نورنیوز-گروه بینالملل: مرگ ناگهانی قاضی بنیساگی، رئیس دادگاه بئرالسبع، در نخستین روزهای سال ۲۰۲۶، آن هم در قالب یک تصادف جادهای مشکوک، بهسرعت به یکی از پرابهامترین رخدادهای حقوقی ـ سیاسی رژیم صهیونیستی بدل شد. اعلام علت حادثه بهعنوان رانندگی خطرناک و مصرف مواد مخدر توسط راننده مقابل، با جایگاه قضایی مقتول و حساسیت پروندههایی که در اختیار داشت، همخوانی ندارد. این مرگ، نه صرفاً یک واقعه اجتماعی، بلکه رخدادی با لایههای عمیق امنیتی و سیاسی است؛ لایههایی که مستقیماً با سرنوشت سیاسی بنیامین نتانیاهو گره خوردهاند. همزمانی این حادثه با تمرکز افکار عمومی بر بحرانهای خارجی و سانسور خبری آن، احتمال حذف هدفمند را تقویت میکند.
پرونده فساد نتانیاهو و تهدید فروپاشی سیاسی
قاضی بنیساگی یکی از مهرههای کلیدی در پروندههای فساد نتانیاهو، بهویژه پرونده موسوم به «۳۰۰۰» بود؛ پروندهای مرتبط با خرید زیردریاییها و کشتیهای جنگی از آلمان و شبکهای از رشوههای میلیاردی. درخواست او برای دسترسی به اسناد محرمانه و نزدیک شدن به صدور حکم نهایی، این پرونده را به کابوس سیاسی نتانیاهو تبدیل کرده بود. مرگ قاضی درست در نقطهای رخ داد که روند دادرسی میتوانست به صدور احکامی سرنوشتساز علیه نزدیکان نخستوزیر، از جمله داوید شارن، منجر شود. طبق قانون، مرگ قاضی موجب تأخیر چندماهه رسیدگی میشود؛ تأخیری که عملاً به سود متهمان و به زیان شفافیت قضایی است و بستر فرسایش مطالبه عمومی را فراهم میکند.
جنگ بهمثابه ابزار بقا
کارنامه سیاسی نتانیاهو نشان میدهد که او همواره جنگ و خشونت را به ابزاری برای فرار از پاسخگویی قضایی تبدیل کرده است. از تداوم اشغالگری در کرانه باختری و نسلکشی در غزه تا تجاوز به لبنان و سوریه و تهدیدات مستمر علیه ایران، همگی در چارچوب ایجاد «وضعیت اضطراری دائمی» قابل تحلیلاند. در چنین فضایی، دستگاه قضایی و جامعه مدنی تحت فشار امنیتی قرار گرفته و امکان پیگیری پروندههای فساد محدود میشود. بسیاری از نخبگان سیاسی و نظامی صهیونیست نیز اذعان دارند که نتانیاهو منافع و امنیت این رژیم را قربانی بقای شخصی خود کرده است؛ رویهای که نهتنها بحرانهای داخلی را تشدید میکند، بلکه رژیم را در انزوای منطقهای و بینالمللی عمیقتری فرو میبرد.
سکوت غرب و تثبیت آپارتاید
سانسور گسترده مرگ این قاضی توسط رسانههای غربی، در کنار حمایت آشکار آنان از تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی، بار دیگر دوگانگی عمیق گفتمان حقوق بشر غرب را آشکار میسازد. همان رسانههایی که با ادعای انساندوستی به بازتولید بحران در دیگر کشورها میپردازند، در برابر حذف مشکوک یک قاضی عالیرتبه سکوت اختیار میکنند. این سکوت را نمیتوان اتفاقی دانست؛ بلکه بخشی از همراهی ساختاری غرب با آپارتاید صهیونیستی و دیکتاتوری نتانیاهو است. تقارن این سانسور با فضاسازیهای ضدایرانی و تشدید تهدیدات، این گمانه را تقویت میکند که برجستهسازی دشمن خارجی، پوششی برای سرپوش گذاشتن بر ترور سیاسی درونساختاری است.