نورنیوز https://nournews.ir/n/345751
کد خبر: 345751
23 شهریور 1405
نورنیوز شعارهای تند علیه شخصیت‌ها در تجمعات شبانه را بررسی می‌کند

چگونه «امر ملی» را از خیابان به پیاده‌رو تبعید کنیم؟!


خیابانی که در روزهای جنگ به نماد دفاع از میهن تبدیل شد، نباید در روزهای پساجنگ به صحنه تسویه‌حساب‌های سیاسی فروکاسته شود. اگر این مرز نادیده گرفته شود، نخستین قربانی آن نه یک شخصیت سیاسی و نه یک جریان خاص، بلکه خود «امر ملی» خواهد بود؛ همان امری که در سخت‌ترین روزهای جنگ، بزرگ‌ترین منبع قدرت ایران شد.

نورنیوز- گروه سیاسی: ویدئوهای منتشرشده از شعارهای تند در برخی تجمعات شبانه طی روزهای اخیر، نشانه یک تغییر نگران‌کننده در صحنه سیاست ایران‌ است. در این تجمعات، شعارهایی علیه برخی شخصیت‌های سیاسی سابق و فعلی نظام سر داده شد؛ شعارهایی که با همراهی و هدایت برخی سخنرانان و مداحان شدت گرفت و سپس با بازنمایی گسترده در رسانه ملی، از یک رخداد محدود به تصویری فراگیر از «خیابان ایران» تبدیل شد. شاید در نگاه نخست، این اتفاق امتداد طبیعی اختلافات سیاسی به نظر برسد، اما مسئله بسیار عمیق‌تر از یک منازعه جناحی است. اکنون پرسش اصلی این است که عنصر «خیابان» که در خلال دو جنگ ظالمانه اخیر، به نماد ارتقای مقاومت و دفاع به امر ملی تبدیل شد، قرار است از این پس چه سرنوشتی چه نسبتی داشته باشد؟ و احیانا چه مخاطراتی اثرگذاری آن را تضعیف می‌کند و حتی به بیراهه می‌برد؟
اگر بخواهیم یکی از مهم‌ترین درس‌های دو جنگ دورازده و چهل روزه را صورت‌بندی کنیم، باید از سه ضلع قدرت ملی سخن بگوییم؛ میدان نظامی، میدان دیپلماسی و میدان جامعه. در کنار توان دفاعی نیروهای مسلح و تلاش دستگاه دیپلماسی برای مدیریت بحران و افزایش هزینه تجاوز، این خیابان بود که دفاع را به یک امر ملی تبدیل کرد. مردم در تجمع‌های خودجوش شبانه، با پرچم ایران، با سرودهای ملی، با حضور خانواده‌ها و نسل‌ها و گرایش‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، به دشمن نشان دادند که تجاوز دشمن فقط با ارتش یا سپاه یا مردان سیاسی و دیپلماسی مواجه نیست، بلکه با ملتی یکپارچه روبه‌روست که از استقلال و تمامیت ارضی خود دفاع می‌کند. همین حضور مردمی بود که جنگ را از یک عملیات نظامی به امری ملی ارتقا داد و مهم‌ترین پشتوانه اجتماعی مقاومت را شکل داد.
قدرت خیابان در آن روزها دقیقاً در همین ویژگی نهفته بود؛ خیابان متعلق به همه بود. در آن جمع‌ها، اصلاح‌طلب و اصولگرا، مذهبی و غیرمذهبی، منتقد و موافق دولت، همه زیر یک پرچم ایستاده بودند. آنچه افراد را کنار هم قرار می‌داد، نه اشتراک در سلیقه سیاسی، بلکه اشتراک در مفهوم ایران بود. شعارها نیز در همین مسیر طراحی و تبلیغ می‌شد. دشمن نیز دقیقاً همین تصویر را می‌دید؛ تصویری از جامعه‌ای که اختلافات داخلی خود را در برابر تهدید خارجی موقتاً به حاشیه برده و از هویت ملی دفاع می‌کند.
