ورود ایران به مرحلهای تازه از پاسخ چندلایه، معادلات جنگ را دگرگون کرده است؛ از شکار زیرسطحی و پهپاد آمریکایی تا حمله به پایگاهها و هدفگیری نفتکشها؛ ابتکاراتی که ادعای تضعیف ایران و روایتسازی واشنگتن را به چالش کشیده است.
نورنیوز-گروه سیاسی: آمریکاییها که با تغییر نام جنگ از «خشم حماسی» به «عملیات برونمرزی در منطقه مسئولیت سنتکام» نتوانستند نمایش مضحک پیروزی را به افکار عمومی آمریکا و جهان تحمیل کنند و بازارهای مالی نیز زیر بار این روایتسازی نرفت، بار دیگر به نسخههای تکراری حمله نظامی، فشار اقتصادی و وعدهدرمانی پناه بردهاند؛ اعلام حمله به پنج نفتکش ایرانی، اعمال تحریمهای جدید و ادعای وزیر خزانهداری آمریکا مبنی بر سقوط احتمالی قیمت نفت به زیر ۴۰ دلار پس از پایان جنگ، اضلاع این سناریوی تکراری است.
با این حال، پاسخ چندلایه ایران در حوزههای اطلاعاتی، فناورانه، نظامی و اقتصادی، بار دیگر معادلات واشنگتن را برهم زده و نشان داده است که تحولات تنگه هرمز صرفاً یک مسئله جغرافیایی نیست؛ بلکه به یکی از متغیرهای تعیینکننده امنیت انرژی و اقتصاد جهانی تبدیل شده و ایران در مدیریت این معادله، نقش محوری و تعیینکننده دارد.
سراسیمگی کاخ سفید برای دستاوردسازی، از تغییر ادبیات رسمی درباره جنگ تا حذف واژه «جنگ» در برابر ایران و برجستهسازی ادعاهایی همچون نابودی توان دریایی و نظامی تهران، در حالی دنبال میشود که نتوانسته تأثیر معناداری بر بازارهای مالی یا فضای انتخاباتی ترامپ و جمهوریخواهان بگذارد. حتی روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در جریان سفر به کلمبیا اذعان کرد که ایران همچنان به حملات خود علیه کشتیهای نیروی دریایی آمریکا ادامه میدهد. همزمان، انتشار آمار جدید پنتاگون از ۸۳۸ کشته و زخمی، نشان میدهد سیاست سانسور تلفات نیز دیگر کارایی گذشته را ندارد.
پنج لایه پاسخ؛ از شکار زیرسطحی تا ضربه موشکی
در حوزه اقتصادی نیز وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهای تازهای علیه شماری از نهادهای مرتبط با ایران اعمال و ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را تحریم کرده است. در سوی دیگر، وعده کاهش قیمت نفت به محدوده ۴۰ تا ۵۰ دلار پس از جنگ، تلاش دیگری برای ساختن چشماندازی آرام از آینده اقتصاد آمریکا و جهان است؛ وعدهای که تحولات میدانی، فعلاً خلاف آن را نشان میدهد.
ایران اما با عبور از راهبرد «پاسخ متناسب» و ورود رسمی به مرحله «پاسخ سریع، سنگین و دردناک»، فاز عملیاتی راهبرد جدید خود را در چند لایه همزمان آغاز کرده است. در نخستین ابتکار، نیروی دریایی سپاه از به دام انداختن یک زیرسطحی هوشمند و بدونسرنشین آمریکایی در ورودی تنگه هرمز خبر داد؛ اقدامی که از ظرفیت فناورانه و توان رصد اطلاعاتی بومی ایران حکایت دارد. همزمان، سپاه از رهگیری و انهدام یک پهپاد آمریکایی MQ-1 بر فراز تنگه هرمز خبر داد.
تلاش رسانههای غربی برای کماهمیت جلوه دادن شکار زیرسطحی، خود نشانهای از اهمیت این رخداد است؛ چنانکه ادعای قدیمی بودن سامانه، در کنار اذعان به استفاده عملیاتی از آن برای پشتیبانی مأموریتهای آمریکا در خلیج فارس، نهتنها از اهمیت اقدام ایران نمیکاهد، بلکه بر ارزش اطلاعاتی و عملیاتی آن تأکید میکند.
نفتکش در برابر نفتکش؛ جغرافیا وارد معادله جنگ شد
در لایه دوم، سپاه از حمله موشکی به پایگاه هوایی الازرق آمریکا در اردن و هدف قرار گرفتن آشیانههای تعمیر و نگهداری و محل آمادهسازی و استقرار جنگندههای F-35، F-16 و F-15 خبر داده است. همچنین بنا بر اطلاعیه سپاه، دو ناوشکن آمریکایی با شناسههای DDG-119 و DDG-53 که به سامانه ایجیس و موشکهای کروز مجهزند، هدف قرار گرفتهاند.
در لایه سوم، راهبرد «محاصره در برابر محاصره و نفتکش در برابر نفتکش» وارد مرحله اجرایی شده است. اعلام هدف قرار گرفتن هشت نفتکش و ۱۰ کشتی متخلف و هشدار به خدمه نفتکشهای مستقر در اسکلهها و لنگرگاههای کویت و بحرین، نشان میدهد میدان تقابل از سطح نظامی فراتر رفته و مستقیماً به زنجیره انرژی و تجارت دریایی گره خورده است.
واکنش بازار نیز معنادار است؛ رویترز گزارش داده که پس از حمله موشکی ایران به اهداف آمریکا در اردن، قیمت نفت برنت در معاملات اولیه بیش از یک دلار افزایش یافت و به محدوده ۱۰۰ دلار نزدیک شد. این واقعیت، فاصله میان وعدههای واشنگتن و واقعیتهای بازار انرژی را آشکار میکند.
هرمز؛ جایی که هزینه عبور را ایران تعیین میکند
لایه چهارم، مدیریت عملیاتی محدوده تردد در خلیج فارس است. افزایش ریسک برای کشتیها به گونهای است که بخشی از محدودیتهای ایجادشده، بدون نیاز به صرف هزینه نظامی مستقیم از سوی ایران و صرفاً در اثر محاسبه هزینه، ریسک و امنیت، توسط خود بازیگران دریایی شکل میگیرد.
لایه پنجم نیز به هشدارهای پیشدستانه اختصاص دارد؛ از جمله پیام ایران به کره جنوبی درباره پیامدهای سنگین همراهی با آمریکا در خلیج فارس. این اقدام نشان میدهد تهران در حال گسترش میدان بازدارندگی از عملیات مستقیم به حوزه محاسبه رفتار بازیگران ثالث است.
آنچه امروز از تنگه هرمز به جهان مخابره میشود، تفاوت بنیادین دو رویکرد است: آمریکا همچنان میکوشد با ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی و وعدههای بازار، ایران را به تسلیم وادارد؛ در مقابل، ایران با توسعه ابتکارات فناورانه، اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی، دامنه اثرگذاری خود را گسترش داده است.
پیام روشن این تحولات آن است که تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه آبی نیست؛ یک معادله ژئوپلیتیکی زنده است. هر حرکت در سطح آب یا زیر آب رصد میشود و هر تصمیمی میتواند هزینه و پیامد داشته باشد. تحولات جاری، ادعای ترامپ درباره نابودی توان ایران را به چالش کشیده و نشان میدهد در جنگی که به جنگ تابآوری تبدیل شده، این تهران است که با ابتکار عمل و مدیریت چندلایه، در حال تعیین قواعد میدان است.