بازگشت آمریکا و اروپا به تحریم روسیه، در کنار هشدار درباره تهدید مسکو علیه ناتو، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، تلاشی برای پوشاندن ناکامیهای نظامی، میلیاردها دلار هزینهشده و رسوایی تسلیحات غربی در اوکراین است.
نورنیوز-گروه بینالملل: آمریکا و اروپا بار دیگر ابزار تحریم را علیه روسیه از غلاف بیرون کشیدهاند؛ اقدامی که در ظاهر، تلاشی برای تشدید فشار اقتصادی بر مسکوست، اما در لایههای عمیقتر، میتواند نشانهای از تلاش غرب برای پوشاندن مجموعهای از ناکامیهای نظامی، اقتصادی و امنیتی در جبهههای مختلف باشد.
آمریکایی که در دوران ترامپ با شعار صلح، پایان جنگ اوکراین و مذاکره وارد میدان شده بود، اکنون بار دیگر به ادبیات تحریم بازگشته است. شبکه NBC از طرح ۶۱ صفحهای موسوم به «لایحه لیندسی گراهام» خبر داده که هدف آن مجازات خریداران عمده نفت و گاز روسیه عنوان شده است. همزمان، والاستریت ژورنال از ارزیابیهای جدید اطلاعاتی آمریکا درباره احتمال حمله محدود روسیه به یکی از اعضای ناتو سخن گفته است.
در سوی دیگر، انگلیس نیز با افزودن ۱۹ مورد جدید، فهرست تحریمهای ضدروسی خود را گسترش داده و اتحادیه اروپا نیز، بنا بر اعلام کایا کالاس، پنج فرد مرتبط با صنایع نظامی روسیه را تحریم کرده است.
اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این تحرکات واقعاً نشانه قدرت غرب است یا تلاشی برای مدیریت تبعات شکستهایی که دیگر به آسانی قابل پنهانسازی نیست؟
پاتریوت؛ سپر امنیتی که ترک برداشت
یکی از مهمترین نشانههای این بحران، وضعیت سامانههای پدافندی غرب در اوکراین است. آمریکا سالها سامانههایی همچون «پاتریوت» را بهعنوان نماد برتری فناوری و امنیت هوایی به متحدان خود عرضه کرده؛ اما تحولات اخیر اوکراین، تصویری متفاوت ارائه میدهد.
در یکی از حملات سنگین روسیه به کییف، بنا بر گزارشهای منتشرشده، ۱۱۵ پهپاد و ۲۸ موشک پرسرعت، شامل ۲۴ موشک بالستیک و چهار موشک کروز، شلیک شد. ولودیمیر زلنسکی نیز اذعان کرد که از ۲۷ موشک بالستیک تنها یک فروند رهگیری شده است.
این ارقام، صرفاً یک شکست عملیاتی نیست؛ بلکه میتواند اعتبار بازار تسلیحات آمریکایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. وقتی سامانهای که نماد امنیت معرفی شده، در برابر حجم بالای حملات موشکی کارایی مورد انتظار را نشان نمیدهد، طبیعی است که اعتماد متحدان و مشتریان بالقوه نیز با پرسش مواجه شود و گرایش به سامانههای روسی و چینی افزایش یابد.
میلیاردها دلار؛ از کمک نظامی تا بنبست امنیتی
در همین حال، میلیاردها دلار کمک مالی و نظامی غرب به اوکراین، بدون آنکه به دستاوردی متناسب با هزینهها منجر شود، به یکی دیگر از نقاط آسیبپذیر سیاست غرب تبدیل شده است.
رئیس بانک مرکزی اوکراین، مجموع کمکهای مالی غرب به کییف از سال ۲۰۲۲ تاکنون را حدود ۲۰۰ میلیارد دلار اعلام کرده و اورسولا فوندرلاین نیز از اختصاص ۱.۴ میلیارد یورو از سود داراییهای مسدودشده روسیه به اوکراین خبر داده است.
این هزینهها در شرایطی انجام میشود که اروپا با فشارهای اقتصادی و معیشتی دستوپنجه نرم میکند. تداوم جنگ و ناکامی در برابر روسیه میتواند به تقویت اعتراضات داخلی، افزایش مخالفت با هزینههای نظامی و رشد جریانهای خواهان مذاکره با مسکو منجر شود؛ مسئلهای که برای دولتهایی همچون آلمان، فرانسه و انگلیس، همزمان با سیاست نظامیگری گسترده، اهمیت مضاعف دارد.
سلاحهای گمشده و تحریم؛ آخرین سنگر غرب
بحران تنها به میدان نبرد محدود نمیشود. گزارشهایی درباره فساد و مفقودشدن تسلیحات غربی، تصویر دیگری از پیامدهای سیاست تسلیح اوکراین ارائه کرده است. روزنامه ایتالیایی «ایل فاتو کوئوتیدیانو» مدعی شده از سال ۲۰۲۲ تاکنون ۷۸۰ هزار و ۴۶۵ قبضه سلاح مفقود یا سرقت شده و بخش قابل توجهی از این تسلیحات راهی بازار اروپا شده و مورد توجه شبکههای مافیایی قرار گرفته است.
در چنین شرایطی، تحریم برای غرب صرفاً ابزار فشار بر روسیه نیست؛ بلکه به ابزاری برای تغییر دستور کار افکار عمومی نیز تبدیل میشود. همزمانی تشدید تحریمها، ادعای تهدید روسیه علیه ناتو، اظهارات ضدچینی مقامهای آمریکایی و گزارشها درباره مصرف بخش بزرگی از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، قابل تأمل است.
این وضعیت ترامپ را نیز با تناقضی جدی روبهرو کرده است: نه میتواند بهسادگی ادعای پیروزی نظامی بر ایران را تثبیت کند، نه ابزار نظامی پیشین را برای فشار مذاکراتی در اختیار دارد و نه میتواند همچون گذشته، «امنیتفروشی» به متحدان را با همان اعتبار دنبال کند.
از این منظر، تشدید فشار علیه روسیه را میتوان تلاشی برای انتقال کانون توجه از تحولات غرب آسیا دانست؛ جایی که اقتدار ایران در مدیریت تنگه هرمز، تجربه جنگ متقارن و استمرار بحران ناشی از اشغالگری رژیم صهیونیستی، معادلات امنیتی منطقه را دستخوش تغییر کرده است.
به بیان روشنتر، هنگامی که قدرت نظامی در چند جبهه با محدودیت مواجه میشود، تحریم به آخرین اهرم قابل اتکا تبدیل میشود؛ اهرمی که این بار بیش از آنکه برای تغییر رفتار دیگران به کار گرفته شود، شاید برای سفیدسازی شکستها و مدیریت تبعات سیاسی آنها مورد استفاده قرار گیرد؛ آن هم در آستانه انتخاباتی که میتواند فشارهای داخلی بر جمهوریخواهان آمریکا را افزایش دهد.