اکنون اما همان خیابان در معرض خطری متفاوت قرار گرفته است؛ خطری که نه از بیرون، بلکه از درون پدید می‌آید. هنگامی که تجمع‌های خیابانی به محلی برای شعارهای «مرگ بر...» و «مرده باد...» علیه شخصیت‌های سیاسی داخلی تبدیل می‌شوند، اولین نشانه در تغییر جهت‌گیری واکنش‌های مردمی از دشمن خارجی به رقیب داخلی نمایان می‌شود. نقد شخصیت‌ها و مقامات سیاسی فعلی یا قبلی، یک حق مسلم شهروندی است اما معلوم نیست که مناسب ترین جا برای اعمال این حق سیاسی، تجمعات شبانه باشد. 
 نقد حق هر شهروند و لازمه حیات سیاسی است؛ هیچ شخصیت یا مقام سیاسی نباید فراتر از نقد باشد. اما فاصله‌ای جدی میان نقد و حذف وجود دارد. خیابانی که روزی جلوه‌گاه امر ملی و زبان مشترک ملت بود، با چنین شعارهایی به زبان یک جریان خاص تقلیل پیدا می‌کند. در این وضعیت، شهروندی که برای دفاع از ایران به خیابان آمده بود، احساس می‌کند خیابان دیگر خانه مشترک او نیست؛ به محفل گروهی تبدیل شده که مرزهای «خودی» و «غیرخودی» را تعیین می‌کند.
همین‌جا است که امر ملی آرام‌آرام به پیاده‌رو تبعید می‌شود. خیابان دیگر میدان نمایش ملت نیست؛ به پیاده‌روی حزبی تبدیل می‌شود؛ جایی که یک جریان سیاسی رژه می‌رود و دیگران فقط تماشاگر یا حذف‌شده‌اند. این تغییر، شاید در ظاهر فقط جابه‌جایی چند شعار باشد، اما در واقع تغییر کارکرد یکی از ارکان قدرت ملی است. واضح است که معنای این سخن، دفاع از محتوای دیدگاه‌های مطرح شده توسط مقامات و شخصیت‌های سیاسی سابق و لاحق نیست. شبهه‌ای در حق نقد این سخنان هم وجود ندارد. تمام سخن این است که جای ابراز چنین نقدهایی آیا تجمعات شبانه به عنوان قرارگاه امر ملی است؟

بزرگ‌ترین سرمایه‌ای که جنگ برای ایران تولید کرد، انسجام و وحدت اجتماعی بود. جامعه ایران در شرایطی که سال‌ها با شکاف‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه بود، توانست در لحظه تهدید خارجی دوباره بر محور ایران همگرا شود. این سرمایه به آسانی به دست نیامد. بسیاری از کسانی که در سال‌های گذشته منتقد سیاست‌های رسمی بودند، در دفاع از کشور کنار دیگران ایستادند. بسیاری از نیروهای اجتماعی که در عرصه سیاست اختلاف نظر داشتند، در مسئله امنیت ملی و تمامیت ارضی به نقطه مشترک رسیدند. این تجربه، شاید مهم‌ترین دستاورد پساجنگ باشد.
اما سرمایه وحدت، اگر مصادره شود، به سرعت فرسوده می‌شود. هیچ جریان سیاسی مالک خیابانی نیست که در روزهای جنگ با حضور همه مردم معنا پیدا کرد. اگر کسی تصور کند چون در روزهای مقاومت فعال‌تر بوده، امروز حق دارد خیابان را به تریبون انحصاری خود تبدیل کند، در حقیقت بزرگ‌ترین سرمایه دفاع ملی را از حوزه عمومی خارج کرده است. سرمایه ملی، زمانی که به دارایی جناحی تبدیل شود، دیگر سرمایه ملی باقی نمی‌ماند.
