینی تهدید» و «تشدید ادبیات مداخلهجویانه»، دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارد: زمانی که تهدید از مرحله لفظ عبور کرده و به اقدام عملیاتی نزدیک میشود، تعلل میتواند هزینهای بهمراتب سنگینتر از اقدام بهموقع داشته باشد.
از این منظر، جنگ پیشدستانه را باید ذیل مفهوم دفاع مشروع موسع فهم کرد؛ دفاعی که دیگر منتظر اصابت ضربه نهایی نمیماند، بلکه زنجیره تهدید را در مراحل اولیه قطع میکند. یکی از سوءبرداشتهای رایج، همارز دانستن جنگ پیشدستانه با تجاوز نظامی است. تجاوز، حملهای است فاقد تهدید فوری، با هدف تحمیل اراده، تغییر مرزها یا فروپاشی حاکمیت سیاسی یک کشور. اقدام پیشدستانه، اما بر وجود تهدید قریبالوقوع و هدف دفاعی استوار است. تفاوت این دو نه در «استفاده از زور»، بلکه در منطق، زمان و هدف آنها نهفته است. بیانیه شورای دفاع، با تأکید بر «تمامیت ارضی»، «استقلال» و «دفاع مشروع»، تلاش میکند این تمایز را به روشنی ترسیم کرده و مسئولیت پیامدها را متوجه «طراحان روند تهدید» بداند، نه کشوری که درصدد دفع آن است.
جهان امروز، دیگر با جنگهای کلاسیک، خطوط تماس روشن و اعلان رسمی شروع و پایان جنگ تعریف نمیشود. تهدیدها پیش از ورود تانک و موشک، در قالب جنگ سایبری، عملیات اطلاعاتی، ترور، خرابکاری زیرساختی و تحریک شکافهای اجتماعی و به خشونت کشیدن اعتراضات مدنی مردم بروز میکنند. در چنین فضایی، «نشانههای تهدید»، خود بخشی از میدان نبردند و انتظار برای حمله آشکار به معنای واگذاری ابتکار عمل به دشمن است. از این منظر، منطق دفاع پیشدستانه ایران، تطبیق دکترین دفاعی با واقعیتهای جنگ ترکیبی و نبرد در منطقه خاکستری است؛ جایی که اقدام پیشدستانه نه ابزاری تهاجمی، بلکه ابزاری پیشگیرانه برای حفظ ثبات و امنیت ملی محسوب میشود.
نسبت اقدام پیشدستانه و بازدارندگی
بازدارندگی کلاسیک بر تهدید به پاسخ متقابل استوار بود؛ اما در محیط امنیتی پرریسک امروز، بازدارندگی بدون قابلیت اقدام پیشنگر، شکننده است. دشمن زمانی بازداشته میشود که بداند نهتنها حمله، بلکه طراحی و تدارک حمله، در هر شکل و قالبش نیز هزینهزا خواهد بود. اعلام امکان اقدام پیشدستانه، خود یک ابزار بازدارنده قدرتمند است؛ بازدارندگی را از وضعیت منفعل خارج کرده و به آن بُعد عملی میبخشد. جنگ پیشدستانه، در این چارچوب، نه جایگزین بازدارندگی بلکه تکمیلکننده آن است؛ حلقهای که از هشدار آغاز میشود و در صورت لزوم به اقدام ختم میگردد.
اشاره بیانیه به سابقه دشمنان در «کشتار زنان و کودکان ایرانی» و تلاش برای «تجزیه ایران» یادآور این واقعیت است که تهدید علیه ایران، نه انتزاعی و نه صرفاً دیپلماتیک، بلکه ریشهدار و عملیاتی و کاملا جاری و در جریان است. رخدادهای چند روز اخیر، این واقعیت را تأیید میکند که تهدیدات امنیتی آمریکا و اسراییل علیه ایران، نه از بین رفته و نه حتی به تأخیر افتاده است بلکه فقط شکل و ماهیت آنها عوض شده است. آنچه در صحنه خشونت های حاد اجتماعی طی چند شب گذشته اتفاق افتاد، حلقه دیگری از همان مداخلات و اقدامات ضد امنیتی بود. در چنین شرایطی، تأکید بر «واکنش متناسب، هدفمند و تعیینکننده» پیام دوگانهای دارد: ایران به دنبال جنگ نیست، اما امنیت خود را به خوشبینی و تعلیق گره نمیزند.
بیانیه شورای دفاع جمهوری اسلامی ایران نشانهای از بازتعریف عقلانی دکترین دفاعی و امنیتی است؛ دکترینی که با درک تحولات جنگهای مدرن، دفاع را از حالت واکنشی صرف خارج کرده و به سطح کنش پیشنگر و پیشدستانه ارتقا میدهد. این رویکرد، در شرایطی که تهدیدها پیش از شلیک شکل میگیرند، ضامن امنیت پایدار و پایداری ملی است. همانگونه که آیه پایانی بیانیه یادآور میشود، منطق اقدام متقابل نه از سر خشونت و جنگافروزی، بلکه از سر صیانت از بقا، عدالت دفاعی و بازدارندگی عملی معنا مییابد.