فیزیکدان و مشاور سابق موشکی نیروی دریایی و کنگره آمریکا معتقد است که کلاهکهای جدید ایرانی، به لحاظ مانورپذیری و سرعت، یادآور موشکهای اورشنیک هستند که البته هم از نظر دقت و هم از نظر شدت انفجارهایی که ایجاد میکنند، به مراتب از اورشنیک برتر هستند.
نورنیوز-گروه بینالملل: پروفسور تئودور پوستل، فیزیکدان دانشگاه امآیتی، مشاور علمی دفتر برنامهریزی نیروی دریایی آمریکا و کارشناس فناوری موشکی در مرکز پژوهشهای کنگره آمریکا معتقد است که فرماندهان نظامی آمریکا، برآورد صحیحی از میزان پیشرفت ایران در عرصه موشکی ندارند و نسبت به نواقص ذاتی سامانههای پدافند موشکی خود نیز، غافل هستند.
او تأکید میکند کلاهکهایی که ایران اخیراً از آنها رونمایی کرده است، در کنار دقت بالا، سرعت بسیار زیادی دارند و این سرعت مضاعف، قدرت تخریب آنها را به شدت افزایش داده است.
او معتقد است فارغ از اینکه سامانههای پدافندی آمریکایی-اسرائیلی قادر به رهگیری کامل این موشکها نیستند، حتی اگر تعداد معدودی از آنها از پدافند عبور کنند، قادرند خساراتی سنگین و هولناک را به وجود آورند که رسانههای جریان اصلی عامدانه از پوشش آنها خودداری میکنند. برتری موشکی ایران، هم پدافند و هم دروغهای آمریکایی-اسرائیلی را درهم شکسته است .از نگاه دکتر پوستل، مهمترین تحول در جنگ ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی علیه ایران، کلاهکهای مانورپذیر با دقت بالایی است که ایران به میدان وارد کرده است. او استدلال میکند که سامانههای دفاع موشکی آمریکا و اسرائیل برای رهگیری اهدافی طراحی شدهاند که مسیر نسبتاً قابل پیشبینی دارند، اما زمانی که کلاهک در مرحله نهایی پرواز قادر به تغییر مسیر و انجام مانور باشد، محاسبات رهگیری بهشدت پیچیده شده و احتمال عبور موشک افزایش مییابد.
به اعتقاد این استاد فیزیک و طراح موشک، باتوجه به سرعت بسیار زیاد کلاهکها در لحظه برخورد و دقت بالای اصابت، حتی اگر تعداد محدودی از موشکها از سپر دفاعی عبور کنند بازهم میتوانند خسارات قابل توجهی به اهداف نظامی یا زیرساختی وارد کنند. بنابراین به عقیده او این تحول فناوری موجب شده است که موازنه میان «حمله» و «دفاع» به نفع توان موشکی ایران تغییر کند و ادعای رهگیری همه موشکهای ایرانی از سوی آمریکا یا اسرائیل، از منظر فنی و عملیاتی غیرممکن باشد.قدرت و دقت موشکهای جدید ایرانی، به مراتب بالاتر از اورشنیک است.
از نگاه دکتر پوستل، نقطه قوت اصلی نسل جدید موشکهای ایران در فناوری کلاهکهای مانورپذیر و سامانه هدایت آنها نهفته است. او توضیح میدهد که این کلاهکها برخلاف موشکهای بالستیک متعارف، پس از ورود مجدد به جو با بهرهگیری از سامانههای ناوبری پیشرفته، حسگرهای اینرسی مبتنی بر فناوری MEMS، رایانههای کنترل پرواز و موتورهای کنترلی کوچک، قادرند در مرحله نهایی مسیر خود را اصلاح کرده و مانور انجام دهند.
