نورنیوز https://nournews.ir/n/345922
کد خبر: 345922
24 شهریور 1405
نورنیوز بررسی می کند؛

صندلی خالی اسلامی و راز پررنگ پشت پرده


ممانعت اتریش از حضور محمد اسلامی در نشست وین، با آشکار شدن نقش فشار آمریکا، نه‌تنها تعهدات کشور میزبان و ادعاهای اروپا درباره حقوق بین‌الملل را زیر سؤال برد، بلکه بحران اعتماد ایران به آژانس و استقلال نهادهای بین‌المللی را عمیق‌تر کرد.

نورنیوز-گروه سیاسی: اقدام اتریش در خودداری از صدور روادید برای محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران، و ممانعت از حضور او در نشست وین، اقدامی مغایر با تعهدات کشور میزبان و در تعارض آشکار با اصول و موازین حقوق بین‌الملل است. این اقدام که تحت فشار آمریکا صورت گرفته، بیش از آنکه دستاوردی برای واشنگتن باشد، رسوایی دیگری برای اتریش و اروپا به‌عنوان مدعیان دفاع از حقوق بین‌الملل و نشانه‌ای تازه از فرسایش استقلال نهادهای بین‌المللی است.

اتریش؛ میزبانی در سایه فشار آمریکا

مقامات اتریش ابتدا مدعی شدند درخواست ایران برای صدور روادید دیر انجام شده است؛ اما پاسخ نماینده ایران مبنی بر اینکه روادید هیئت ایرانی یک ماه پیش صادر و سپس از سوی اتریش لغو شده، این فضاسازی رسانه‌ای را باطل کرد. در نهایت نیز مقامات اتریشی ناچار شدند نقش آمریکا در این تصمیم را بپذیرند.
بر اساس اصول و مقررات بین‌المللی، کشوری که میزبان مقرهای نهادهای بین‌المللی است، نمی‌تواند در قبال نمایندگان کشورهای عضو سیاسی‌کاری کرده یا تحت فشار قدرت‌های دیگر از اجرای تعهدات خود سر باز زند. بر اساس توافق‌نامه میان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اتریش، این کشور موظف است تمامی اقدامات لازم را برای تسهیل ورود نمایندگان کشورهای عضو به اتریش و اعطای روادید به آنان در سریع‌ترین زمان ممکن انجام دهد.
این تعهد، بدون قید و شرط، درباره نمایندگان و رؤسای هیئت‌های کشورهای عضو و به‌ویژه در قبال بالاترین نهاد سیاست‌گذاری آژانس اعمال می‌شود. اهمیت موضوع به اندازه‌ای است که میخائیل اولیانوف، نماینده دائم روسیه در سازمان‌های بین‌المللی در وین، لغو روادید محمد اسلامی را نقض تعهدات اتریش به‌عنوان کشور میزبان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی توصیف کرد.

آژانس؛ از سیاسی‌کاری تا بی‌آبرویی

هرچند اتریش میزبان نشست بوده، اما نمی‌توان مسئولیت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را از این ماجرا جدا کرد؛ نهادی که با مجموعه‌ای از رفتارهای سیاسی و غیرحرفه‌ای، سلطه غرب بر خود را از حد گذرانده و استقلال آن بیش از پیش به تاراج رفته است.
آژانس و شخص رافائل گروسی، مدیرکل این نهاد، نه‌تنها از محکوم کردن جنایت بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی خودداری کرده‌اند، بلکه در تناقضی آشکار، از یک سو با ادعاهایی علیه ایران زمینه صدور قطعنامه را فراهم کرده و از سوی دیگر اجازه حضور نماینده ایران برای دفاع از مواضع کشور را نمی‌دهند.
این رفتار نشان می‌دهد جنگ‌افروزی آمریکا و نقش آژانس، از حوزه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی به حوزه دیپلماتیک نیز کشیده شده است؛ رویکردی که ریشه آن را باید در هراس نظام سلطه از افشاگری‌ها و حقیقت‌گویی‌های ایران جست‌وجو کرد.
قابل توجه آنکه گروسی اخیراً مدعی شده در صورت ازسرگیری فعالیت‌های آژانس در ایران، نگرانی‌های امنیتی تهران با توجه به شرایط جنگی در نظر گرفته خواهد شد؛ اما در همین شرایط، ساده‌ترین اقدام اعتمادساز، یعنی صدور روادید برای حضور نماینده ایران در نشست آژانس، انجام نشده است. این تناقض رفتاری، خود گواه دیگری بر بی‌اعتمادی ایران به آژانس است و می‌تواند گره‌های موجود میان تهران و این نهاد را کورتر کند. تداوم چنین سیاسی‌کاری‌هایی حتی می‌تواند زمینه‌ساز خروج بسیاری از کشورها از آژانس شود.

