نورنیوز https://nournews.ir/n/346206
کد خبر: 346206
25 شهریور 1405
نورنیوز از پشت پرده نشست نظامی اعراب با آمریکا و اسراییل در آلمان گزارش می دهد؛

رمزگشایی از جلسه محرمانه آلمان؛ ائتلاف برای جنگ، بازار یا انتخابات؟


نشست محرمانه فرماندهان ارشد آمریکا، اسرائیل و هفت کشور عربی در آلمان، فراتر از یک جلسه امنیتی است؛ نشستی که سنتکام اصل برگزاری آن را تأیید کرده، اما انتشار زودهنگام آن توسط آکسیوس، ترکیب شرکت‌کنندگان و بحث درباره افزایش تردد در هرمز، ابهامات و تناقضات جدی درباره پیام سیاسی و رسانه‌ای آن ایجاد کرده است.

نورنیوز-گروه بین الملل: انتشار خبر نشست محرمانه فرماندهان ارشد نظامی آمریکا، اسرائیل و هفت کشور عربی در آلمان را‌ نمی‌توان صرفاً یک جلسه معمول امنیتی تلقی کرد. اصل برگزاری نشست از سوی سنتکام تأیید شده، اما این جلسه پیش از آنکه از سوی کشورهای شرکت‌کننده رسماً اعلام شود، توسط آکسیوس و به نقل از مقام‌های اسرائیلی رسانه‌ای شد. همین نحوه انتشار، در کنار ترکیب کم‌سابقه شرکت‌کنندگان، پرسش‌هایی درباره هدف و کارکرد سیاسی و رسانه‌ای آن ایجاد می‌کند.

ائتلاف جدید یا نمایش ائتلاف موجود؟

در نگاه نخست، نشست آلمان می‌تواند تصویر شکل‌گیری یک ائتلاف منطقه‌ای جدید تلقی شود؛ اما بخش مهمی از این همکاری‌ها رخداد تازه ای نیست. آمریکا و برخی کشورهای عربی سال‌هاست در چارچوب‌های امنیتی مختلف با یکدیگر همکاری دارند و پس از توافق‌های ابراهیم نیز سطح همکاری اسرائیل با برخی دولت‌های عربی افزایش یافته است.
بنابراین آنچه در این نشست بیش از «ایجاد یک ائتلاف جدید» اهمیت دارد، نمایش عمومی یک آرایش امنیتی موجود در مقطع کنونی جنگ است. در واقع ممکن است اتفاق عملیاتی تازه‌ای روی زمین رخ نداده باشد، اما اکنون تصویری از فرمانده ارتش اسرائیل در کنار فرماندهان ارتش عربستان، امارات، مصر، اردن، قطر، بحرین و کویت و فرمانده سنتکام منتشر شده است؛ تصویری که خود می‌تواند پیام سیاسی مستقلی داشته باشد.

آمریکا و اسرائیل به دستاوردی برای عرضه نیاز دارند

زمان انتشار این خبر نیز مهم است. آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای قرار دارد و اسرائیل نیز ۲۷ اکتبر انتخابات برگزار می‌کند. دونالد ترامپ گفته پایان جنگ ایران به بعد از انتخابات موکول خواهد شد و جی‌دی ونس نیز از ورود جنگ به «مرحله‌ای متفاوت» پس از انتخابات سخن گفته است.
در چنین شرایطی، با توجه به اینکه دستیابی به پیروزی با استفاده با جنگ برای آمریکا به هدفی غیر قابل دسترس مبدل شده، ائتلاف‌سازی می‌تواند خود به یک دستاورد سیاسی تبدیل شود؛ حتی اگر در سطح عملیاتی تحول تعیین‌کننده‌ای ایجاد نکرده باشد.
برای اسرائیل نیز مسئله حساس‌تر است. بنیامین نتانیاهو در ۲۷ اکتبر برای یک دوره دیگر نخست‌وزیری رقابت می‌کند و رویترز از فشار سیاسی بر ائتلاف او و نگرانی از شکست انتخاباتی خبر داده است. رخدادی که تقریبا بیشتر نظر سنجی ها آن را تایید می کند.

