پنهان کردن احساسات به معنای از بین رفتن آنها نیست و احساسات سرکوبشده، ممکن است به شکلهای متفاوتی بروز کنند.
نورنیوز-گروه اجتماعی:بیشتر افراد گاهی احساسات خود را سرکوب کردهاند مثلا زمانی که موقعیت برای ابراز احساسات مناسب نبوده یا محیط، امن به نظر نمیرسیده است.
متخصصان سلامت روان میگویند، پنهان کردن موقت احساسات میتواند در چنین شرایطی عملی باشد اما سرکوب مداوم احساسات به تقلای ذهنی زیادی نیاز دارد و با تنظیم هیجان فرق دارد.
سرکوب مداوم احساسات میتواند، شناخت صحیح آنها را برایمان دشوار کند و متعاقبا سلامت روان و در نهایت جسم ما را به خطر بیندازد. افرادی که مرتب احساساتشان را نادیده میگیرند یا از بروز آنها جلوگیری میکنند، فرصت کمتری دارند که نشانههای جسمانی، عامل محرک و پیام احساسات را تشخیص دهند و ممکن است در نهایت فقط دچار یک کلافگی دائمی شوند بدون اینکه بتوانند احساس دقیق خود را شناسایی کنند.
در یک بررسی آزمایشی، افرادی که از آنها خواسته شد بروز احساساتشان را سرکوب کنند، در ظاهر هیجان کمتری نشان دادند اما شدت احساس گزارششده، کاهش پیدا نکرد بلکه بدن آنها همچنان با تغییر در فعالیت دستگاه عصبی سمپاتیک و ضربان قلب واکنش نشان داد.
احساسات سرکوبشده به شکلهای دیگری نیز ظاهر میشوند، از تحریکپذیری در برابر مسائل کوچک و افکار مداوم در نیمهشب گرفته تا اضطرابی که علت مشخصی ندارد. از سوی دیگر، خاموش کردن احساسات ناخوشایند ممکن است احساسات مثبت را هم کمرنگ کند. برخی افراد پس از سالها سرکوب خشم یا اندوه، دچار نوعی کرختی عاطفی یا احساس تماشای زندگیشان «از پشت شیشه» میشوند.
این وضعیت ممکن است با نشانههای جسمانی نیز همراه باشد. به گزارش ایندیپندنت، دکتر «ایمی ماست»، مشاور سلامت روان میگوید، در میان مراجعانش مواردی مانند سفتی مداوم فک یا شانهها، سردرد، اختلال خواب، واکنشهای گوارشی هنگام ناراحتی و خستگی مزمن را مشاهده میکند که با استراحت برطرف نمیشود. با این حال، او تاکید میکند، علائم جسمانی بدون علت ابتدا باید از نظر پزشکی بررسی شوند و فقط پس از رد دلایل پزشکی، میتوان ارتباط احتمالی آنها با احساسات را بررسی کرد.
سرکوب احساسات، توانایی تنظیم هیجان را مختل میکند چراکه هنر تنظیم هیجانی، با تشخیص صحیح احساس آغاز میشود و سپس فرد تصمیم میگیرد چگونه به آن پاسخ دهد. هنگام خشم ممکن است ضربان قلب افزایش پیدا کند، صورت داغ یا مشتها گره شود. فردی که قدرت تنظیم هیجانی دارد میتواند این نشانهها را تشخیص دهد و در عین حال تصمیم بگیرد فریاد زدن در آن موقعیت خاص، واکنش مناسبی نیست. در این حالت، احساس خشم انکار نشده بلکه نحوه ابراز آن کنترل شده است.
دکتر ایمی میگوید به تعویق انداختن واکنش، یعنی فرد خشم را تشخیص میدهد و احساس میکند اما تصمیم میگیرد مثلا جلسه کاری جای مناسبی برای ابراز آن نیست.
در مقابل، سرکوب به معنای تلاش برای احساس نکردن خشم، بیرون راندن خشم از آگاهی یا غیرمنطقی دانستن این احساس پیش از تجربه کامل آن است. وضعیت اول به معنای تصمیم درباره زمان ابراز احساس اما حالت دوم به معنای تصمیم درباره اجازه احساس کردنِ خشم است.
«کینلی اسپرینگز»، مددکار اجتماعی بالینی، سرکوب عاطفی را کنار زدن یا مسدود کردن یک احساس به دلیل ناراحتکننده، ناخوشایند یا ناامن بودنش تعریف میکند. این با تصمیم آگاهانه برای عمل نکردن بر اساس احساس تفاوت دارد. برای مثال، فردی که در موقعیتی ترسناک یا طاقتفرسا قرار دارد، ممکن است ناچار باشد به جای پردازش احساسات، بر عبور از شرایط تمرکز کند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که سرکوب، به روش همیشگی برخورد با احساسات تبدیل شود و پس از آن نیز فرصتی برای پردازش آنها وجود نداشته باشد.
متخصصان توصیه میکنند، برای پردازش احساسات، پس از قرارگیری در محیطی امن، ابتدا احساس بهطور مشخص نامگذاری شود. مثلا گفتن «احساس سرخوردگی و کمی تحقیرشدگی میکنم» اطلاعات بیشتری از عبارت کلی «استرس دارم» فراهم میکند. همزمان میتوان به واکنشهای بدن توجه کرد، بدون اینکه درباره دلیل شکلگیری و نیاز مرتبط با احساس قضاوت کرد.
تحمل احساسات ناخوشایند با سرکوب آنها فرق دارد و مهارتی است که با تمرین تقویت میشود. پیادهروی، ورزش، حرکات کششی، دوش گرفتن، گوش دادن به موسیقی یا انجام فعالیتهای تکراری با دست میتواند به کاهش شدت هیجان در مواقعی که تشخیص میدهید نباید آن را بروز دهید، کمک کند.
احساسات در نهایت حامل اطلاعاتاند و هدف، تشخیص و درک پیام احتمالی احساس و سپس، انتخاب واکنش متناسب با اهداف و ارزشهای فرد است.