مخاطره این روند فقط یک اختلاف داخلی نیست. دشمن در جنگ شناختی دقیقاً بر همین نقطه سرمایه‌گذاری می‌کند؛ نه بر ایجاد اجماع علیه ایران، بلکه بر شکستن اجماع درون ایران. او نیاز ندارد همه مردم را با خود همراه کند؛ کافی است بخشی از جامعه احساس کند در روایت رسمی از وطن، جایگاهی ندارد. وقتی تصاویر شعارهای حذف‌گرایانه در رسانه‌ها بازتولید می‌شوند، روایت دشمن نیز ساده‌تر می‌شود؛ اینکه ایران پس از جنگ دوباره به میدان شکاف‌های داخلی بازگشته است. در چنین شرایطی، خیابان به جای تولید قدرت، ناخواسته خوراک جنگ شناختی تولید می‌کند.
از همین منظر، مسئولیت تریبون‌های عمومی سنگین‌تر از همیشه است. سخنران، مداح، مجری یا هر چهره اثرگذار اجتماعی فقط برای مخاطبان همان مراسم سخن نمی‌گوید. در عصر شبکه‌های اجتماعی، هر جمله می‌تواند ظرف چند ساعت به تصویری از وضعیت عمومی کشور تبدیل شود. تریبونی که باید حافظ سرمایه وحدت باشد، اگر به ابزار تهییج علیه رقیب سیاسی بدل شود، کارکرد ملی خود را از دست می‌دهد. رسانه ملی نیز نمی‌تواند نسبت به این مسئله بی‌تفاوت باشد. رسانه‌ای که نام «ملی» را بر خود دارد، وظیفه‌اش بازنمایی وحدت ملی است، نه برجسته‌سازی صحنه‌هایی که خیابان را به ملک اختصاصی یک قرائت سیاسی تبدیل می‌کنند.
امنیت ملی امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند فهمی جامع از قدرت است. تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که موشک و سامانه دفاعی، بدون پشتوانه اجتماعی، بازدارندگی کامل ایجاد نمی‌کنند. همان‌گونه که دیپلماسی بدون اقتدار میدانی پیش نمی‌رود، اقتدار میدانی نیز بدون اعتماد اجتماعی پایدار نمی‌ماند. اعتماد اجتماعی در خیابان ساخته می‌شود؛ در همان خیابانی که مردم احساس کنند حضورشان برای ایران است، نه برای اثبات برتری یک جناح بر جناح دیگر.
ایران همچنان در میانه فشارهای خارجی، جنگ اقتصادی و نبرد شناختی قرار دارد. چنین شرایطی بیش از هر چیز به حفظ سرمایه همبستگی نیاز دارد. خیابانی که در روزهای جنگ به نماد دفاع از میهن تبدیل شد، نباید در روزهای پساجنگ به صحنه تسویه‌حساب‌های سیاسی فروکاسته شود. اگر این مرز نادیده گرفته شود، نخستین قربانی آن نه یک شخصیت سیاسی و نه یک جریان خاص، بلکه خود «امر ملی» خواهد بود؛ همان امری که در سخت‌ترین روزهای جنگ، بزرگ‌ترین منبع قدرت ایران شد و امروز نیز بیش از هر زمان دیگری به پاسداری از آن نیاز داریم.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: رسانه ملی / پساجنگ / مداحان / امر ملی / تسویه‌حساب‌های سیاسی / خیابان ایران / اعتماد اجتماعی / انسجام و وحدت اجتماعی / برخی تجمعات شبانه / پشتوانه اجتماعی / دشمن خارجی / رقیب داخلی / سخت‌ترین روزهای جنگ / سخنرانان / سه ضلع قدرت ملی / شخصیت‌های سیاسی سابق / شعارهای تند / صحنه سیاست ایران‌ / میدان جامعه / میدان دیپلماسی / میدان نظامی