در

نورنما | پاکبانی نجیب، خسته از کار و روزگار!

جدول های خیابان ، نشیمنگاه دل های شکسته است چقدر این لحظه ها را به تماشا نشستم ... پاکبانی نجیب که خسته از کار و روزگار ، کنار جدولی نشسته و غمگینانه غرق در خود است ... بغض پاکبان می ترکد... انگار یکی پیدا شده که درد ناگفته هایش را فریاد می زند ... رفیق من ، سنگ صبور غم ها .

نورنما | پاکبانی نجیب، خسته از کار و روزگار!
0 دقیقه
ارسال نظر