بحران انرژی اروپا بدلیل جنگ در خلیج فارس و دریای سرخ وارد مرحلهای تازه شده است؛ از کمبود سوخت و جهش قیمت گازوئیل در فرانسه تا کاهش ذخایر گاز پیش از زمستان و افزایش ریسک هرمز و بابالمندب. همزمانی این شوکها، هزینه انرژی، حملونقل و کالا را در اروپا تحت فشار قرار داده و شرایط را در آستانه فصل سرما به سمت بحران برده است.
نورنیوز_گروه اقتصادی: جنگهایی که اروپا در آنها طرف مستقیم نیست، حالا به اقتصاد و زندگی روزمره اروپاییها رسیدهاند؛ از گازوئیل گران و کمبود سوخت در فرانسه تا افزایش قیمت گاز و نگرانی درباره تأمین انرژی در زمستان. مسئله دیگر فقط افزایش قیمت نفت نیست؛ اروپا همزمان با چند شوک در نفت، فرآوردههای نفتی، گاز و مسیرهای انتقال انرژی مواجه است؛ شوکهایی که منشأ آنها از اوکراین و روسیه تا تنگه هرمز و بابالمندب امتداد پیدا میکند.
فرانسه تنها یکی از نخستین نشانههای این وضعیت را نشان میدهد. گزارشهای اخیر از اختلال در تأمین برخی جایگاههای سوخت این کشور و افزایش شدید قیمت گازوئیل حکایت دارد. امانوئل مکرون نیز در نشست ۱۸ سپتامبر با رهبران احزاب فرانسوی، افزایش قیمت انرژی را مستقیماً با جنگ اوکراین و بحران خاورمیانه مرتبط دانست و مشخصاً از بستهبودن تنگه هرمز و پیامدهای حملات آمریکا و اسرائیل به ایران سخن گفت. او تأکید کرد که فرانسه در این جنگ مشارکت ندارد، اما پیامدهای اقتصادی آن را تحمل میکند.
اما اگر مسئله فرانسه را تنها از زاویه بنزین و گازوئیل ببینیم، بخش مهمتری از بحران را از دست دادهایم: گاز اروپا.
اروپا در آستانه زمستان امسال با سطح ذخایر پایینتر از معمول وارد میشود. بر اساس گزارش رویترز در ۱۷ سپتامبر، ذخایر گاز اتحادیه اروپا حدود ۶۷ درصد پر است؛ پایینترین سطح برای این مقطع از سال و بسیار کمتر از هدف ۸۰ درصدی اروپا برای ماه دسامبر. شرکتهای فعال در بازار LNG هشدار دادهاند که در صورت سرمای شدید، رقابت اروپا با خریداران آسیایی برای محمولههای گاز میتواند قیمتها را بهشدت افزایش دهد. حتی برآوردهایی درباره احتمال جهش قابلتوجه قیمت LNG در زمستان مطرح شده است.
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که بدانیم بخش مهمی از گاز مورد نیاز اروپا اکنون باید از بازار جهانی LNG تأمین شود. جنگ خاورمیانه و اختلال در تردد از هرمز، صادرات LNG قطر و امارات را محدود کرده و بازار جهانی را تحت فشار قرار داده است. در نتیجه اروپا برای پرکردن مخازن خود باید با آسیا بر سر محمولههای محدود رقابت کند. رویترز گزارش داده که قیمت گاز اروپا در اوایل سپتامبر به حدود ۷۵ یورو به ازای هر مگاواتساعت رسید؛ بیش از دو برابر سطح یک سال قبل و بالاترین میزان از اواخر سال ۲۰۲۲.
ارزیابی رسمی اتحادیه اروپا تأکید میکند که بازار جهانی انرژی در شرایط استثنایی قرار دارد، تولید LNG قطر همچنان مختل است و نوسان قیمتها بالاست.