اروپا؛ استقلالی که به حراج گذاشته شد

رفتار اتریش را نمی‌توان خارج از مواضع اتحادیه اروپا ارزیابی کرد. به نظر می‌رسد این اتحادیه نیز در این اقدام نقش داشته و این مسئله نشانه استمرار استقلال‌فروشی اروپا در برابر آمریکاست.
اروپایی که امروز از یک سو با بحران شدید اقتصادی و از سوی دیگر با انزوای جهانی مواجه است، با استمرار چنین رفتارهایی نه‌تنها به نتیجه‌ای نخواهد رسید، بلکه با انزوای بیشتری روبه‌رو خواهد شد؛ چراکه جهان در مسیر چندجانبه‌گرایی حرکت می‌کند و جامعه جهانی نیز بر ضرورت پاسخگو کردن آمریکا و مخالفان استقلال کشورها تأکید دارد.
اروپا باید دریافته باشد که سیاست فشار و تهدید، تأثیری بر مقاومت ایران ندارد و صرفاً می‌تواند زمینه‌ساز افزایش محدودیت‌ها در تنگه هرمز و تشدید فشار بر تأمین انرژی غرب شود.

تحریم سازمان ملل؛ ادعایی بی‌پشتوانه

اتریش و نماینده ایالات متحده در آژانس برای توجیه این اقدام مدعی شده‌اند که نمی‌توانستند اجازه دهند مقام تحت تحریم سازمان ملل در کنفرانس آژانس شرکت کند. این ادعای به‌ظاهر قانون‌مدارانه، در حالی مطرح شده که بر اساس استدلال روسیه، قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در اکتبر ۲۰۲۵ منقضی شده و مبنای حقوقی ادعایی برای استمرار چنین تحریم‌هایی وجود ندارد.
نماینده روسیه در آژانس نیز ادعاهای انگلیس، فرانسه و آلمان درباره فعال‌شدن مکانیسم بازگشت تحریم‌ها علیه ایران را از نظر حقوقی و رویه‌ای بی‌اساس خوانده و تأکید کرده است که هیچ تحریمی از سوی شورای امنیت یا کمیته ۱۷۳۷ وجود ندارد که بتواند مبنای اقدام اتریش قرار گیرد.
نشست اخیر شورای حکام و شورای امنیت نیز در حالی برگزار شد که نمایندگان بسیاری از کشورها، از جمله چین و روسیه، با تأکید بر پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱، صدور هرگونه قطعنامه، فعال‌سازی مکانیسم ماشه یا گشودن دوباره پرونده ایران در شورای امنیت را خلاف حقوق بین‌الملل دانستند و خواستار پایان سیاسی‌کاری‌ها شدند.
رفتار آمریکا و به تبع آن اتریش و اروپا، بی‌اهمیتی حقوق بین‌الملل برای این کشورها را آشکار می‌کند؛ روندی که در صورت بی‌پاسخ ماندن، بدعت‌هایی خطرناک برای نظام بین‌الملل ایجاد خواهد کرد.
ترامپ برخلاف ادعاهایش نه بر ایران پیروز شده، نه بر تنگه هرمز تسلط دارد و نه اقتصاد جهانی در دستان اوست. شکست‌های زنجیره‌ای آمریکا در برابر تاب‌آوری ایران و پیروزی گسترده یمنی‌ها در باب‌المندب نیز می‌تواند فاکتورهای سنگینی همچون شکست در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره را پیش روی ترامپ و جمهوری‌خواهان قرار دهد.
از این منظر، اقداماتی مانند مانع‌تراشی در مسیر حضور نماینده ایران در نشست وین، بیشتر به تلاش برای ساختن دستاوردهای کوچک و خیالی شبیه است؛ دستاوردهایی که نه از قدرت، بلکه از شکست‌ها و ناتوانی‌های واشنگتن نشئت می‌گیرند و در نهایت می‌توانند به رسوایی دیگری برای آمریکا تبدیل شوند.
این فشارها نه صدای ایران را خاموش می‌کند و نه ماهیت رفتار ایران در تنگه هرمز را تغییر خواهد داد. تنگه هرمز با این فشارها باز نخواهد شد و استمرار این رویکرد، تنها به تشدید وضعیت خواهد انجامید؛ در حالی که آژانس و اتحادیه اروپا نیز با رفتارهای غیرحرفه‌ای، خود به دست خود بر تابوت اعتبار و بقای خویش میخ می‌کوبند.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / تنگه هرمز / گروسی / محمد اسلامی / آژانس بین‌المللی انرژی اتمی / شورای حکام / اتریش / حقوق بین‌الملل