نورنیوز https://nournews.ir/n/347513
کد خبر: 347513
31 شهریور 1405
نورنیوز در سالگرد آغاز جنگ تحمیلی هشت ساله بررسی می‌کند

پیروزی فقط با مردم ممکن است


جنگ را تنها سلاح‌ها نمی‌برند؛ ملت‌ها می‌برند. قدرت نظامی می‌تواند از مرزها دفاع کند، دیپلماسی می‌تواند میدان سیاست را مدیریت کند، اما ایران هر زمان توانسته است مردم را به بزرگ‌ترین سرمایه امنیت ملی تبدیل کند، از دشوارترین بحران‌ها عبور کرده است؛ و هر راهبردی برای آینده نیز، ناگزیر باید از همین نقطه آغاز شود؛ از تاب‌آوری ملی به عنوان ستون اصلی قدرت ایران.

نورنیوز- گروه سیاسی: از وقوع جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، اکنون 46 سال می‌گذرد. تقریباً نیم قرن پیش، صدام حسین،‌ دیکتاتور خودشیفته عراق، با توسل به بهانه‌هایی واهی، به ایران لشکرکشی کرد و مناطق وسیعی از کشورمان را مورد تجاوز قرار داد و آتش جنگی هشت ساله را شعله‌ور کرد. او به رغم حمایت‌های همه‌جانبه‌ای که از قدرت‌های برتر جهانی و منطقه‌ای دریافت کرد، آخرالامر به شکستی راهبردی دچار شد و توهمات توسعه‌طلبانه‌اش در قبال ایران نقش بر آب شد.
اما اکنون با گذشت سال‌ها از آن جنگ تجاوزکارانه و تحمیلی، و در شرایطی که ایران بار دیگر در معرض دو جنگ تحمیلی دیگر قرار گرفته است می‌توان این سئوال مهم را در میان آورد که عامل اصلی پیروزی ایران در دفاع هشت ساله چه بود؟ و چه درس‌هایی از آن نبرد افتخارآمیز میهنی و ملی برای وضعیت جنگ امروز کشور می‌توان آموخت؟

دفاع مقدس و  تاب‌آوری ملی  

 جنگ‌ها همیشه در میدان نبرد آغاز می‌شوند، اما کمتر جنگی تنها در میدان نبرد پایان می‌یابد. سرنوشت نهایی هر جنگ را آن کشوری رقم می‌زند که بتواند بیش از دشمن، جامعه خود را در برابر فشارها، فرسایش‌ها و نااطمینانی‌ها مقاوم نگه دارد. به همین دلیل، اگر بخواهیم از میان همه عوامل پیروزی در جنگ، یک عامل را «کلید نهایی» بنامیم، بیراه نیست اگر از مفهوم «تاب‌آوری ملی» سخن بگوییم؛ همان ظرفیتی که مردم را قادر می‌کند زیر فشار جنگ، زندگی، امید، تولید، مشارکت و اراده ملی را حفظ کنند.
هفته دفاع مقدس و سالگرد آغاز جنگ تحمیلی، فرصتی برای بازخوانی همین حقیقت راهبردی است. امروز که ایران در تقابل با آمریکا و اسرائیل قرار دارد و جنگ از شکل کلاسیک خود به ترکیبی از نبرد نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی، سایبری و روانی تبدیل شده است، بازگشت به تجربه دفاع مقدس بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد؛ نه برای تکرار گذشته، بلکه برای استخراج درس‌هایی که می‌تواند آینده را بسازد. دفاع مقدس، بیش از آنکه خاطره یک جنگ باشد، حافظه ملی ایران برای زیستن در شرایط بحران است.
ایران در شهریور ۱۳۵۹ وارد جنگی شد که از بسیاری جهات نابرابر بود. انقلاب اسلامی هنوز دو سال بیشتر عمر نداشت، بسیاری از نهادهای حکمرانی در حال شکل‌گیری بودند، ارتش در حال بازسازی بود، سپاه تجربه سازمان‌یافته امروز را نداشت و اقتصاد کشور نیز از تبعات انقلاب فاصله نگرفته بود. در مقابل، رژیم بعث عراق از حمایت گسترده قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای برخوردار بود؛ از تسلیحات و اطلاعات گرفته تا حمایت سیاسی و مالی.
اگر معیار صرفاً موازنه تجهیزات بود، نتیجه جنگ باید چیز دیگری می‌شد. اما آنچه معادله را تغییر داد، ظرفیت جامعه ایران برای تبدیل جنگ به یک مسئله ملی بود. مردم تنها تماشاگر جنگ نبودند؛ بخشی از توان دفاعی کشور شدند. از جبهه تا کارخانه، از روستا تا شهر، از دانشگاه تا مسجد، شبکه‌ای از مشارکت اجتماعی شکل گرفت که امکان ادامه مقاومت را فراهم کرد. این همان معنای واقعی تاب‌آوری است؛ توان جامعه برای حفظ انسجام و ادامه حیات در شرایطی که دشمن می‌کوشد اراده جمعی را فرسوده کند.
پیروزی ایران در دفاع مقدس تنها جلوگیری از اشغال سرزمین نبود. مهم‌تر از آن، ناکام گذاشتن هدف سیاسی دشمن بود؛ هدفی که می‌خواست جمهوری اسلامی را وادار به تسلیم یا فروپاشی کند. سال‌ها بعد نیز جامعه جهانی عراق را آغازگر جنگ شناخت؛ نتیجه‌ای که بدون مقاومت هشت‌ساله هرگز حاصل نمی‌شد.

