نور نیوز- گروه بین الملل: همزمان، حماس و مجموعه جبهه مقاومت نهتنها تضعیف نشد، بلکه جایگاه و نقش آن در معادلات منطقهای بیش از پیش تقویت شده است.
«ما روز هفتم اکتبر ۲۰۲۳ اشتباه کردیم و من مسئولیت این اشتباه را برعهده میگیرم.» این اعترافی است که روز گذشته هرتزی هالوی، رئیس مستعفی ستاد ارتش رژیم صهیونیستی در برابر افکار عمومی بیان کرد. اعترافی که بیش از آنکه یک اظهار ندامت شخصی باشد، نشاندهنده بحرانی عمیق در ساختار امنیتی و نظامی اسرائیل است. شکست اسرائیل در پیشبینی و مقابله با عملیات طوفان الاقصی، برای رژیمی که سالها خود را بهعنوان یک قدرت اطلاعاتی و امنیتی معرفی کرده بود، رسواییای بیسابقه و جبرانناپذیر به شمار میآید. تحقیقات ارتش اسرائیل نیز تأیید کرد که تمامی برآوردهای امنیتی پیش از جنگ اشتباه بوده و اداره اطلاعات نظامی این رژیم نتوانسته بود کوچکترین نشانهای از عملیات حماس را شناسایی کند.
اما این شکست تنها به ۷ اکتبر محدود نماند. در طول ۱۵ ماه جنگ، ضعفهای ساختاری ارتش رژیم صهیونیستی بیش از پیش آشکار شد. زمانی که بنیامین نتانیاهو جنگ را آغاز کرد، وعده داده بود که دو هدف اصلی را محقق خواهد کرد: نابودی حماس و آزادی اسرا. اما پس از گذشت بیش از یک سال، نه تنها حماس همچنان پابرجاست، بلکه اسرائیل نتوانست هیچ یک از اسرا را بدون توافق با حماس آزاد کند. در نهایت، تلآویو مجبور شد آتشبسی را بپذیرد که مقامات سیاسی و نظامی خود آن را نشانهای از شکست اسرائیل و پیروزی حماس عنوان کردند.
نتانیاهو؛ مقصر اصلی شکست نظامی و اطلاعاتی
در ساختار سیاسی و نظامی اسرائیل، فرمانده کل نیروهای مسلح شخص نخستوزیر است و تمام تصمیمات نظامی نهایی، مستقیماً تحت نظر او اتخاذ میشود. نتانیاهو، به عنوان فرمانده نیروهای مسلح، نه تنها از فاجعه اطلاعاتی ۷ اکتبر غافلگیر شد، بلکه در مدیریت بحران نیز کاملاً ناکام ماند. او بهجای پذیرش مسئولیت این شکست، تصمیم گرفت جنگی گسترده را آغاز کند تا افکار عمومی را از مسئولیتش در این فاجعه منحرف سازد.
اما نتیجه این جنگ برای اسرائیل بسیار پرهزینهتر از آن چیزی شد که نتانیاهو تصور میکرد. کشتارنزدیک به ۵۰ هزار غیرنظامی فلسطینی، شامل زنان، کودکان و سالمندان، در غزه و نابودی تمامی زیر ساختهای این منطقه، نیز نتوانست هدف ادعایی او، یعنی نابودی حماس را محقق کند. در مقابل، هزاران سرباز اسرائیلی کشته یا زخمی شدند و میلیاردها دلار خسارت به اقتصاد رژیم صهیونیستی تحمیل شد. با این حال، نتانیاهو همچنان حاضر به پذیرش مسئولیت نیست و تلاش دارد جنگ را طولانیتر کند تا بحران سیاسی داخلی خود را به تعویق بیندازد.
