نورنیوز https://nournews.ir/n/343099
کد خبر: 343099
12 شهریور 1405
نورنیوز چشم انداز تحولات جنگ پس از حمله آمریکا به شناورهای ایران در بندر را بررسی می کند؛

از «تنگه ترامپ» تا راهبرد «کشتی در برابر کشتی»؛ قمار جدید آمریکا در هرمز


ترامپ با تغییر نمادین نام تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» می‌کوشد محدودیت عملی ایجادشده در این آبراه را به چالش بکشد؛ اما عبور محدود نفتکش‌ها با اسکورت نظامی، ریسک بالا و حتی هدف قرار گرفتن، نشان می‌دهد واقعیت میدان با روایت واشنگتن فاصله دارد.

نورنیوز-گروه سیاسی: ترامپ با نام‌گذاری نمادین تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» می‌کوشد واقعیتی را که در میدان نتوانسته تغییر دهد، در عرصه تبلیغات تغییر دهد. مسئله اصلی دیگر این نیست که چند کشتی می‌توانند با اسکورت نظامی، خاموش کردن سامانه‌های شناسایی و پذیرش ریسک بالا از تنگه عبور کنند؛ مسئله این است که آیا آمریکا توانسته مسدود شدن عملی تنگه هرمز را از میان بردارد یا نه. پاسخ تحولات روزهای اخیر روشن است: عبور محدود و پرریسک چند کشتی، نمی‌تواند واقعیت انسداد عملی یک آبراه راهبردی را با تبلیغات تغییر دهد.

اگر تنگه هرمز در وضعیت عادی قرار داشت، نیازی به اسکورت نظامی، عبور شبانه، خاموش کردن AIS و انتقال محموله‌ها از کشتی‌ای به کشتی دیگر وجود نداشت. گزارش‌های منتشرشده درباره تردد نفتکش‌ها نیز نشان می‌دهد فاصله قابل توجهی میان سطح فعلی عبور و شرایط پیش از جنگ وجود دارد. حتی درباره تعداد کشتی‌های عبوری و حجم نفت جابه‌جا شده نیز میان ادعاهای مقام‌های آمریکایی و داده‌های شرکت‌های ردیابی اختلاف چشمگیری دیده می‌شود.

بنابراین تلاش ترامپ برای اثبات اینکه «هرمز باز است»، در واقع تلاش برای به چالش کشیدن معنای انسداد عملی تنگه است. واشنگتن می‌خواهد با نمایش عبور چند کشتی تحت حمایت نیروی دریایی آمریکا این پیام را منتقل کند که ایران نتوانسته جریان کشتیرانی را متوقف کند. اما این استدلال یک ضعف اساسی دارد: اگر عبور از تنگه مستلزم اسکورت نظامی و پذیرش احتمال حمله باشد، دیگر نمی‌توان آن را با استانداردهای دوران عادی مقایسه کرد.وضعیت قیمت نفت و فرآوردهای نفتی و بازارهای مرتبط با آن هم به روشنی بر این واقعیت صحه می گذارند.

در همین چارچوب، تغییر نام هرمز به «تنگه ترامپ» نیز معنای متفاوتی پیدا می‌کند. این اقدام از نظر حقوقی فاقد ارزش است و نمی‌تواند نام یک آبراه بین‌المللی را تغییر دهد؛ اما از منظر جنگ روانی اهمیت دارد. ترامپ می‌خواهد با قرار دادن نام خود بر هرمز، تصویری از حاکمیت و کنترل آمریکا بر این آبراه ایجاد کند؛ درست در شرایطی که واشنگتن برای به چالش کشیدن محدودیت‌های ایجاد شده از سوی ایران مجبور به اعزام نیرو، اسکورت نفتکش‌ها و تحمل ریسک فزاینده شده است.

به عبارت دیگر، «تنگه ترامپ» بیشتر از آنکه نشانه تسلط آمریکا بر هرمز باشد، نشانه تلاش برای ساختن تصویر این تسلط است. هرچه فاصله میان تصویر و واقعیت بیشتر شود، نیاز به تبلیغات نیز افزایش پیدا می‌کند.

اما تحولات اخیر یک لایه مهم‌تر هم دارد. حمله آمریکا به دو نفتکش ایرانی در بندر که برای اولین بار به وقوع پیوسته، نشان می‌دهد تقابل ممکن است از مناقشه بر سر عبور از تنگه وارد مرحله جدیدی شده باشد: «کشتی در برابر کشتی». اگر هدف واشنگتن از این اقدام افزایش هزینه برای ایران و تغییر محاسبات تهران درباره محدودیت کشتیرانی باشد، پاسخ طبیعی تهران نیز می‌تواند در همین چارچوب تعریف شود.