پیام به کشورهای عربی؛ «تنها نیستید»

این تصویر برای کشورهای عربی نیز مصرف سیاسی و روانی دارد. عربستان در شرایطی با تهدید انصارالله مواجه است که پیش‌تر برای اقدام مستقیم آمریکا علیه یمن درخواست‌هایی مطرح کرده بود، اما واشنگتن از ورود گسترده‌تر به این درگیری پرهیز کرده است.
از سوی دیگر، همکاری‌های دفاعی ریاض با کشورهایی مانند پاکستان و ترکیه الزاماً به معنای ورود آنها به جنگ یمن نیست. بنابراین نشستن فرماندهان عرب در کنار سنتکام و فرمانده ارتش اسرائیل می‌تواند دست‌کم یک پیام اطمینان‌بخش داشته باشد: در برابر تهدیدهای منطقه‌ای، پشتوانه امنیتی و نظامی گسترده‌تری وجود دارد.
این پیام برای دولت‌های عربی مهم است، حتی اگر هنوز به معنای ایجاد ظرفیت عملیاتی کاملاً جدید نباشد.

هرمز؛ نقطه‌ای که روایت آمریکا را به چالش می‌کشد

اما شاید مهم‌ترین تناقض در خود مسئله هرمز باشد. آمریکا طی هفته‌های گذشته تلاش کرده تصویری از بازگشت تدریجی عادی‌سازی شرایط به تنگه هرمز ارائه کند. ترامپ حتی در اواخر اوت گفته بود «تنگه باز است» و آکسیوس از نگاه دولآمریکا در مورد کاهش اهرم ایران در هرمز خبر داده بود.
در مقابل، همین حالا فرمانده سنتکام فرماندهان هشت کشور را در نشستی جمع می‌کند که یکی از موضوعات آن، بنا بر گزارش آکسیوس، طرح افزایش تردد کشتی‌ها در هرمز بوده است. آکسیوس همچنین گزارش کرده که آمریکا همچنان در حال تسهیل عبور کشتی‌هاست و جریان نفت از سطح پیش از جنگ بسیار پایین‌تر مانده است.
این دو تصویر به‌سادگی کنار هم نمی‌نشینند: اگر وضعیت هرمز عادی شده است، چرا برای افزایش تردد کشتی‌ها به هماهنگی نظامی چند کشور نیاز است؟
مسئله فقط هرمز نیست؛ مسئله هزینه‌ای است که به بازار منتقل می‌شود
راهبرد ایران برای افزایش هزینه محاصره‌کننده و فشار انصارالله بر باب‌المندب، حتی بدون توقف کامل همه مسیرهای دریایی، می‌تواند از طریق افزایش ریسک حمل‌ونقل، بیمه و نرخ نفتکش‌ها بر بازار اثر بگذارد.
این همان جنگی است که بخشی از آن در میدان نظامی و بخشی دیگر در ادراک بازار اتفاق می‌افتد. اگر شرکت کشتیرانی، بیمه‌گر یا خریدار نفت احساس کند عبور از یک مسیر پرریسک‌تر شده، هزینه آن را در قیمت محاسبه می‌کند.
برای آمریکا، این مسئله مستقیماً به اقتصاد داخلی وصل می‌شود. میانگین قیمت گازوئیل آمریکا در ۱۰ سپتامبر برای نخستین‌بار از ۶ دلار در هر گالن عبور کرد و برنت نیز بالای ۱۰۰ دلار معامله شد. رویترز افزایش قیمت سوخت را عاملی برای تشدید فشار تورمی و یک چالش سیاسی برای دولت ترامپ و جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات دانسته است.
همزمان، افزایش قیمت انرژی و نگرانی‌های تورمی به بازار اوراق خزانه نیز منتقل شده است؛ بازده اوراق ۱۰ساله آمریکا در روزهای اخیر به نزدیکی ۵ درصد رسیده و بدهی آمریکا نیز از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.
بنابراین آمریکا فقط با یک مسئله نظامی روبه‌رو نیست؛ هرمز و باب‌المندب می‌توانند از مسیر انرژی، حمل‌ونقل، تورم و بازار اوراق، هزینه جنگ را به داخل اقتصاد آمریکا منتقل کنند.
آیا نمایش ائتلاف برای مهار اثر روانی جنگ است؟
از این زاویه، انتشار خبر نشست آلمان می‌تواند کارکرد دیگری نیز داشته باشد: ارسال این پیام به بازار جهانی که هرمز و باب‌المندب در چارچوب یک معماری امنیتی بزرگ‌تر قابل مدیریت‌اند.
تصویر حضور همزمان آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی می‌تواند برای کاهش اثر روانی اقدامات ایران و انصارالله طراحی شده باشد؛ یعنی بازسازی اعتماد به امنیت مسیرهای دریایی، حتی در شرایطی که بخش مهمی از مشکلات عملیاتی این مسیرها همچنان وجود دارد و حتی تشدید شده است.
اما همین اقدام یک تناقض دیگر ایجاد می‌کند: هرچه واشنگتن بیشتر برای اثبات کنترل هرمز نیازمند نمایش ائتلاف باشد، این پرسش بیشتر مطرح می‌شود که چرا اساساً چنین ائتلافی برای مسئله‌ای لازم است که پیش‌تر «عادی» توصیف شده بود.

