هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل در شرایطی آغاز میشود که رفتار گزینشی آمریکا، ناکارآمدی نهادهای بینالمللی و پیامدهای جنگ رمضان، ضرورت بازنگری در نظم جهانی و گذار از یکجانبهگرایی به چندجانبهگرایی را بیش از گذشته آشکار کرده است.
نورنیوز-گروه بینالملل: هشتاد و یکمین نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در حالی با حضور مقامات و نمایندگان کشورهای مختلف جهان آغاز به کار میکند که این دوره، بیش از هر زمان دیگری، با چالشهای جدی در زمینه اعتبار، کارآمدی و استقلال نهادهای بینالمللی همراه است. از یک سو، آمریکا با رفتارهای گزینشی و غیرمسئولانه خود در قبال کشورها و شخصیتهای حاضر در اجلاس، بار دیگر صلاحیتش برای میزبانی نهادهای جهانی را زیر سؤال برده و از سوی دیگر، سازمان ملل متحد در طول یک سال گذشته کارنامهای ضعیف و ناتوان در ایفای مسئولیتهای بینالمللی از خود به نمایش گذاشته است. در این میان، جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ رمضان، با اتکا به ظرفیتهای نظامی، دیپلماتیک، مردمی و رسانهای، الگویی متفاوت از ایستادگی در برابر یکجانبهگرایی و حرکت به سوی نظم چندجانبهگرا ارائه کرده است.
نشست امسال در شرایطی برگزار میشود که آمریکا، بهعنوان کشور میزبان، با رویکردی گزینشی در صدور روادید، عملاً اصل بیطرفی و تسهیل حضور نمایندگان کشورها را با چالش مواجه کرده است. ممانعت از حضور محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، و اعمال محدودیتهای غیرقانونی علیه هیئت ایرانی، از جمله اقداماتی است که ماهیت سلطهگرایانه سیاستهای واشنگتن را آشکار میکند.
این رفتارها در کنار خروج آمریکا از نهادهای حقوق بشری و بشردوستانه، از جمله شورای حقوق بشر، و اعمال تحریم علیه دیوان کیفری بینالمللی و سازمان عفو بینالملل، تصویری از رویکردی ارائه میدهد که در آن، قواعد بینالمللی تا زمانی مورد حمایت قرار میگیرند که با منافع آمریکا تعارض نداشته باشند. از این منظر، یکی از مباحث قابل طرح در نشست امسال میتواند ضرورت بازنگری در محل استقرار نهادهای بینالمللی و بررسی انتقال مقر سازمان ملل به کشوری مستقل و بیطرف باشد.
سازمان ملل؛ از مرجع صلح جهانی تا گروگان ملاحظات قدرت
کارنامه یکساله سازمان ملل متحد، از مجمع عمومی و شورای امنیت تا نهادهای وابسته در حوزه انرژی اتمی، حقوق بشر و اقتصاد، پرسشهای جدی درباره میزان استقلال و کارآمدی این ساختارها ایجاد کرده است. رفتارهای گزینشی، فاصله گرفتن از اصول حقوق بینالملل و ناتوانی در مقابله با تجاوزگریها، اعتبار نهادهایی را تضعیف کرده که فلسفه وجودی آنها حفظ صلح، امنیت و عدالت در عرصه جهانی است.
شورای امنیت طی یک سال گذشته، در برابر تجاوزات و اشغالگریهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، از فلسطین تا ایران، نتوانسته است اقدام مؤثری متناسب با مسئولیتهای خود انجام دهد. در مقابل، در مواردی به جای تمرکز بر متجاوزان و عاملان جنایت، مسیر صدور قطعنامهها و پروندهسازی علیه کشورهای آسیبدیده و اشغالشده را در پیش گرفته است.
بازگشایی پرونده تحریمی ایران، با وجود پایان یافتن دوره زمانی قطعنامه ۲۲۳۱ در اکتبر ۲۰۲۵ و تأکید بر عادیشدن موضوع هستهای ایران، نمونهای از این رویکرد سیاسی تلقی میشود. صدور قطعنامه علیه مقاومت فلسطین و یمن و عملکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قبال حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به تأسیسات هستهای ایران نیز از جمله موضوعاتی است که انتقادهای جدی درباره استقلال نهادهای بینالمللی برانگیخته است.
در حوزه اقتصادی نیز ناتوانی نهادهای سازمان ملل در مقابله با تحریمها و تروریسم اقتصادی آمریکا علیه کشورهای مختلف، بخش دیگری از بحران کارآمدی این سازمان را نمایان میسازد. سازمان ملل متحد در سالگرد تأسیس خود، به جای آنکه نماد اقتدار حقوق بینالملل باشد، با پرسشهای فزایندهای درباره مسئولیتپذیری و عملکرد خود روبهرو است.