بنابراین مسئله اصلی ممکن است نه «قطع گاز»، بلکه قیمت گاز و هزینه تأمین آن در یک زمستان سرد باشد. اگر سرمای شدید همزمان با تداوم اختلال هرمز، محدودیت صادرات LNG خلیج فارس و رقابت آسیا برای محمولهها رخ دهد، اروپا برای تأمین گاز ناچار خواهد بود هزینه بیشتری بپردازد. این هزینه نیز فقط در قبض گاز خانوار باقی نمیماند؛ برق، صنایع انرژیبر، تولید کود و مواد غذایی و در نهایت تورم را تحت تأثیر قرار میدهد.
در این میان، تحولات چند روز اخیر در یمن میتواند یک حلقه خطرناک دیگر به این زنجیره اضافه کند. انصارالله روز شنبه از حمله به اهدافی در ریاض خبرداد و عربستان نیز اعلام کرد یک موشک بالستیک شلیکشده به سوی پایتخت را رهگیری کرده است. همزمان گزارشهایی از مشاهده آتش و ستون دود در نزدیکی فرودگاه ریاض منتشر شد؛ هرچند درباره میزان خسارت و برخی ادعاهای مربوط به اهداف حمله، اطلاعات متفاوتی منتشر شده است.
اهمیت این تحول فقط در خود حمله به ریاض نیست. همزمان، آمریکا درباره احتمال تشدید سریع درگیری میان عربستان و انصارالله هشدار داده و ترامپ نیز بازگشت زودهنگام خود از کمپ دیوید به کاخ سفید را در شرایطی انجام داد که گزارشهایی درباره بررسی گزینههای حمله آمریکا به یمن منتشر شده است. با این حال، کاخ سفید علت بازگشت زودهنگام ترامپ را رسماً اعلام نکرده و گزارش مربوط به بررسی گزینههای نظامی نیز باید بهعنوان گزارش رسانهای تلقی شود، نه تصمیم قطعی برای عملیات.
اما اگر این تحول از سطح تهدید و درگیری محدود به یک عملیات نظامی گستردهتر تبدیل شود، مسئله انرژی اروپا میتواند پیچیدهتر شود. بابالمندب دروازه جنوبی دریای سرخ است و ناامنشدن آن میتواند هزینه بیمه و حملونقل را افزایش دهد، مسیر کشتیها را طولانیتر کند و بخشی از جریان انرژی و کالا به اروپا را با اختلال مواجه سازد. اهمیت این موضوع در شرایط فعلی دوچندان است؛ زیرا همزمان تردد کشتی ها از تنگه هرمز تقریبا متوقف است و مسیرهای جایگزین نیز آسیبپذیر شدهاند.
به این ترتیب، سه نقطه جغرافیایی به سه حلقه از بحران انرژی اروپا تبدیل شدهاند: اوکراین و پالایشگاههای روسیه، هرمز و جریان نفت و LNG، و بابالمندب و امنیت حملونقل دریایی. در کنار آنها، سطح پایین ذخایر گاز اروپا یک متغیر چهارم است که میتواند در فصل سرما اهمیت بیشتری پیدا کند.
این همان نقطهای است که بحران انرژی از یک مسئله ژئوپلیتیک به مسئلهای اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشود. حمله به پالایشگاه روسیه ممکن است هزاران کیلومتر دورتر اتفاق بیفتد، اختلال در هرمز در خلیج فارس رخ دهد و درگیری در بابالمندب در جنوب دریای سرخ باشد؛ اما اثر نهایی آنها میتواند در جایگاه سوخت، قبض گاز، قیمت برق، هزینه حمل کالا و قیمت مواد غذایی در اروپا ظاهر شود.
اروپا اکنون با یک شوک واحد مواجه نیست؛ با تجمع شوکها مواجه است. و اگر تحولات یمن از درگیری محدود به رویارویی مستقیمتر تبدیل شود، یکی از معدود مسیرهای باقیمانده برای انتقال انرژی و کالا نیز با ریسک بیشتری روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، زمستان پیشرو برای اروپا فقط یک فصل سرد نیست؛ آزمونی برای توان بازار انرژی این قاره در جذب همزمان چند بحران خواهد بود.