فاکسنیوز در گزارشی هشداردهنده با اشاره به آسیبپذیری آمریکا و وابستگی آن به بازارهای بینالمللی انرژی، نوشت: بحران تنگه هرمز روی یک تهدید نفتی عمیقتر سایه انداخته است که میتواند حتی پس از پایان درگیریها، تا مدتها ادامه یابد.
نورنیوز-گروه بینالملل: فاکسنیوز دیجیتال در این گزارش آورده است: همزمان با اینکه توجه جهانی همچنان به نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز، معطوف شده است، یک زمینشناس حوزه نفت هشدار میدهد که بخش مهمتر ماجرای انرژی ممکن است هزاران متر زیر زمین در حال وقوع باشد؛ موضوعی بحرانی که حتی پس از پایان درگیریها با توافقی سیاسی نیز میتواند تا مدتها ادامه پیدا کند.
آرت برمن، زمینشناس نفتی و مشاور انرژی با بیش از چهار دهه سابقه فعالیت در صنعت نفت، به فاکسنیوز دیجیتال گفت که میلیونها بشکه از ظرفیت تولید نفت منطقه خلیج فارس همچنان زمینگیر هستند و هشدار داد که بازگرداندن این چاهها به مدار به مراتب پیچیدهتر از صرف بازگشایی این آبراه راهبردی است.
برمن دراینباره میگوید که «این اتفاق، حتی اگر مسائل سیاسی را حلوفصل کنیم، بهطور بالقوه میتواند یک رویداد دگرگونکننده در سطح جهان باشد.»
به گفته وی، «ماجرای بزرگتر و مهمتر در بلندمدت این است که در حال حاضر روزانه هشت میلیون بشکه از تولیدات نفت خلیج فارس متوقف شده و تولید نفت جهان نیز حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است.»
یک مقام کاخ سفید که به شرط حفظ هویت حاضر به گفتوگو شده، با اشاره به کاهش قیمت نفت پس از امضای یادداشت تفاهم میان واشنگتن و تهران، مدعی شد که «تنگه هرمز باز و محاصره دریایی آمریکا نیز بهطور کامل برقرار است»(!)
برمن برآورد میکند که میزان تولیدات متوقفشده در خلیج فارس، در مجموع با تازهترین ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی مطابقت دارد. این آژانس در گزارش بازار نفت خود در ۱۲ آگوست ۲۰۲۶ اعلام کرد که «تولید نفت خلیج فارس در جولای روزانه ۲.۵ میلیون بشکه دیگر افزایش یافت و به ۲۳.۹ میلیون بشکه در روز رسید، اما همچنان روزانه ۸.۳ میلیون بشکه پایینتر از سطح پیش از جنگ قرار دارد.»
همچنین به گفته این آژانس، عرضه جهانی نفت نیز همچنان ۶.۳ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح سال گذشته بود. با این حال، اداره اطلاعات انرژی آمریکا برآوردی تا حدی متفاوت ارائه میکند.
اداره اطلاعات انرژی آمریکا میزان تولید متوقفشده در ماه جولای را بهطور متوسط ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد کرد و هشدار داد که «تداوم محدودیتها در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، این نهاد را مجبور کرده است تا پیشبینی خود از میزان تولید متوقفشده در ماه آگوست را افزایش دهد. این اداره انتظار دارد که الگوهای تولید و تجارت نفت در اوایل سال ۲۰۲۷ عموما به شرایط پیش از درگیری بازگردد، اما برخی تولیدکنندگان خلیج فارس ممکن است در طول دوره پیشبینی نتوانند به سطح قبلی تولید خود بازگردند.»
ماجرا به سادگی روشن کردن یک کلید برق نیست
این تفاوت از آن جهت اهمیت دارد که بخش زیادی از بحثهای عمومی بر چیزی متمرکز بوده است که صنعت نفت آن را مشکل «میاندستی» میخواند؛ یعنی اینکه آیا نفتکشها میتوانند بهطور ایمن از تنگه هرمز عبور کنند یا نه؛ اما برمن معتقد است که مشکل «بالادستی»، یعنی تولید نفت، ممکن است پیامدهایی بسیار ماندگارتر داشته باشد.