او سپس به قدرت تخریبی کلاهکهای جدید ایران اشاره کرده و آن را به چیزی فراتر از مواد ناریه آنها پیوند میزند. پوستل معتقد است: سرعت بسیار زیاد برخورد، انرژی جنبشی و دقت اصابت نیز نقش تعیینکنندهای در میزان خسارت دارند. او توضیح میدهد که کلاهکی که با سرعت چندین برابر سرعت صوت به هدف برخورد میکند، پیش از انفجار نیز انرژی عظیمی را به سازه منتقل میکند و همین موضوع میتواند موجب تخریب شدید تأسیسات مستحکم، ساختمانها و زیرساختهای حساس شود.
این استاد فیزیک توضیح میدهد که کلاهکهایی که ایران اخیراً به کار گرفته، عملکردی شبیه به موشک اورشنیک دارند. اورشنیک نظریه مانور پذیری پس از ورود مجدد به جو را عملیاتی و لذا مسیر بالستیک غیرقابل پیشبینی را خلق کرد. او تأکید میکند که با طرح مثال اورشنیک سعی کرده تا نمونهای شناختهشده را مطرح کند و اصرار دارد که کلاهکهایی که ایران به تازگی از آنها رونمایی کرده، چه به لحاظ مانور و چه به لحاظ قدرت، عملکردی به مراتب بهتر از اورشنیک دارند. از نظر او، پیشرفت ایران در این حوزه غیرقابل انکار است.حقایق میدان نبرد، ناکارآمدی معماری پدافند آمریکایی را اثبات میکنند.
دکتر پوستل توضیح میدهد: رادارهای هشدار اولیه مانند رادارهای مرتبط با سامانه تاد نقشی اساسی در ایجاد زمان واکنش برای اسرائیل و نیروهای آمریکایی دارند، زیرا هرچه موشک زودتر کشف شود، فرصت بیشتری برای تصمیمگیری، شلیک رهگیر و حتی فعالسازی پدافند غیرعامل وجود خواهد داشت. اما با توجه به اینکه ایران بخش قابل توجهی از این سامانههای هشدار زودهنگام را از بین برده است، فاصله زمانی میان شناسایی موشک و رسیدن آن به هدف بهشدت کوتاه شده است و در نتیجه سامانههای دفاع موشکی، علاوهبر نقص ذاتی مذکور، فرصت کافی هم برای محاسبه مسیر و اجرای رهگیری مؤثر در اختیار ندارند.
پوستل تأکید میکند کاهش زمان هشدار آن هم در برابر موشکهای سریع و مانورپذیری که ذاتاً زمان تصمیمگیری را محدود میکنند، احتمال نفوذ آنها را دوچندان میسازد. او با اتکا بر این حقایق میدانی اصرار دارد که شبکه پدافندی و در کل، معماری دفاع موشکی آمریکایی-اسرائیلی در منطقه، فاقد کارآمدی است که در رسانههای جریان اصلی، روایت میشود.
فرماندهان نظامی آمریکا، از میزان پیشرفت موشکی ایران کاملاً بیخبر هستند
دکتر پوستل، ناکامیهای میدانی آمریکا را به ارزیابی ناقص و نادرست فرماندهان ارشد نظامی آمریکا در باب توان نظامی ایران پیوند میزند. بهویژه از اظهارات فرمانده سنتکام و برخی ژنرالهای آمریکایی انتقاد میکند و معتقد است که آنان درک دقیقی از محدودیتهای سامانههای دفاع موشکی و همچنین پیشرفتهای فناوری موشکی ایران ندارند. به اعتقاد او، این فرماندهان، گاه بر پایه فرضیات نظری یا گزارشهای ناقص، تصویری اغراقآمیز از کارایی تجهیزات آمریکایی و اسرائیلی ارائه میکنند، در حالی که واقعیت میدان نبرد، متفاوت بوده است.
پوستل تأکید میکند که ارزیابی قابلیتهای نظامی باید بر مبنای شواهد فنی، آزمونهای عملیاتی و دادههای قابل راستیآزمایی انجام شود، نه بر اساس اظهارات رسمی یا خوشبینی سازمانی؛ زیرا چنین برآوردهای نادرستی تاکنون به تصمیمگیریهای راهبردی اشتباه و محاسبات غلط در مواجهه با ایران انجامیده است.