گسترش رفتارهای موسوم به «ناوگان سایه» در اطراف تنگه هرمز، از خاموش کردن سامانههای رهگیری و تغییر مسیر نفتکشها تا افزایش انتقال کشتیبهکشتی، نشانه تغییر معادلات عبور از این آبراه راهبردی است؛ روندی که با افزایش ریسک بیمه، سوخت و حملونقل، هزینه انرژی و کالا را بالا برده و فشار اقتصادی بر آمریکا و اروپا را تشدید میکند.
نورنیوز-گروه بین الملل:سالها وقتی از «ناوگان سایه» سخن گفته میشد، تصویر مشخصی وجود داشت: نفتکشهایی که برای دور زدن تحریمهای ایران سامانههای رهگیری خود را خاموش میکردند، با پرچمها و مالکیتهای پیچیده حرکت میکردند و در برخی موارد برای انتقال محموله، به عملیات کشتیبهکشتی متوسل میشدند. حالا اما در اطراف تنگه هرمز، تصویری متفاوت در حال شکلگیری است؛ رفتارهایی شبیه همان ناوگان سایه، این بار نه برای دور زدن تحریم ایران، بلکه برای دور زدن ریسک و محدودیتهای عبور از هرمز. روشهایی که زمانی نشانه تلاش ایران برای مقابله با فشار تحریمها معرفی میشد، اکنون در حال ورود به رفتار عادیتر بخشی از تجارت دریایی منطقه است.
گزارش تازه «تلگراف» درباره نفتکش «Singapore Prosperity» نمونهای روشن از این تغییر رفتار است. این نفتکش پس از حرکت به سمت هرمز از سامانههای رهگیری ناپدید شد و دو روز بعد در نزدیکی فجیره دوباره ظاهر شد. چنین رفتاری، یعنی خاموش کردن AIS و حرکت خارج از دید عمومی سامانههای ردیابی، در ادبیات حملونقل نفت یکی از نشانههای شناختهشده فعالیتهای «ناوگان سایه» است. امروز میتوان گفت هراس از ریسکهای جدید هرمز، برخی بازیگران را به استفاده از همان تاکتیکها سوق داده است.
این تحول زمانی معنادارتر میشود که در کنار راهبردی قرار گیرد که محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، حدود دو هفته پیش با عنوان «محاصره کردن محاصره» اعلام کرد. رضایی ۷ سپتامبر گفت ایران در خارج از تنگه هرمز یک «محدوده ممنوعه» ایجاد خواهد کرد و کشتیهایی که با هدف عبور از تنگه وارد این محدوده شوند و بدون هماهنگی با ایران حرکت کنند، در فهرست تحریمی قرار خواهند گرفت. او همچنین از عبور برخی کشتیها در شب و با خاموش کردن فرستندهها برای فرار از حلقه شناسایی ایران سخن گفت.
اینجا معنای «محاصره کردن محاصره» روشنتر میشود. این راهبرد الزاماً به معنای متوقف کردن فیزیکی همه کشتیها نیست. اگر یک کشتی بداند عبور از هرمز میتواند برای مالک، بیمهگر یا خود کشتی تبعات تحریمی ایجاد کند، حتی بدون توقیف یا غرق شدن نیز رفتار آن تغییر خواهد کرد. مسیر عوض میشود، AIS خاموش میشود، زمان عبور تغییر میکند، انتقال کشتیبهکشتی افزایش مییابد و شرکتهای کشتیرانی به دنبال مسیرهایی میروند که ریسک کمتری داشته باشد.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که «هرمز باز است یا بسته؟» سؤال مهمتر این است که عبور از هرمز با چه هزینهای ممکن است؟
دادههای کشتیرانی که رویترز منتشر کرده، کاهش شدید تردد قابل مشاهده از این آبراه را نشان میدهد؛ هرچند به دلیل خاموش کردن AIS، آمار ردیابیشده لزوماً معادل تعداد واقعی عبورها نیست. همزمان، گزارشهای بازار از افزایش مسیرهای جایگزین و تغییر رفتار شرکتهای حملونقل حکایت دارند. در همین فضای پرریسک، نرخ حمل نفتکشهای بزرگ نیز جهش کرده و رویترز گزارش داده سفارش VLCCها در سال ۲۰۲۶ به بیش از ۲۱۷ فروند رسیده و ارزش آنها از ۲۰ میلیارد دلار عبور کرده است؛ بخشی از این افزایش تقاضا به تغییر مسیرهای حمل نفت و طولانیتر شدن سفرها مرتبط دانسته شده است.
