بیستوپنجمین سالگرد 11 سپتامبر در حالی با اتهامزنی ترامپ علیه ایران همراه شده که اسناد تازه، کارنامه 25 ساله جنگهای آمریکا، حمایت از گروههای مسلح و واقعیتهای میدان، روایت واشنگتن از تروریسم و پیروزی را به چالش میکشد و تناقضهای آن را آشکار میکند.
نورنیوز-گروه بینالملل: بیستوپنجمین سالگرد حادثه ۱۱ سپتامبر در حالی فرا رسیده که جهان همچنان هزینههای سنگین سیاستهای جنگافروزانه آمریکا را میپردازد؛ با این حال، مقامات ارشد کاخ سفید، از جمله دونالد ترامپ و هگست، وزیر جنگ آمریکا، بار دیگر ایران را در کانون اتهامزنیهای خود قرار دادهاند. هگست جنگ علیه ایران را در امتداد واکنش آمریکا به حملات ۱۱ سپتامبر دانسته و مدعی شده است پنتاگون در برابر «دشمنانی که از ما متنفرند» کاملاً هوشیار است. ترامپ نیز ایران را «بزرگترین حامی تروریسم در جهان» خوانده و مدعی شده اجازه دستیابی ایران به سلاح هستهای را نخواهد داد؛ ادعاهایی که بیش از آنکه واقعیت میدان را بازتاب دهد، تلاشی برای دستاوردسازی، توجیه جنگافروزی و پوشاندن شکستهای واشنگتن در برابر اقتدار ایران است.
۱۱ سپتامبر؛ پروندهای که هنوز بسته نشده است
واشنگتن میکوشد با پیوند زدن ۱۱ سپتامبر به تحولات امروز، برای جنگ علیه ایران مشروعیت بتراشد؛ اما هرچه اسناد بیشتری از آن حادثه منتشر میشود، پرسشهای بیشتری درباره ابعاد، زمینهها و چرایی وقوع آن شکل میگیرد. انتشار ۷۱ سند جدید از سوی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که ۷۰ سند آن مربوط به پیش از حملات است، نشان میدهد دستگاه اطلاعاتی آمریکا پیش از ۱۱ سپتامبر هشدارهای متعددی درباره القاعده و اسامه بنلادن دریافت کرده بود. استمرار سانسور بخشهایی از این اسناد نیز بر دامنه ابهامات افزوده است. همزمان، برخی اسناد و روایتهای پیشین، ادعاهایی درباره نقش جریانهای صهیونیستی و ساختارهای اطلاعاتی غرب در شکلدهی به تحولات پس از ۱۱ سپتامبر مطرح کردهاند؛ ادعاهایی که همچنان محل مناقشهاند و نیازمند پاسخهای شفاف هستند.
از ۲۹۷۷ قربانی تا میلیونها قربانی جنگ
۱۱ سپتامبر با مرگ ۲ هزار و ۹۷۷ انسان، نقطه آغاز یکی از گستردهترین دورههای مداخله نظامی آمریکا در جهان معاصر شد. واشنگتن با تبدیل این حادثه به مجوزی برای جنگ، تحریم و مداخله، از افغانستان و عراق تا سوریه و لیبی، زنجیرهای از بحرانهای امنیتی و انسانی را رقم زد. برآوردهای مورد استناد، شمار قربانیان مستقیم و غیرمستقیم جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر را بیش از ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون نفر و شمار آوارگان اجباری در غرب آسیا و آفریقا را دستکم ۳۸ میلیون نفر میداند.
تروریسم اقتصادی نیز ضلع دیگر این سیاست بوده است؛ تحریمهایی که میلیونها انسان را با بحرانهای معیشتی و زیستی مواجه کرده و مجازات جمعی ملتها را به ابزار سیاست خارجی تبدیل کرده است. حاصل ۲۵ سال این رویکرد، نه جهان امنتر، بلکه منطقهای بیثباتتر، شکافهایی عمیقتر و نسلی گرفتار در پیامدهای جنگ بوده است.
جولانی؛ آینه تناقضهای ضدتروریستی واشنگتن
ادعای مبارزه آمریکا با تروریسم، هنگامی با پرسشی جدی مواجه میشود که رفتار واشنگتن با گروههایی چون داعش، تحریرالشام و جولانی مورد بررسی قرار گیرد. ترامپ در سال ۲۰۱۶ اظهاراتی درباره نقش آمریکا در شکلگیری داعش مطرح کرد و در دوره دوم ریاستجمهوری خود، با خارج کردن جولانی و تحریرالشام از فهرست گروههای تروریستی، مسیر تعامل با آنان را گشود. جولانی که روزگاری برای دستگیری او جایزه ۱۰ میلیون دلاری تعیین شده بود، بعدها به میهمان کاخ سفید تبدیل شد.
این چرخش، تناقضی آشکار میان شعارهای ضدتروریستی واشنگتن و رفتار عملی آن در منطقه ایجاد میکند؛ بهویژه آنکه ترامپ در جریان جنگ رمضان نیز بارها از حمایت آمریکا از گروههای تروریستی و تجزیهطلب ضدایرانی سخن گفته است. حمایت از نتانیاهو و جریانهای مسلح ضدایرانی نیز این پرسش را پررنگتر میکند که معیار واقعی آمریکا برای تعریف تروریسم چیست.
از اعتراف جو کنت تا شکست روایت پیروزی
روایت تهدید هستهای ایران نیز با واقعیتهای موجود فاصله دارد. جو کنت، معاون سابق مبارزه با تروریسم آمریکا، در استعفانامه خود تصریح کرد که ایران تهدید هستهای نبوده و آمریکا به دلیل اسرائیل وارد جنگ شده است. او رژیم صهیونیستی را اصلیترین تهدید برای منافع آمریکا دانست و تأکید کرد نهادهای اطلاعاتی آمریکا تهدیدی از سوی ایران مشاهده نکردهاند.
همزمان، مخالفت حدود ۷۰ درصد آمریکاییها با جنگ علیه ایران و امتناع متحدان ناتویی واشنگتن از مشارکت مستقیم در جنگ، نشان داد برخلاف جنگ افغانستان، اجماع داخلی و بینالمللی لازم برای این ماجراجویی شکل نگرفته است. محکومیت گسترده جهانی حملات آمریکا به تأسیسات هستهای ایران و جنایات جنگ رمضان نیز بر انزوای واشنگتن افزود.
در میدان نیز ادعای پیروزی آمریکا با واقعیتهای جنگ همخوان نیست. توان موشکی و پهپادی ایران، آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه، عملیاتهای دریایی و هدف قرار گرفتن منافع و تجهیزات نظامی واشنگتن، معادلهای متفاوت از روایت پیروزی ترامپ ترسیم کرده است. مدیریت تنگه هرمز از سوی ایران، تحولات کشتیرانی و واکنش بازارهای انرژی نیز نشان داد هزینههای جنگ تنها در میدان نظامی باقی نمیماند.
اکنون ترامپ با واقعیتی روبهروست که نه وعدههای انتخاباتی، نه دو قطبیسازی ضدایرانی و نه تلاش برای پیوند دادن ایران با ۱۱ سپتامبر قادر به پوشاندن آن نیست: پرونده ۲۵ ساله پس از ۱۱ سپتامبر، بیش از آنکه سندی علیه ایران باشد، به کارنامهای سنگین از جنگ، تروریسم، مداخله و بیثباتسازی به نام آمریکا تبدیل شده است.