کاهش شمار ریپرهای آمریکا و افزایش آسیبپذیری آنها در نبردهای پرتنش به ویژه جنگ ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران، واشنگتن را به سمت پهپادی دوربرد، ماژولار و خودمختار سوق داده است؛ طرحی که وایلدفایر نام دارد.
نورنیوز-گروه بینالملل: پهپاد «وایلدفایر» تازهترین نشانه از تغییر نگاه آمریکا به آینده جنگهای بدون سرنشین است؛ طرحی مفهومی از شرکت جنرال اتمیکس که برای برنامه «هواگرد چندمأموریتی» وزارت دفاع آمریکا ارائه شده و قرار است بخشی از مأموریتهای پهپادهای ریپر را برعهده بگیرد. این برنامه زیر نظر واحد نوآوری دفاعی آمریکا دنبال میشود و هدف آن، طراحی هواگردی بدون سرنشین، ارزانتر، ماژولار، دوربرد و قابل تولید در تعداد بالا است.
تفاوت اصلی رویکرد جدید با نسل پیشین، در مفهوم «انبوهسازی» و پذیرش تلفات نهفته است. آمریکا در سالهای گذشته بخش قابل توجهی از توان هوایی بدون سرنشین خود را بر تعداد محدودی هواگرد گرانقیمت و ارزشمند متمرکز کرده بود؛ اما تجربه نبردهای اخیر نشان داده است پهپادهای بزرگ، کند و ارتفاع متوسط در برابر پدافند و محیطهای هوایی مورد مناقشه، آسیبپذیری بالایی دارند.
بر همین اساس، برنامه جدید به دنبال هواگردی است که بتواند با هزینه کمتر، مأموریتهای متنوعتری را در فاصلههای بسیار دور انجام دهد. وایلدفایر در طرح اولیه باید توان حمل دستکم هزار و دویست و هفتاد کیلوگرم محموله داشته باشد و بدون سوختگیری، شعاع رزمی حدود چهار هزار و دویست و شصت کیلومتر را پوشش دهد. این ارقام نشان میدهد مسئله صرفاً ساخت جایگزینی برای ریپر نیست؛ بلکه طراحی یک سکوی عملیاتی با برد و ظرفیت بسیار بیشتر مدنظر قرار گرفته است.
یکی دیگر از ویژگیهای قابل توجه، قابلیت استقرار مستقل است. برای این هواگرد، پروازی یکطرفه بیش از چهارده هزار و هشتصد کیلومتر پیشبینی شده است؛ ظرفیتی که در صورت تحقق، امکان اجرای مأموریتهای بسیار دور از پایگاه اصلی را فراهم میکند. معماری ماژولار نیز اجازه میدهد تجهیزات و حسگرهای مختلف، از جمله سامانههای تصویربرداری ویدئویی تمامحرکتی، بر اساس نوع مأموریت روی هواگرد نصب شوند.
در کنار برد و محموله، خودکارسازی جایگاه ویژهای در این طرح دارد. وزارت دفاع آمریکا به دنبال افزایش سطح استقلال عملیاتی سامانههای بدون سرنشین است؛ بهگونهای که در آینده یک اپراتور بتواند چند هواگرد را همزمان مدیریت کند. چنین قابلیتی میتواند هزینه نیروی انسانی را کاهش داده و امکان بهکارگیری تعداد بیشتری پهپاد در یک عملیات را فراهم کند.
توان احتمالی حمل چهار موشک ضدکشتی دوربرد نیز وایلدفایر را از یک پهپاد صرفاً شناسایی یا تهاجمی فراتر میبرد. در صورت عملیاتی شدن چنین قابلیتی، این هواگرد میتواند در مأموریتهای دریایی و حملات دورایستا نیز نقش ایفا کند. ترکیب برد زیاد، محموله سنگین، ارتباط شبکهای و کنترل نیمهخودکار چند پهپاد، تصویری از نسل جدید قدرت هوایی آمریکا ارائه میدهد.
اهمیت این تحول زمانی روشنتر میشود که وضعیت ناوگان ریپر را در نظر بگیریم. نیروی هوایی آمریکا در ابتدای سال مالی ۲۰۲۵ دارای ۲۳۱ فروند ریپر بود؛ این تعداد در آغاز سال مالی ۲۰۲۶ به ۱۶۵ فروند کاهش یافت و در ماه مه همان سال، ژنرال دیوید تابور شمار ناوگان را ۱۳۵ فروند اعلام کرد. به بیان دیگر، تعداد ریپرهای در اختیار نیروی هوایی آمریکا در این بازه، ۹۶ فروند، معادل حدود ۴۲ درصد، کاهش یافته است.
کاهش ناوگان که در نبردهای پرتنش به ویژه جنگ ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران،در شرایطی رخ داده که تولید ریپر نیز متوقف شده و جایگزینی سریع هواگردهای از دسترفته دشوارتر شده است. بنابراین برنامه هواگرد چندمأموریتی صرفاً یک پروژه بلندمدت فناورانه نیست؛ بلکه پاسخی به یک نیاز عملیاتی فوری و همزمان تلاشی برای بازتعریف معماری جنگ هوایی آینده است.
برنامهریزی وزارت دفاع آمریکا پیشبینی میکند نمونه منتخب حداکثر ۲۱ ماه پس از انعقاد قرارداد وارد آزمایش پروازی در مقیاس کامل شود و دستیابی به توان عملیاتی اولیه نیز برای سال مالی ۲۰۳۱ هدفگذاری شده است. با این حال، وایلدفایر هنوز در مرحله طرح مفهومی قرار دارد و مشخصات فنی کامل و تصاویر رسمی آن منتشر نشده است.
در نهایت، مهمترین پیام این پروژه را باید در تغییر فلسفه استفاده از پهپادها جستوجو کرد: آمریکا در حال حرکت از پهپادهای گرانقیمت و نسبتاً محدود به سمت ناوگانی گستردهتر، شبکهای، خودکار و قابل جایگزینی است. وایلدفایر هنوز یک طرح روی کاغذ است، اما مشخصات پیشنهادی آن نشان میدهد آینده جنگ پهپادی آمریکا بیش از گذشته بر برد، تعداد، خودمختاری، شبکهسازی و تحمل تلفات استوار خواهد بود.