نورنیوز-گروه حوادث: اوایل فروردین امسال، مردی جوان به نام فرهاد با حالتی مضطرب با اورژانس تماس گرفت و مدعی شد همسرش، هدیه، در خانه تنها بوده و زمانی که او به منزل رسیده، «بیحال روی زمین افتاده است.» فرهاد توضیح داده بود: «میدانستم که او در حال تمیز کردن خانه است و حدس میزنم از روی چهارپایه زمین خورده باشد.»
نیروهای اورژانس پس از رسیدن به آپارتمانی در جنتآباد و انجام بررسی اولیه، مرگ هدیه را تأیید کردند. با توجه به مشکوک بودن ماجرا، پرونده وارد مرحله رسیدگی جنایی شد و جسد با دستور بازپرس جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
پزشکان پزشکی قانونی پس از معاینه کامل اعلام کردند علت مرگ نوعروس — که کمتر از یک سال از ازدواجش با فرهاد میگذشت — خفگی ناشی از انسداد راه تنفسی بوده است. بازپرس در ادامه دستور بازبینی دوربینهای مدار بسته اطراف ساختمان را صادر کرد. تصاویر نشان میداد کمتر از یک ساعت پیش از تماس با اورژانس، فرهاد یک بار از خانه خارج و دوباره به آن بازگشته است.
فرهاد که ابتدا سعی داشت مرگ همسرش را حادثه جلوه دهد، در برابر پرسشهای تخصصی در نهایت اعتراف کرد: «در جریان درگیری با همسرم دهان او را گرفتهام و همین باعث خفگیاش شده است.»
فرهاد در اعترافات اولیه گفت: «حدودا ۹ ماه بود که با هدیه ازدواج کرده بودم…» او توضیح داد که از مدتی قبل بر سر خرید یک جاکفشی با آینه قدی دچار اختلاف شده بودند. هدیه علاقه داشت این وسیله را پیش از عید نوروز بخرد اما او معتقد بود ابعاد آن مناسب نیست و ضرورتی ندارد. همین اختلاف، با وجود سفر نوروزی دو هفتهای و روزهای خوش، بعد از تعطیلات دوباره مطرح شد.
به گفته او: «چند روزی بود که هدیه باز هم به خاطر خرید همان جاکفشی با من جر و بحث را شروع کرده بود…» روز حادثه نیز مشاجره شدت گرفت و «صدای هدیه بالا رفت». فرهاد گفت: «من اصلا دلم نمیخواست همسایهها متوجه جر و بحث ما شوند… برای همین جلوی دهان همسرم را گرفتم که ناگهان دیدم او نفس نمیکشد.»
پس از اعتراف صریح، بازسازی صحنه قتل در حضور عوامل قضایی و انتظامی انجام شد. با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه رسیدگی، پدر و مادر هدیه با چشمانی اشکبار خواستار قصاص داماد شدند؛ آنها تأکید کردند دخترشان کمتر از یک سال بعد از ورود به خانه بخت، «به خاطر هیچ و پوچ» به دست شوهرش جان باخته است.
نوبت دفاع که رسید، فرهاد گفت: «من عاشق همسرم بودم… قصد کشتن او را نداشتم.»
او درباره لحظه حادثه گفت: «هدیه مقاومت میکرد… در همین تقلایش هر دو با هم زمین خوردیم اما من… همچنان برای نگه داشتن دهانش مقاومت کردم… چند دقیقه بعد احساس کردم هدیه دیگر تکان نمیخورد.»
فرهاد همچنین اعتراف کرد که پس از حادثه از شدت وحشت از خانه خارج شده و حتی تا نزدیکی اتوبان همت رفته اما دوباره برگشته و سناریوی سقوط را مطرح کرده است.
در پایان جلسه گفت: «از پدر و مادر همسرم تقاضا دارم من را ببخشند… از این اتفاق خیلی پشیمانم.»
قضات دادگاه پس از شنیدن اظهارات، برای صدور رأی وارد شور شدند.