اینجاست که خطر اصلی شکل می‌گیرد. اگر ایران حمله به نفتکش‌های خود را با اقدام متقابل علیه کشتی‌های مرتبط با آمریکا یا متحدانش پاسخ دهد، چرخه‌ای ایجاد خواهد شد که کنترل آن برای هر دو طرف دشوارتر است. در این وضعیت، مسئله دیگر فقط یک نفتکش در تنگه نیست؛ بلکه هر کشتی، بندر، پایانه، مسیر انتقال، شرکت حمل‌ونقل و حتی زنجیره بیمه و انتقال کشتی‌به‌کشتی می‌تواند بخشی از میدان تقابل شود.

این همان تغییری است که باید آن را جدی گرفت. ایران پیش‌تر هشدار داده بود که اگر نفت ایران صادر نشود، صادرات نفت دیگران نیز نمی‌تواند بدون هزینه ادامه پیدا کند. اکنون با افزایش فهرست شناورهای ممنوعه و گسترش محدودیت‌ها، این هشدار در حال تبدیل شدن به یک سازوکار عملیاتی است. اضافه شدن ۱۱ کشتی دیگر به فهرست سیاه و رسیدن شمار شناورها به ۵۶ فروند، همراه با تهدید علیه شرکت‌هایی که با این شناورها همکاری کنند، نشان می‌دهد تهران تلاش دارد هزینه عبور و همکاری را از خود کشتی به کل زنجیره کشتیرانی منتقل کند.

از این منظر، اقدام آمریکا علیه دو نفتکش ایرانی می‌تواند نتیجه‌ای معکوس نیز داشته باشد. واشنگتن شاید قصد داشته باشد با «کشتی در برابر کشتی» بازدارندگی ایجاد کند، اما اگر تهران همین منطق را بپذیرد، آمریکا ناچار خواهد شد برای حفظ جریان محدود انرژی، نه فقط از تنگه بلکه از یک زنجیره بسیار گسترده‌تر حفاظت کند.

هزینه چنین مأموریتی به‌مراتب بیشتر از اسکورت چند نفتکش در یک آبراه است.

پارادوکس ترامپ همین‌جاست: برای اثبات اینکه آمریکا بر هرمز مسلط است، باید حضور نظامی خود را افزایش دهد؛ اما افزایش حضور نظامی، احتمال درگیری و در نتیجه هزینه و ریسک عبور را بیشتر می‌کند. هر حمله متقابل نیز می‌تواند دامنه بحران را از تنگه به بنادر و زیرساخت‌های صادرات انرژی گسترش دهد.

 جنگ اصلی اکنون بر سر این نیست که روی نقشه نام هرمز چه باشد یا چند کشتی بتوانند با اسکورت و هزینه و ریسک بالا از تنگه عبور کنند. جنگ اصلی بر سر این است که چه کسی هزینه، ریسک و قواعد عبور انرژی از این منطقه را تعیین می‌کند.

ترامپ می‌تواند نام هرمز را روی نقشه «تنگه ترامپ» بگذارد؛ اما نام‌گذاری نمی‌تواند واقعیت میدان را تغییر دهد. اگر برای اثبات تسلط بر تنگه، آمریکا ناچار به اسکورت، درگیری و ورود به جنگ «کشتی در برابر کشتی» شده باشد، این خود نشانه آن است که مسئله هرمز نه تنها حل نشده بلکه چالسهای آن برای آمریکا جدی تر شده است؛ اکنون منطقه وارد مرحله‌ای له مراتب خطرناک‌تر شده است که در آن هر نفتکش می‌تواند جرقه دور تازه‌ای از تنش در خلیج فارس باشد.


منبع: نورنیوز
سرویس: سیاسی
کلید واژگان: تنگه هرمز / قیمت نفت / جنگ ایران و آمریکا / بحران انرژی / صادرات نفت ایران / امنیت تنگه هرمز / بازار جهانی نفت / نفتکشهای ایرانی / ترامپ و تنگه هرمز / جنگ نفتکش‌ها / صادرات نفت خلیج فارس / اسکورت نفتکش‌ها / تنش در خلیج فارس / تنگه ترامپ / جنگ اقتصادی و انرژی ایران و آمریکا / حمله آمریکا به نفتکش‌های ایران / عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز / کشتی در برابر کشتی