پذیرش تأخیر نشست عمان از سوی ایران، نشانهای از صداقت تهران در مسیر گفتوگوی منطقهای است؛ اکنون کشورهای ساحلی باید با عبور از فشارهای فرامنطقهای، استقلال و اراده خود برای امنیت بومی را در عمل اثبات کنند.
نورنیوز-گروه سیاسی: بهرغم تدابیر و برنامههای اعلامشده، در آخرین ساعتها بدرالبوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، اعلام کرد نشست وزرای امور خارجه کشورهای ساحلی خلیج فارس که محور اصلی آن دستیابی به توافق درباره تردد و وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز بود، به تعویق افتاده است. همزمان محمدعلی بک، مدیرکل خلیج فارس وزارت امور خارجه، نیز اعلام کرد که بنا به درخواست برخی کشورهای منطقه و با تصمیم مشترک عمان و ایران، نشست برنامهریزیشده برای روز دوشنبه به تاریخی دیگر موکول شده است.
پذیرش این تأخیر از سوی ایران، در شرایطی که میتوانست بر برگزاری نشست در موعد مقرر اصرار کند، نشانهای روشن از حسن نیت و صداقت تهران در مسیر همگرایی منطقهای است؛ صداقتی که اکنون کشورهای ساحلی خلیج فارس و دریای عمان را در برابر آزمونی جدی قرار داده است: آیا استقلال سیاسی و ادعای آنان درباره ضرورت شکلگیری امنیت بومی، در میدان عمل نیز قابل اثبات است؟
صبری که نباید با ضعف اشتباه گرفته شود
ایران همواره بر اصل همگرایی میان کشورهای منطقه و حلوفصل مسائل از مسیر گفتوگوی درونمنطقهای تأکید داشته است. دیدار اخیر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، با ولیعهد امارات در حاشیه نشست بریکس در هند، با وجود برخی اقدامات خصمانه این کشور علیه ایران، نمونهای از همین رویکرد بود؛ دیداری که بر ضرورت ارتقای روابط میان همسایگان تأکید داشت.
حتی در طول شش ماه جنگ رمضان نیز دیپلماسی منطقهمحور ایران متوقف نشد و رایزنیهای دیپلماتیک ادامه یافت؛ چنانکه میانجیگرانی از عمان، پاکستان و قطر به تهران سفر کردند. امروز نیز پذیرش تأخیر در برگزاری نشست، در امتداد همان سیاست گفتوگومحور قرار دارد؛ سیاستی که نه از ضعف، بلکه از اطمینان به توانمندیهای ملی و پیوند میان میدان و دیپلماسی حکایت میکند.
هرگونه برداشت از این رویکرد بهعنوان عقبنشینی یا ضعف، خطایی محاسباتی است. ایران در عین استقبال از گفتوگو، خطوط اساسی تأمین امنیت و منافع ملی خود را تغییر نداده است. کشورهای منطقه نیز باید این صبر راهبردی را فرصتی برای تقویت اعتماد و باز کردن مسیر گفتوگو بدانند، نه مجالی برای آزمودن اراده ایران.
هرمز؛ تصمیمی در چارچوب حقوق ایران و عمان
نکتهای که کشورهای منطقهای و فرامنطقهای باید به آن توجه داشته باشند، جایگاه جغرافیایی و حقوقی ایران و عمان بهعنوان دو کشور همجوار با تنگه هرمز است. بنابراین هرگونه ترتیبات مرتبط با این آبراه، باید در چارچوب حقوق و توافق این دو کشور دنبال شود.
دعوت از سایر کشورهای منطقه به نشست عمان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ اقدامی برای اطلاعرسانی، ایجاد تفاهم و روشن کردن مسئولیتهایی که کشورهای منطقهای و فرامنطقهای در قبال امنیت و تردد دریایی دارند.
