شناسه خبر : 181060
تاریخ انتشار : دوشنبه 18 تیر ساعت 15:57
زنده داشتن تشیع با کیمیای شعر آیینی

نورنیوز در گفت و گو با «محمود حبیبی کسبی» ابعاد شعر آیینی را بررسی می‌کند؛

زنده داشتن تشیع با کیمیای شعر آیینی

پرداختن به واقعه عاشورا باعث زنده ماندن مکتب تشیع در روزگار سخت تاریخی مثل روزگار غزنویان و سلجوقیان شده است؛ یعنی دوره ای که شیعه در محرومیت یا فرار و گریز از دست مأموران حکومتی بوده است. در این ادوار است که اتفاقاً مکتب تشیع با بیان معارف عاشورایی در قالب شعر آیینی، زنده مانده است.

نورنیوز- گروه فرهنگی: با وجود ریشه چند هزار ساله ادب آیینی در ایران هنوز هم دغدغه درستی و سلامت آن در فکر و ذهن بسیاری از ادیبان این مرز و بوم وجود دارد. به علاوه نسبت گونه‌های مختلف ادب ایرانی با ادبیات آیینی که ریشه دینی دارد تا حد زیادی واکاوی نشده است. به همین دلیل در ایام عزای حسینی و به منظور پاسداشت یکی از شعائر بزرگ مذهبی در گفتگویی با «محمود حبیبی کسبی»،‌ شاعر آیینی، به واکاوی ضعف ها و قوت های این ژانر پرطرفدار ادبی در ایران پرداخته‌ایم.

  انتظاری که می‌توانیم از ادبیات آیینی داشته باشیم  چیست؟ آیا ادبیاتی در جهت زنده نگاه داشتن یک خاطره دینی است و یا وجه ادبی و هنری بخشیدن  به یک واقعه تاریخی؟ شاید هم معاصرسازی و کارآمدسازی یک امر تاریخی است؟ نگاهتان به این حوزه چیست؟

نظرها در این زمینه متفاوت است. برخی وظیفه شاعر را بیان مناقب و مراثی حضرات معصومین(ع) می‌دانند اما عده‌ای دقیقاً مقابل این جریان قرار گرفته‌اند و می‌گویند اساساً این که یک اثر ادبی موضوع شیعی و آیینی داشته باشد مهم نیست. مهم این است که آن شاعر موضع دینی داشته باشد. من خیلی قائل به این مسئله نیستم و معتقدم شعر اهل بیت(ع) و شعر آیینی  باید  به موضوع تشیع و باورهای شیعی بپردازد. حالا اگر ما بتوانیم از فرهنگ شیعی برآمده از گفتار و رفتار دینی ائمه هدی(ع) موضع دینی هم بیرون بکشیم و به شعر عاشورایی، علوی و فاطمی اضافه کنیم بهتر است. به اعتقاد من اگر اینها در هم آمیخته شود نمونه متعالی شعر شیعی تحقق می‌یابد ولی اولویت و ارجحیت با موضوع شیعی است چرا که اگر موضوع اهل بیت(ع) نباشند موضع دینی می‌تواند به علیه خودش هم بدل شود و اما عاشورا برای ما صرفاً یک خاطره گمشده در قرون گذشته نیست. علی ابن ابی طالب(ع) و رفتار و گفتار او صرفاً یک شخصیت اسطوره‌ای گمشده در کوچه‌های مه آلود تاریخ نیست. برای معتقدین به مکتب تشیع و به تبع آن شاعری که به مکتب تشیع معتقد است امام حی و حاضر است و پرداختن به رفتار و گفتار و عملکرد او در روزگار زندگی شاعر نیز موضوعیت دارد بنابراین شعر آیینی هم همین طور است ما نمی‌توانیم بگوییم این که صرفاً به لحاظ تاریخی و مقتلی به عاشورا بپردازیم این فقط شعر عاشورایی است. جمیع این موارد می‌تواند تصویر تمام نمایی از مکتب عاشورا و مکتب تشیع را به منصه ظهور بگذارد.

  نقش مؤلفه‌های هویت ایرانی نظیر علاقه به ژانر حماسه را در شکل‌‌گیری ادبیات آیینی ایران چگونه تحلیل می کنید؟

اساساً در طول تاریخ شعر اهل بیت(ع) به طور ویژه در شعر علوی و شعر عاشورایی حماسه جایگاه ویژه‌ای دارد آن هم به خاطر این که قشر عمده‌ای از اسطوره‌های ما اسطوره‌های حماسی هستند که سرآمد آنها شاهنامه است. این پیش درآمد ذهنی که اساساً مخاطب فارسی زبان از شاهنامه و حماسه‌های منظوم و منثور داشت باعث شد که فرهنگ علوی و عاشورایی را برای همخوان شدن با این پیش‌زمینه ذهنی از شخصیت های اسطوره‌ای ایرانی مناسب ببیند. بنابراین خیلی از ذهنیت های خود از شخصیت های اسطوره‌ای را بعد از اسلام در شخصیت های اسلامی جست و جو کرد. شاید یکی از دلایلی هم که ایرانیان به علی(ع) و اولاد او روی خوش نشان دادند این باشد که آنچه از فرهنگ آل علی برمی‌آمد با پیش زمینه ذهنی ایرانیان همخوان‌تر بود. در طول تاریخ در قصائد و مدیحه‌های علوی این جنگاوری ها و رشادت ها و در واقع خوانش حماسی از شخصیت علوی دیده می‌شود. همین طور هم یکی از گرایش های شعر عاشورایی نگاه حماسی به واقعه عاشورا است که از دیرباز تا امروز بسیار به آن پرداخته شده است. لذا نگاه حماسی به ائمه هدی(ع) در ادبیات فارسی بسیار دیده می‌شود مخصوصاً در روزگار ما با درآمیختن فرهنگ عاشورایی و شعر دفاع مقدس و به نوعی الگوگیری فرهنگ دفاع مقدس از فرهنگ عاشورا این نگاه حماسی به  شخصیت های عاشورایی جدی‌تر شد و به همین دلیل در روزگار ما می‌بینیم که گونه‌ای جدی از  شعر عاشورایی پدید آمده که شعر حماسی است، گونه‌ای که شاید در آثار پیشینیان کمتر با آن مواجه بودیم.