شکست اسرائیل در تحقق اهداف جنگی
اسرائیل جنگ را با این تصور آغاز کرد که میتواند بهسرعت حماس را از بین ببرد و کنترل غزه را دوباره به دست بگیرد. اما واقعیتهای میدانی چیز دیگری را نشان دادند. حماس نه تنها توانست در برابر ارتش اسرائیل مقاومت کند، بلکه در برخی مناطق حتی ابتکار عمل را در دست گرفت. نیروهای ویژه اسرائیل، که روزی به عنوان قدرتمندترین یگانهای عملیاتی خاورمیانه معرفی میشدند، در برابر تونلها، تاکتیکهای نامتقارن و حملات چریکی حماس زمینگیر شدند. ارتش اسرائیل با تلفات سنگین، فرسایش گسترده تجهیزات و کاهش روحیه نیروهایش مواجه شد.
در این میان، اسرائیل نتوانست به اهداف اساسی خود در زمینه آزادی اسرا دست یابد. اسرایی که قرار بود در هفتههای نخستین جنگ آزاد شوند، همچنان در اسارت به سر میبرند و اقدامات نظامی برای بازگرداندن آنها بینتیجه ماند و در نهایت، نتانیاهو مجبور شد آتشبس را بپذیرد، بدون اینکه به وعدههای خود عمل کرده باشد. این پذیرش شکست، نه تنها موقعیت او را در داخل اسرائیل متزلزل کرد، بلکه قدرت بازدارندگی رژیم را نیز بهشدت کاهش داد.
حماس از دشمن به یک طرف مذاکراتی تبدیل شد
شاید بزرگترین نشانه شکست اسرائیل در این جنگ، تحول جایگاه حماس در معادلات منطقهای باشد. زمانی که جنگ آغاز شد، نتانیاهو اعلام کرد که اسرائیل هرگز با حماس مذاکره نخواهد کرد و هدف این جنگ، حذف کامل این گروه از معادلات منطقهای است. اما امروز، حماس نه تنها نابود نشده، بلکه به یک طرف اصلی مذاکرات اسرائیل تبدیل شده است. تلآویو که زمانی از هرگونه مذاکره مستقیم با حماس خودداری میکرد، اکنون مجبور شده، پیشنهادات آتشبس و تبادل اسرا را مستقیماً با این گروه بررسی کند.
این اتفاق نشان میدهد که اسرائیل عملاً حماس را بیش از گذشته به رسمیت شناخته است. مقاومت ۱۵ ماهه این گروه، آن را از یک بازیگر تحت محاصره، به یک طرف قدرتمند در صحنه مذاکرات تبدیل کرده است. این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل قصد داشت از آن جلوگیری کند، اما اکنون به واقعیت تبدیل شده است.
یک جنگ بینتیجه، یک شکست تاریخی
جنگی که نتانیاهو برای فرار از مسئولیت شکست اطلاعاتی ۷ اکتبر آغاز کرد، به کابوس جدیدی برای اسرائیل تبدیل شد. ارتش اسرائیل که در سایه تبلیغات دروغین، روزی به عنوان یک نیروی شکستناپذیر در منطقه شناخته میشد، در برابر یک گروه مقاومت با امکانات محدود، در باتلاقی عمیق گرفتار شد. هزینههای انسانی و مالی این جنگ، اسرائیل را در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ خود قرار داده است.
حماس نابود نشد، اسرا آزاد نشدند، ارتش اسرائیل آسیب دید و نتانیاهو اکنون در شرایطی قرار دارد که آینده سیاسیاش در هالهای از ابهام فرو رفته است. اعتراف هرتزی هالوی به شکست ۷ اکتبر، تنها آغاز ماجرا بود؛ نتایج این شکست، همچنان دامن اسرائیل را خواهد گرفت و ابعاد خفت بار ناکامی چهارمین ارتش جهان در برابر جبهه مقاومت و هزینههای اقتصادی،سیاسی، نظامی و اجتماعی آن به مرور بیشتر آشکار خواهد شد.
نورنیوز