از این منظر، ملاحظات مطرحشده از سوی کشورهایی مانند بحرین و عربستان نمیتواند اصل تفاهم میان ایران و عمان را دگرگون کند و بیش از آنکه تعیینکننده باشد، بیانگر دیدگاه آنان است. بهویژه آنکه رفتار برخی کشورهای عربی در طول جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، در آزمون حسن همجواری و حسن نیت، پرسشهای جدی ایجاد کرده است. ایران نیز حق دارد برای تأمین امنیت خود و منطقه، متناسب با شرایط و در چارچوب حقوق بینالملل، ترتیبات مورد نظر خود را دنبال کند.
نشست عمان؛ سنگ محک استقلال واقعی
نشست عمان میتواند آزمونی عملی برای کشورهایی باشد که از استقلال سیاسی و ضرورت بومیسازی امنیت منطقه سخن میگویند. نمیتوان از امنیت بومی سخن گفت، اما در بزنگاههای حساس، تصمیمهای امنیتی و نظامی را به اراده قدرتهای فرامنطقهای گره زد.
تأکید فیصل بنفرحان، وزیر امور خارجه عربستان، بر اهمیت ثبات کشتیرانی در تنگه هرمز و دیگر آبراهها و ارتباط مستقیم آن با امنیت انرژی و جریان تجارت بینالمللی، در صورت تبدیل شدن به اقدام عملی، میتواند گامی مثبت در مسیر بومیسازی امنیت باشد. اما فاصله شعار تا عمل، تنها با تصمیمهای مستقل پر میشود. حضور در نشست عمان بدون شرطگذاریهای خارج از دستورکار، میتواند یکی از نخستین نشانههای این استقلال باشد.
در همین حال، گره زدن موضوع تنگه هرمز به تحولات یمن، منطقی و راهگشا نیست. آنچه در یمن رخ میدهد، در وهله نخست به اراده و منافع مردم این کشور مربوط است. ایران نیز همانگونه که در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نمیکند، در یمن نیز چنین رویکردی دارد.
مقاومت یمنیها را نمیتوان صرفاً با برچسب «نیابتی» توضیح داد؛ این مقاومت ریشه در انتخاب و اراده آنان برای استقلال و آزادی دارد.
هرمز با فشار باز نمیشود؛ با تأمین شروط ایران باز میماند
گزارش اخیر روزنامه عبری «اسرائیلهیوم» نزدیک به حزب لیکود درباره درخواست محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، برای کمک منطقهای و غیرمستقیم رژیم صهیونیستی در مواجهه با انصارالله، در صورت صحت، پرسشهای جدی درباره ادعاهای ریاض پیرامون وحدت جهان اسلام ایجاد میکند. اما تبدیل نشست عمان به محملی برای فشار بر یمن یا پوشاندن چنین تناقضهایی، نمیتواند راهگشا باشد.
آمریکا و برخی کشورهای عربی نیز باید از این تصور فاصله بگیرند که با به شکست کشاندن نشست عمان میتوانند واقعیتهای میدان را تغییر دهند یا ایران را به عقبنشینی وادار کنند. تنگه هرمز، چه تفاهمنامهای امضا شود و چه نشود، تنها در چارچوب شروط و ملاحظات ایران درباره امنیت و منافع ملی باز خواهد شد.
از این رو، عدم حضور یا بازی کردن در زمین آمریکا نهتنها گره هرمز را نمیگشاید، بلکه میتواند روند تردد و امنیت آبراه را پیچیدهتر کند. برگزاری نشست عمان، در مقابل، فرصتی برای اعتمادسازی، تقویت امنیت بومی، جبران بخشی از رفتارهای نادرست گذشته و فراهم کردن زمینه بهبود تردد در تنگه هرمز است؛ فرصتی که اگر از دست برود، مسئولیت پیامدهای آن بر عهده کسانی خواهد بود که به جای گفتوگوی منطقهای، مسیر فشار و وابستگی را انتخاب کردهاند.