استقبال ترامپ از توافق دفاعی میان عربستان، ترکیه و پاکستان، بیش از آنکه نشانه موفقیت سیاست امنیتی آمریکا باشد، بازتاب تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به واشنگتن و حرکت به سوی امنیت بومی و مستقل است.
نورنیوز-گروه بینالملل؛ سران پاکستان، ترکیه و عربستان تأکید کردهاند که توافق دفاعی میان سه کشور علیه هیچ کشوری نیست؛ با این حال، دونالد ترامپ با استقبال پررنگ از این توافق کوشیده است آن را در چارچوب سیاستهای امنیتساز دولت خود تعریف کند. رئیسجمهور آمریکا در پیامی در «تروث سوشال» مدعی شد از امضای توافق دفاعی سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان بسیار خرسند است و آن را نشانه نزدیکتر شدن و اتحاد کشورهای منطقه دانست.
اما پشت این استقبال، واقعیتی متفاوت نهفته است. گرایش کشورهای منطقه به همگرایی امنیتی و بومیسازی سازوکارهای دفاعی، بیش از آنکه محصول سیاستهای واشنگتن باشد، ریشه در تجربه تلخ سالهای گذشته و بهویژه پیامدهای جنگ رمضان دارد؛ تجربهای که بار دیگر ناکارآمدی «امنیت فروشی» آمریکا را در معرض دید قرار داد. از همین رو، این توافق را نمیتوان صرفاً در قاب دستاوردهای سیاست خارجی آمریکا تفسیر کرد.
سراسیمگی برای ساختن یک دستاورد
ترامپ در شرایطی این توافق را دستاوردی بزرگ معرفی میکند که کارنامه او، چه در عرصه داخلی و چه در سیاست خارجی، با فاصلهای جدی از وعدههای انتخاباتیاش مواجه است. بهویژه آنکه تحولات جنگ و مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز، بسیاری از محاسبات واشنگتن را با چالش مواجه کرده است.
در چنین فضایی، کوچکترین تحول منطقهای میتواند برای کاخ سفید به فرصتی برای دستاوردسازی تبدیل شود. استقبال ترامپ از توافق سه جانبه نیز از همین منظر قابل ارزیابی است؛ اقدامی که در کنار نمایش موفقیت، میتواند با القای شکلگیری صفبندیهای جدید در غرب آسیا، به اختلافافکنی میان کشورهای منطقه و ایجاد حاشیه امن برای آمریکا و رژیم صهیونیستی منجر شود.
با این حال، واقعیت مهمتر آن است که توافق مذکور بیش از آنکه محصول سیاست امنیتی واشنگتن باشد، نشانهای از افزایش نگرانی متحدان آمریکا نسبت به آینده اتکای امنیتی به این کشور است.
پایان رؤیای «امنیت اجارهای»
ترکیه، عربستان و پاکستان طی سالهای گذشته میلیاردها دلار برای خرید تسلیحات و همکاریهای نظامی با آمریکا هزینه کردهاند؛ اما تحولات یک سال اخیر نشان داد که در بزنگاههای حساس، اولویت راهبردی واشنگتن همچنان حفظ منافع رژیم صهیونیستی است.
جنگ رمضان این پرسش بنیادین را نیز پیش روی کشورهای منطقه قرار داد که اگر آمریکا در تأمین امنیت پایگاهها و منافع خود با چالش مواجه شود، چگونه میتواند ضامن امنیت دیگران باشد؟
در عمل، پایگاهها و تسلیحاتی که قرار بود ابزار امنیت باشند، در شرایط جنگی به بخشی از معادله تهدید تبدیل شدند. استفاده آمریکا از خاک و ظرفیتهای نظامی کشورهای منطقه نیز آنها را ناخواسته در معرض پیامدهای مستقیم درگیری قرار داد و هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی سنگینی بر آنان تحمیل کرد. بنابراین، «امنیت اجارهای» نهتنها امنیت پایدار نساخت، بلکه در مقاطعی خود به عاملی برای افزایش ناامنی تبدیل شد.
امنیت بومی بدون استقلال ممکن نیست
بومیسازی امنیت، برخلاف روایت ترامپ، صرفاً با تشکیل ائتلافهای نظامی محقق نمیشود؛ بلکه پیششرط آن استقلال واقعی در تصمیمگیریهای امنیتی، سیاسی و راهبردی است. نمیتوان از یک سو به آمریکا وابستگی امنیتی و نظامی داشت و از سوی دیگر مدعی ساختن معماری مستقل امنیت منطقهای بود.
از این منظر، توافق عربستان، ترکیه و پاکستان را میتوان نشانهای از تلاش کشورهای منطقه برای یافتن مسیرهای جدید همکاری دانست؛ مسیری که اگر قرار است به امنیت پایدار منجر شود، باید از ریشههای واقعی ناامنی در منطقه آغاز کند.
بر همین اساس، امنیت بومی زمانی معنا پیدا میکند که منطقه از وابستگی به پایگاههای نظامی آمریکا فاصله بگیرد و کشورهای غرب آسیا مسئولیت امنیت خود را بر عهده گیرند. همگرایی واقعی نیز نه با ائتلافسازی مطلوب قدرتهای فرامنطقهای، بلکه با کاهش وابستگی، شناخت منشأ بحرانها و شکلگیری ترتیبات امنیتی مستقل امکانپذیر است. حقیقتی که ترامپ در روایت پرزرقوبرق خود از این توافق، ترجیح داده است آن را نادیده بگیرد.