کسبی

چرا عاشورا به عنوان نقطه عطف ادبیات آیینی ایران شناخته شد؟

چون دراماتیک‌تر است. در بقیه تاریخ تشیع ما اتفاقی که مثل عاشورا به خودی خود دراماتیزه شده باشد نداریم؛ یعنی در زندگانی نبی مکرم اسلام(ص)، در زندگانی حضرت صدیقه طاهره(س) تا حضرت صاحب الزمان(عج) داستانی که دقیقاً مثل یک قصه پر فراز و نشیب نوشته شده باشد عاشورا است. این واقعه شگرف و عجیبی که در تاریخ تشیع اتفاق افتاده به خودی خود قابلیت آن را دارد که هنرمند به آن بپردازد و بدون این که زحمت زیادی بکشد خود بافت روایی و تاریخی عاشورا آماده برداشت هنری است. به همین دلیل است که با وجود اطلاعات زیادی که از زندگانی باقی حضرات معصومین(ع) داریم در زندگانی هیچ کدام از این بزرگواران چنین اتفاق بزرگی که در آن حماسه و عرفان و زندگی و مرگ و شهامت و رشادت و شادی و غم با هم درآمیخته باشد نداریم. بنابراین فرهنگ عاشورا باعث شد که چه شاعران عرب چه شاعران فارسی زبان بسیار به آن بپردازند و علاوه بر مهیا بودن و مناسب بودن عاشورا برای کار هنری و ادبی.

 نکته دیگر این است که اساساً پرداختن به عاشورا در ادوار تاریخی خاصی مکتب تشیع را زنده نگاه داشته است. به این دلیل که مدح امیرالمؤمنین(ع) در بین اهل تسنن هم رواج داشته است بسیاری از مدایح مشهوری که ما امروزه می‌خوانیم برخی شاید سروده اهل تسنن باشد. اما آنچه می‌توان گفت شاعران شیعی نگاه خاص‌تری  به آن داشتند فرهنگ عاشورا است. بله شاعران اهل سنت هم بعضاً به عاشورا نگاه گذرا داشته‌اند ولی بهترین آثار عاشورایی متعلق به شاعران شیعه است. در ادواری پرداختن به واقعه عاشورا باعث زنده ماندن مکتب تشیع در روزگار سخت تاریخی مثل روزگار غزنویان و سلجوقیان بوده است که شیعه در محرومیت و فرار و گریز از دست مأموران حکومتی بوده. این ادوار ادواری است  که اتفاقاً مکتب تشیع با بیان معارف عاشورایی زنده مانده و به دست نسلهای بعدی رسیده است.

  چگونه می‌توانیم ادبیات آیینی را از مخاطرات مربوط به ادبیات ایدئولوژیک و تبلیغی حفظ کنیم؟

  آنچه که ما امروزه به آن ادبیات آیینی می‌گوییم گستره بسیطی است که مضامین و مفاهیم مختلفی را در خودش جای داده است؛ از مضامین توحیدی و مدح و مرثیه معصومین(ع) تا مضامین مربوط به جبهه مقاومت. اما اگر مقصود شما از ادبیات آیینی شعر اهل بیت(ع) است خوب بله شعر اهل بیت(ع) آن هم در روزگار ما این مخاطره و دامگه درافتادن به ورطه ایدئولوژی را دارد و در طول قرن اخیر جدی‌تر با این موضوع مواجه بوده است. دلیلش این است که در قرن اخیر، با توجه به وقوع انقلاب اسلامی و پیش از آن نهضت امام(ره) که منجر به انقلاب شد اعتقادات مذهبی و کنش های سیاسی در هم آمیخته شدند و به همین دلیل این موقعیت به وجود آمد که شعر آیینی و اهل بیتی کاملاً به ورطه سیاست ئ ایدئولوژی بیفتد. حالا این که آیا اساساً در‌آمیختن ادبیات با ایدئولوژی ممدوح است یا نه، چیز بدی است و باعث تنزل و نزول ادبیات می‌شود یا نه، خیلی بحث گسترده‌ای است. به جهت این که در تاریخ ادبیات جهان ادبیات ایدئولوزیک هم نمونه‌های موفقی دارد و هم نمونه‌های غیرموفق. نمونه بارز آن ادبیات ایدئولوژیک روسها پس از انقلاب اکتبر است که براساس این هنر ایدئولوژیک بعضاً آثار درخشانی خلق شد اما از ذات و ماهیت هنر فاصله گرفت. اعتقاد بنده این است که درآمیختن شعر اهل بیت(ع) با ایدئولوژی های سیاسی همان قدر که فرصت است می‌تواند مخرب و تهدید هم باشد. بنابراین باید به صورت عمیق بررسی شود که شعر اهل بیت(ع) از چه منظرهایی می‌تواند با اعتقادات برآمده از ایدئولوژی در روزگار ما همراه شود تا فرهنگ اهل بیت(ع) تخریب نشود.

 


نورنیوز
نظرات

نام و نام خانوادگی

آدرس ایمیل

نظر شما

X
آگهی تبلیغاتی