اسرائیل؛ نقطه قوت یا ریسک جدید؟

حضور اسرائیل می‌تواند مهم‌ترین بخش این معادله باشد. اگر حضور اسرائیل در این سازوکار صرفاً به هماهنگی امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی محدود بماند، می‌توان آن را بخشی از نمایش معماری امنیتی جدید منطقه دانست. اما اگر به هر سطحی از مشارکت عملیاتی در هرمز، باب‌المندب یا حمله به ایران و یمن برسد، اسرائیل بار دیگر به‌صورت مستقیم‌تر وارد میدان منازعه خواهد شد.
در آن صورت، ایران و انصارالله نیز می‌توانند اسرائیل را نه صرفاً یک عضو هماهنگ‌کننده، بلکه طرف مستقیم درگیری تلقی کنند و سطح پاسخ خود را متناسب با آن تغییر دهند.
این سناریو در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر برای نتانیاهو بدون هزینه نیست. یک‌سو امکان عرضه تصویر «ائتلاف منطقه‌ای و قدرت امنیتی» قرار دارد و سوی دیگر، احتمال باز شدن دوباره جبهه‌های مستقیم و افزایش تهدید علیه اسرائیل درست در فاصله کوتاه تا انتخابات.

جلسه آلمان بیش از یک جلسه نظامی است

نشست آلمان را نباید صرفاً با این گزاره توضیح داد که «ائتلافی علیه تغییر موازنه موجود در منطقه تشکیل شده است». بخش قابل توجهی از این همکاری‌ها پیش از این نیز وجود داشته است. اهمیت واقعی نشست در زمان، ترکیب، نحوه انتشار و پیام آن است.
آمریکا و اسرائیل به دستاوردی برای عرضه در داخل نیاز دارند؛ کشورهای عربی به نمایش پشتوانه امنیتی نیازمندند؛ بازار جهانی به اطمینان درباره امنیت هرمز و باب‌المندب نیاز دارد و واشنگتن می‌خواهد اثر روانی افزایش ریسک کشتیرانی را خنثی کند.
اما در دل همین تلاش، یک پارادوکس وجود دارد: ائتلافی که قرار است پیام «کنترل اوضاع» بدهد، خود می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه اوضاع هنوز آن‌قدرها هم عادی نیست.
و مهم‌تر اینکه اگر این نمایش از سطح تصویرسازی و هماهنگی به مشارکت عملیاتی اسرائیل برسد، ممکن است به جای کاهش ریسک، دامنه درگیری را افزایش دهد.
جلسه محرمانه آلمان شاید بیش از آنکه درباره آغاز یک ائتلاف جدید باشد، درباره تلاش برای مدیریت هزینه‌های جنگ؛ در میدان، در بازار و در افکار عمومی باشد؛ تلاشی که امکان موفقیت آن برای ایجاد تعادل میان نیاز آمریکا به نمایش کنترل، نیاز کشورهای عربی به تضمین امنیت و نیاز اسرائیل به دستاورد انتخاباتی بشدت محل ابهام است.
 


منبع: نورنیوز
سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ترامپ / نتانیاهو / تنگه هرمز / قیمت نفت / جنگ ایران و آمریکا / انصارالله یمن / انتخابات آمریکا / جنگ ایران و اسرائیل / باب‌المندب / انتخابات اسرائیل / فرمانده سنتکام / قیمت گازوئیل آمریکا / فرمانده ارتش اسرائیل / هزینه اقتصادی جنگ / آمریکا و کشورهای عربی / ائتلاف نظامی آمریکا اسرائیل / امنیت کشتیرانی در هرمز / نشست فرماندهان نظامی آمریکا و اسرائیل / نشست محرمانه آلمان