نورنیوز https://nournews.ir/n/323332
کد خبر: 323332
21 خرداد 1405
نورنیوز ابعاد عملیاتی تهدید ترامپ به تصرف جزیره خارک را بررسی می کند؛

ترامپ و تهدیدی که اعتبار آمریکا را به حراج گذاشت


تهدید ترامپ به «تصرف جزیره خارک» را نمی‌توان صرفاً یک موضع رسانه‌ای دانست. طرح سناریویی که حتی در محافل نظامی غرب پرریسک و کم‌امکان تلقی می‌شود، بیش از آنکه نمایش اقتدار باشد، می‌تواند نشانه‌ای از محدود شدن گزینه‌های واشنگتن پس از ماه‌ها فشار بی‌نتیجه برای وادارسازی ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا باشد.

نورنیوز-گروه سیاسی: تهدید ترامپ به «تصرف جزیره خارک» را نمی‌توان صرفاً یک اظهارنظر جنجالی یا گزاره‌ای رسانه‌ای تلقی کرد. این موضع، در سطحی عمیق‌تر، حامل نشانه‌هایی از وضعیت راهبردی آمریکا پس از ماه‌ها فشار مستمر علیه ایران است؛ فشاری که علی‌رغم تهدیدهای مکرر، تشدید تحریم‌ها و اقدامات نظامی، هنوز نتوانسته به هدف اصلی خود یعنی تغییر رفتار بنیادین یا وادارسازی ایران به تسلیم سیاسی دست یابد. از این منظر، سخن گفتن از «تصرف خارک» بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، می‌تواند نشانه‌ای از محدود شدن گزینه‌های قابل اتکای واشنگتن تلقی شود.
جزیره خارک یک هدف عادی در معادلات نظامی نیست. این جزیره به دلیل موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به سرزمین اصلی ایران و اهمیت آن در زیرساخت انرژی کشور، یکی از پیچیده‌ترین سناریوهای ممکن برای هرگونه عملیات نظامی خارجی محسوب می‌شود. تفاوت بنیادین میان «هدف قرار دادن» یک موقعیت و «تصرف و نگهداری» آن، موضوعی است که در تحلیل چنین تهدیدی نباید نادیده گرفته شود. یک ارتش قدرتمند ممکن است بتواند حملاتی محدود علیه زیرساخت‌ها یا مواضع نظامی انجام دهد، اما تصرف یک جزیره در فاصله‌ای اندک از ساحل ایران و حفظ آن در برابر فشار مداوم موشکی، دریایی و پهپادی، به‌مراتب دشوارتر و پرهزینه‌تر است.
در عمل، هرگونه سناریوی تصرف خارک مستلزم حضور قابل توجه نیروی زمینی، پشتیبانی دائمی دریایی و هوایی و تحمل هزینه‌های سنگین انسانی و لجستیکی خواهد بود. چنین موقعیتی نه‌تنها آمریکا را درگیر یک نبرد فرسایشی می‌کند، بلکه می‌تواند به سرعت به یک بحران منطقه‌ای با تبعات اقتصادی جهانی تبدیل شود. همین واقعیت سبب شده که حتی در محافل نظامی غرب نیز چنین گزینه‌هایی عمدتاً در قالب سناریوهای بسیار پرریسک و «آخرین راه‌حل» مورد بحث قرار گیرند.
در این چارچوب، پرسش اصلی این است: اگر هزینه‌های چنین اقدامی تا این اندازه سنگین و امکان تداوم آن تا این حد دشوار است، چرا ترامپ اساساً این موضوع را مطرح می‌کند؟
پاسخ را باید در وضعیت امروز راهبرد فشار آمریکا جست‌وجو کرد. هنگامی که ابزارهای متعارف فشار، پس از دوره‌ای طولانی، نتوانند نتیجه مطلوب ایجاد کنند، گاهی سیاستمداران به سمت طرح تهدیدهای بزرگ‌تر اما کم‌باورتر حرکت می‌کنند. به عبارت دیگر، هرچه اثربخشی گزینه‌های موجود کاهش می‌یابد، دامنه تهدیدهای لفظی افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، تهدید دیگر الزاماً محصول اعتماد به نفس راهبردی نیست؛ گاه نشانه‌ای از دشواری دستیابی به اهداف از مسیرهای پیشین است.
ترامپ در حالی از «تصرف خارک» سخن می‌گوید که مخاطب اصلی این تهدید، یعنی ایران، به‌خوبی از پیچیدگی‌ها و هزینه‌های چنین سناریویی آگاه است. اگر طرف مقابل احتمال اجرای یک تهدید را بسیار پایین ارزیابی کند، کارکرد بازدارندگی آن کاهش می‌یابد. در واقع، تهدید زمانی مؤثر است که از منظر مخاطب «باورپذیر» باشد. تهدیدی که بیش از حد پرهزینه، غیرعملیاتی یا فاقد پشتوانه اجرایی به نظر برسد، ممکن است نه‌تنها موجب امتیازدهی نشود، بلکه به تضعیف اعتبار تهدیدکننده نیز بینجامد.
از همین زاویه، طرح سناریویی مانند تصرف خارک می‌تواند پیامدهای منفی برای جایگاه آمریکا در افکار عمومی جهانی نیز به همراه داشته باشد. قدرت‌های بزرگ، بخشی از نفوذ خود را نه فقط از توان نظامی، بلکه از «اعتبار راهبردی» کسب می‌کنند؛ یعنی این تصور که میان تهدیدها، محاسبات و توان اجرایی آنان تناسب وجود دارد. هنگامی که گزاره‌هایی مطرح شوند که از نظر بسیاری از ناظران بین‌المللی فاقد امکان اجرای پایدار یا دارای هزینه‌های نامتعارف باشند، این خطر به وجود می‌آید که قدرت بازدارندگی به جای تقویت، دچار فرسایش شود.
به بیان دیگر، اگر پس از بیش از صد روز فشار و اقدام نظامی مستمر، یکی از برجسته‌ترین گزینه‌های مطرح‌شده به سناریویی با هزینه‌های بسیار بالا و شانس اجرای محدود تقلیل پیدا کند، این باور به‌صورت طبیعی شکل می‌گیرد که آمریکا فاقد ابزارهای مؤثر و واقع‌بینانه برای وادار سازی ایران به پذیرش خواسته هایش شده است. در چنین شرایطی، تهدید تصرف خارک بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، به‌عنوان بازتابی از محدود شدن گزینه‌های عملی و دشوار شدن مسیر دستیابی به اهداف سیاسی تعبیر خواهد شد.


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ترامپ / فشار حداکثری / نفت ایران / خارک / جزیره خارک / راهبرد آمریکا / اعتبار راهبردی