این یعنی حتی اگر جریان نفت بهطور کامل متوقف نشود، هزینه عبور میتواند افزایش پیدا کند. بیمه جنگ گرانتر میشود، کشتی باید مسیر طولانیتری طی کند، زمان انتقال بالا میرود، سوخت بیشتری مصرف میشود و گاهی محموله باید در نقطهای دیگر از یک شناور به شناور دیگر منتقل شود. هزینهای که ابتدا در سطح امنیت دریایی ایجاد شده، میتواند به نرخ حمل، قیمت نفت و گاز و در نهایت هزینه کالا منتقل شود. در حال حاضر برنت حدود ۱۰۲ دلار در هر بشکه معامله میشود و قیمت گاز اروپا از حدود ۳۰ یورو به نزدیک ۸۰ یورو به ازای هر مگاواتساعت رسیده است.
این فشار در آمریکا نیز از بازار انرژی به حملونقل و کشاورزی منتقل شده است. میانگین قیمت گازوئیل آمریکا به حدود ۶.۲۹ دلار در هر گالن رسیده؛ رقمی که رویترز آن را عامل افزایش هزینه ماشینآلات کشاورزی و حملونقل و خطر افزایش قیمت مواد غذایی میداند. در اروپا نیز ذخایر گاز حدود ۶۸ درصد ظرفیت گزارش شده و کاهش عرضه LNG خلیج فارس، همزمان با نزدیک شدن فصل سرما، ریسک افزایش بیشتر قیمت گاز را بالا برده است؛ در سناریوی سرمای شدید، قیمت گاز اروپا میتواند به حدود ۲۰۰ یورو/MWh برسد.
در نتیجه، افزایش ریسک هرمز فقط یک مسئله کشتیرانی نیست. سوخت گرانتر، کرایه حمل بالاتر و انرژی گرانتر، هزینه تولید و انتقال محصولات کشاورزی را افزایش میدهد و از طریق زنجیره تأمین به قیمت مواد غذایی منتقل میشود. در آمریکا این فشار در آستانه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ اهمیت بیشتری پیدا میکند و در اروپا، همزمانی آن با فصل سرما میتواند فشار بیشتری بر خانوارها، صنایع و دولتها برای مهار هزینه انرژی ایجاد کند. رویترز نیز افزایش قیمت انرژی و هزینههای حملونقل را از عوامل تشدیدکننده فشار تورمی و اقتصادی ارزیابی کرده است.
از این منظر، آنچه امروز در هرمز دیده میشود یک وارونگی قابل توجه دارد. دیروز به ایران گفته میشد برای دور زدن تحریمها به «ناوگان سایه» متوسل شده است؛ امروز بخش مهمی از تجارت منطقه برای عبور از هرمز به روشهایی شبیه همان ناوگان سایه متوسل میشود. تفاوت مهم اینجاست که در گذشته هدف، پنهان کردن مسیر نفت تحریمشده بود و امروز هدف، کاهش ریسک شناسایی، حمله، توقیف یا اعمال محدودیت در یک مسیر دریایی پرتنش است.
تهدیدهای نظامی، هشدارهای امنیتی، افزایش ریسک بیمه و اختلال عمومی در کشتیرانی از عوامل مهم شکلگیری این روند هستند. بیشک جهت کلی رفتارهای کنونی با منطق اعلامشده در راهبرد «محاصره کردن محاصره» همخوان است: فشار فقط با بستن مسیر ایجاد نمیشود؛ گاهی کافی است هزینه استفاده از مسیر را بالا ببری.
به همین دلیل، اثر راهبرد ایران را نباید فقط با تعداد کشتیهای متوقفشده سنجید. اگر کشتیها برای عبور مجبور به خاموش کردن فرستنده، تغییر مسیر، استفاده از شناور واسطه یا پذیرش بیمه و کرایه بالاتر شوند، بخشی از هدف اقتصادی فشار متقابل در همان زنجیره حملونقل ظاهر شده است.
در این معادله، هرمز ممکن است روی نقشه باز بماند، اما دیگر الزاماً همان هرمز سابق نیست. ناوگان سایهای که زمانی ابزار ایران برای عبور از دیوار تحریمها معرفی میشد، حالا نشانهای از تغییر رفتار تجارت در برابر ریسک تحریمها و محدودیتهای ایران در هرمز شده است؛ یعنی محاصره کردن محاصره، پیش از آنکه در توقف کامل کشتیها دیده شود، میتواند در گرانتر، پرریسکتر و پیچیدهتر شدن عبور از تنگه خودش را نشان دهد؛ اثری که از نرخ نفت و گاز تا گازوئیل، حملونقل، کشاورزی و قیمت غذا امتداد پیدا میکند و آمریکا را در آستانه انتخابات و اروپا را در آستانه فصل سرما با فشار اقتصادی و اجتماعی بیشتری مواجه میسازد.
گسترش رفتارهای ناوگان سایه در اطراف تنگه هرمز، از خاموش کردن سامانه AIS و تغییر مسیر نفتکشها تا انتقال کشتیبهکشتی، ریسک و هزینه عبور از این آبراه راهبردی را افزایش داده است؛ روندی که با بالا بردن هزینه بیمه، سوخت و حملونقل، قیمت نفت، گاز و مواد غذایی را در اقتصادهای آمریکا و اروپا بشدت تحت فشار قرار داده است.