  میدان‌ها تغییر کرده‌اند، منطق جنگ نه

امروز ایران در شرایطی متفاوت قرار دارد. جنگ دیگر فقط با تانک و هواپیما تعریف نمی‌شود. حملات نظامی، ترور، خرابکاری، تحریم اقتصادی، عملیات رسانه‌ای، جنگ شناختی، فشار بر بازار، حمله به زیرساخت‌ها و تلاش برای ایجاد آشوب انتظاری، همه اجزای یک جنگ ترکیبی هستند. این تفاوت مهمی با دهه شصت است. دشمن امروز بیش از آنکه به دنبال تصرف خاک باشد، به دنبال فرسایش جامعه است؛ جامعه‌ای که اگر امید، اعتماد و انسجام خود را از دست بدهد، حتی بدون شکست نظامی نیز آسیب می‌بیند.
به همین دلیل، مهم‌ترین شباهت امروز با دفاع مقدس، نه شکل جنگ، بلکه موضوع مقاومت است. همان‌گونه که در دهه شصت هدف شکستن اراده مردم بود، امروز نیز نبرد اصلی بر سر اراده ملی است. تاب‌آوری ملی در این جنگ، یعنی جامعه بتواند همزمان فشار اقتصادی را تحمل کند، اخبار و عملیات روانی را مدیریت کند، اختلاف‌های داخلی را به شکاف ملی تبدیل نکند و همچنان احساس کند آینده قابل ساختن است.
یکی از مهم‌ترین درس‌های دفاع مقدس این است که قدرت ملی فقط در میدان نظامی تولید نمی‌شود. ایران در طول جنگ، هم تجربه مقاومت نظامی را اندوخت و هم تجربه مدیریت سیاسی جنگ را. از اداره کشور در شرایط بمباران تا سازماندهی اقتصاد جنگ، از دیپلماسی منطقه‌ای تا پیگیری حقوقی تجاوز عراق، همه بخشی از حافظه راهبردی کشور شدند. امروز نیز ایران به هر دو حافظه نیاز دارد؛ حافظه جنگی و حافظه مذاکراتی.
حافظه جنگی یعنی شناخت شیوه‌های مقاومت، حفظ انسجام اجتماعی، تقویت توان دفاعی، آمادگی برای شرایط فرسایشی و جلوگیری از غافلگیری. حافظه مذاکراتی نیز به همان اندازه اهمیت دارد. تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است که دیپلماسی در منطق جمهوری اسلامی، جایگزین قدرت دفاعی نیست؛ مکمل آن است. هیچ مذاکره موفقی بدون پشتوانه قدرت ملی شکل نمی‌گیرد و هیچ قدرت نظامی پایداری نیز بدون ابتکار سیاسی و دیپلماتیک نمی‌تواند دستاوردهای خود را تثبیت کند. در جنگ امروز نیز میدان نظامی و میدان دیپلماسی دو جبهه جداگانه نیستند؛ دو بازوی یک راهبرد واحد برای دفاع از منافع ملی‌اند.