جنگ رمضان؛ ایران و بازتعریف معادلات قدرت جهانی
نشست امسال در شرایطی برگزار میشود که جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ رمضان، جایگاهی متفاوت در معادلات منطقهای و بینالمللی پیدا کرده است. اگرچه آمریکا تمامی ظرفیتهای تبلیغاتی خود را برای منزویسازی ایران به کار گرفته، تجاوز نظامی واشنگتن و رژیم صهیونیستی نهتنها بیاعتمادی به ساختارهای سلطه را افزایش داد، بلکه ظرفیتهای ایران در حوزه مقاومت، استقلال و بازدارندگی را نیز برجسته کرد.
وقوع جنایاتی همچون حمله به مدرسه میناب و لامرد، به شهادت رساندن رهبر معطم انقلاب و کشتار گسترده غیرنظامیان، بار دیگر چهره ضدحقوقبشری آمریکا و رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت. اهمیت این تحولات زمانی بیشتر میشود که این اقدامات در میانه مذاکرات رخ داد و ادعای پایبندی قدرتهای غربی به دیپلماسی و حقوق بشر را با پرسشهای جدی مواجه کرد.
ایران با تکیه بر میدان، دیپلماسی، مردم و رسانه، الگوی جدیدی از مقابله با نظام سلطه را به نمایش گذاشت. تجربه جنگ رمضان نشان داد که بومیسازی امنیت، انسجام ملی و اتکا به ظرفیتهای داخلی میتواند محاسبات قدرتهای متجاوز را با چالش مواجه کند. در حوزه اقتصادی نیز ایران با مقابله با فشارهای ناشی از محاصره و تحریم، ظرفیت تابآوری خود را نشان داد؛ درحالیکه ترازهای مالی، افزایش هزینههای انرژی و فشارهای اقتصادی، آسیبپذیریهای ساختاری اقتصاد آمریکا را برجستهتر کرده است.
در چنین شرایطی، ایران برای شماری از کشورهایی که در پی استقلال سیاسی و اقتصادی و مقابله با نظام سلطه هستند، به الگو تبدیل شده است. تحولات و همکاریهای شکلگرفته در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و بریکس نیز نشانهای از تلاش برای تقویت مناسبات چندجانبه و کاهش وابستگی به ساختارهای تحت نفوذ غرب به شمار میرود.
آزمون بزرگ جهان؛ پایان یکجانبهگرایی یا تکرار سرنوشت جامعه ملل؟
تحولات یک سال گذشته نشان میدهد آمریکا، برخلاف تصویری که از خود بهعنوان مدافع صلح، آزادی، عدالت و حقوق بشر ارائه میکند، در بسیاری از بحرانهای جهانی، خود یکی از بازیگران اصلی تنش و ناامنی بوده است. تحولات غرب آسیا، جنایات آمریکا و رژیم صهیونیستی، جنگ اوکراین، ربایش رئیسجمهور قانونی ونزوئلا، اعمال تحریمها و تعرفههای اقتصادی علیه کشورها، تلاش برای پیشبرد اشغالگری رژیم صهیونیستی در چارچوب طرحهای مرتبط با شورای صلح غزه، مذاکرات لبنان و تلآویو، تجاوز نظامی به ایران، رفتارهای غیرانسانی با پناهجویان و تحریم نهادهای حقوق بشری، تنها بخشی از این روند به شمار میرود.
مجموعه این تحولات، ضرورت بازنگری در ساختار نظم جهانی را بیش از گذشته آشکار کرده است. جهان امروز به نظمی چندجانبهگرا نیاز دارد که ضمن مقابله با سلطهطلبی قدرتهای بزرگ، بتواند حقوق بینالملل و اعتبار نهادهای جهانی را احیا کند؛ نظمی که در آن، معیارهای حقوقی برای همه کشورها یکسان باشد و امنیت جهانی به ابزار تأمین منافع قدرتهای سلطه جو تبدیل نشود.
هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، آزمونی مهم برای کشورها و خود این سازمان است؛ آزمونی که نشان خواهد داد آیا ارادهای واقعی برای مقابله با یکجانبهگرایی، اصلاح ساختارهای بینالمللی و بازگرداندن حقوق بینالملل به جایگاه اصلی آن وجود دارد، یا آنکه روند کنونی ادامه خواهد یافت؛ روندی که در صورت تداوم، میتواند سازمان ملل متحد را با سرنوشتی مشابه جامعه ملل، یعنی از دست رفتن اعتبار و کارآمدی در مواجهه با بحرانهای جهانی، روبهرو کند.