برمن دراینباره گفت که «آخرین کاری که در دنیا دوست دارم انجام دهم، متوقف کردن تولید یک چاه است. لازمه راهاندازی دوباره یک چاه، برقراری مجدد ارتباط میان تجهیزات سطح زمین و مخازن نفتی در عمق هزاران متری زیر زمین است و توقف طولانی مدت میتواند در داخل مخزن و چاه مشکلاتی ایجاد کند. این کار مثل روشن کردن یک لامپ با زدن یک کلید برق نیست. بلکه فرایندی پیچیده، پرخطر و نسبتا درازمدت است و ما نمیدانیم نتیجه چه خواهد بود.»
به ادعای برمن حدود ۸۰ درصد چاههای آسیبدیده میتوانند تقریبا به سطح تولید قبلی خود بازگردند، اما به گفته وی، «بخشی از این تولید هرگز بازنخواهد گشت.»
سایر تحلیلگران حوزه انرژی نیز بر سر اینکه بازگرداندن تولید نفت خلیج فارس با چالشهای فنی قابلتوجهی همراه است، اتفاق نظر دارند. برمن همچنین هشدار داد که نباید تصور کرد آتشبس یا توافق سیاسی بهطور فوری جریان انرژی را به سطح پیش از جنگ بازمیگرداند.
مالکان کشتیها، شرکتهای بیمهای و خدمه نفتکشها ابتدا باید اطمینان پیدا کنند که عبور ایمن نفتکشها از این آبراه امکانپذیر است. در همین حال، مشکلات لجستیکی و امنیتی دیگری نیز ممکن است حتی پس از دستیابی احتمالی به توافق همچنان ادامه داشته باشد. به گفته برمن، «یک توافق سیاسی ساده به معنای تمامشدن مشکل نیست.»
یک رویداد دگرگونکننده جهانی
آنچه برمن استدلال میکند، چیزی بسیار فراتر از یک پیشبینی صرف درباره احیای کُند بازار نفت است. به باور وی، جنگ در خلیج فارس شوکی بنیادین به نظام انرژی و اقتصاد جهانی وارد کرده است؛ شوکی که حتی پس از پایان فوری بحران نیز پیامدهای آن ادامه خواهد داشت.
وی در پاسخ به پرسشی درباره مقایسه این بحران با همهگیری کووید-۱۹ گفت که «مقیاس تولید نفتی که در بحران کنونی تحت تاثیر قرار گرفته، آن را با بزرگترین اختلالات اقتصادی سالهای اخیر قابل مقایسه میکند. اینجا صرفا با یک خوراک برای چرخه خبری روزانه روبهرو نیستیم. این اتفاق بالقوه میتواند جهان را دگرگون کند، حتی اگر مسائل سیاسی را حلوفصل کنیم.»
چرا آمریکاییها از این بحران مصون نیستند؟
آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت جهان است، اما به اعتقاد برمن این موضوع به معنای مصون ماندن مصرفکنندگان آمریکایی از پیامدهای این اختلال نیست.
وی میگوید که «بازار نفت و فرآوردههای پالایشی، بازارهایی جهانی هستند. پالایشگاههای آمریکا برای تولید ترکیبی از بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآوردههای نفتی به انواع (گِرید) متفاوتی از نفت خام نیاز دارند؛ بنابراین تولید داخلی بهتنهایی نمیتواند آسیبپذیری آمریکا و نیاز آن به بازارهای بینالمللی را از بین ببرد.»
به گفته وی، «مشکل آمریکا فقدان نفت کافی نیست. مشکل این است که نفتی که در اختیار داریم برای تولید تمام فرآوردههایی که پالایشگاههای آمریکا تولید میکنند، مناسب نیست.»
اداره اطلاعات انرژی آمریکا ۱۵ جولای مدعی شد که اختلالات مرتبط با تنگه هرمز همین حالا نیز خریداران بینالمللی را به سمت منابع جایگزین فرآوردههای نفتی سوق داده و این مسئله به افزایش حاشیه سود، تولید و صادرات پالایشگاههای آمریکا کمک کرده است.
به باور برمن، «دیگر مسئله صرفا این نیست که نفتکشها چه زمانی به تنگه هرمز بازمیگردند؛ بلکه موضوع این است که آیا نظام انرژی جهانی که پس از این بحران شکل میگیرد، دوباره دقیقا مانند گذشته عمل خواهد کرد یا نه.»