مردم، بزرگ‌ترین سرمایه جنگ

دفاع مقدس یک حقیقت را برای همیشه در حافظه ایران ثبت کرد: مردم فقط پشت جبهه نیستند؛ خود جبهه‌اند. اگر امروز از تاب‌آوری ملی سخن می‌گوییم، معنایش این نیست که جامعه صرفاً سختی‌ها را تحمل کند. تاب‌آوری زمانی پایدار می‌شود که مردم احساس مشارکت، اعتماد و دیده شدن داشته باشند. حکمرانی در شرایط جنگ، بیش از هر زمان دیگری نیازمند سرمایه اجتماعی، روایت صادقانه، عدالت در توزیع فشارها و حفظ امید عمومی است.
هیچ جامعه‌ای با فرسایش اعتماد، تاب‌آور نمی‌ماند. همان‌گونه که هیچ کشوری بدون مشارکت مردم، جنگی طولانی را مدیریت نمی‌کند. از این منظر، دفاع مقدس به ما می‌آموزد که قدرت ملی تنها حاصل موشک و سامانه دفاعی نیست؛ حاصل پیوند مردم با سرنوشت کشور است. هر اقدامی که این پیوند را تقویت کند، بخشی از توان دفاعی کشور است و هر عاملی که آن را تضعیف کند، خواه ناخواه به سود راهبرد فرسایشی دشمن عمل می‌کند.
سالگرد آغاز جنگ تحمیلی نباید فقط مراسم یادبود گذشته باشد. دفاع مقدس یک تجربه تاریخی است، اما درس‌های آن متعلق به امروز و فرداست. امروز ایران در برابر جنگی ایستاده که ابزارهایش پیچیده‌تر شده، اما منطق آن تغییر نکرده است؛ دشمن همچنان می‌خواهد اراده ملی را درهم بشکند و هزینه مقاومت را از درون جامعه افزایش دهد. پاسخ به این راهبرد نیز همان اندازه که به ابتکارهای نظامی، فناوری‌های دفاعی و دیپلماسی فعال نیاز دارد، به بازسازی و تقویت تاب‌آوری ملی وابسته است.
اگر دفاع مقدس هشت‌ساله یک پیام ماندگار برای امروز داشته باشد، این است که جنگ را تنها سلاح‌ها نمی‌برند؛ ملت‌ها می‌برند. قدرت نظامی می‌تواند از مرزها دفاع کند، دیپلماسی می‌تواند میدان سیاست را مدیریت کند، اما آنچه همه این ظرفیت‌ها را به پیروزی پیوند می‌دهد، جامعه‌ای است که امید، انسجام و اراده مقاومت خود را حفظ کرده باشد.  ایران هر زمان توانسته است مردم را به بزرگ‌ترین سرمایه امنیت ملی تبدیل کند، از دشوارترین بحران‌ها عبور کرده است؛ و هر راهبردی برای آینده نیز، ناگزیر باید از همین نقطه آغاز شود؛ از تاب‌آوری ملی به عنوان ستون اصلی قدرت ایران.
 


سرویس: سیاسی
کلید واژگان: ایران / دیپلماسی / مقاومت / امنیت ملی / دفاع مقدس / جنگ تحمیلی / جنگ ترکیبی / سرمایه اجتماعی / هفته دفاع مقدس / توان دفاعی / قدرت ملی / جنگ ایران و عراق / صدام حسین / تاب‌آوری ملی