در دویستمین شب از تجمعات مردمی باید دانست که خیابان دیگر فقط محل ابراز احساسات نیست؛ بخشی از معماری تابآوری ملی است. همانگونه که از نیروهای نظامی انتظار انضباط میرود و از دیپلماسی انتظار عقلانیت، از خیابان نیز باید انتظار اخلاق وحدت داشت. شاید مهمترین شعار دویستمین شب، نه شعاری سیاسی، بلکه یک اصل راهبردی باشد: خیابان هرچه ملیتر، ایران تابآورتر.
نورنیوز - گروه سیاسی: تجمعات شبانه مردم در حمایت از استقلال و تمامیت ارضی ایران و مقاومت در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل، به دویستمین شب خود رسید. این زنجیره انسانی دفاع ملی را بیش از هرچیز باید نشانه تداوم یکی از مهمترین سرمایههای ایران در جنگی دانست که فقط برای اشغال سرزمین نیست، بلکه جنگ فرسایش ارادهها و تابآوری جامعه است. در این نبرد، میدان تنها آسمان و دریا و مرزها نیست؛ خیابان نیز بخشی از میدان است. خیابانی که در ماههای گذشته نشان داد میتواند از یک فضای اجتماعی به یک ظرفیت امنیت ملی تبدیل شود؛ جایی که مردم، فارغ از تفاوتهای سیاسی و اجتماعی، دفاع از ایران را به یک امر عمومی و ملی بدل کردند.
این تجربه، بی گمان یکی از مهمترین دستاوردهای روزهای جنگ است. اگر قدرت نظامی، امنیت مرزها را حفظ کرد و دیپلماسی، مسیر مدیریت بحران را گشود، خیابان سرمایهای ساخت که بدون آن هیچیک از دو رکن دیگر دوام نمیآورد: اعتماد و حضور مردم. به بیان دیگر، تجمعات شبانه، به زرادخانه ای برای تولید و انباشت تاب آوری اجتماعی تبدیل شد.
اما سرمایه اجتماعی، همانقدر که دشوار به دست میآید، میتواند به آسانی فرسوده شود. دویستمین شب تجمعات، بیش از آنکه فرصتی برای شمارش شبها باشد، زمانی برای اندیشیدن به کیفیت این حضور است؛ به چیزی که میتوان آن را «اخلاق تجمعات» نامید.
خیابان؛ جبهه تابآوری اجتماعی
در ادبیات امنیت ملی امروز، تابآوری یعنی توان جامعه برای حفظ انسجام، امید و کارکرد طبیعی خود در برابر فشارهای ممتد. جنگ ایران و آمریکا، در ماههای اخیر، دقیقاً چنین صورتی پیدا کرده است؛ جنگی که همزمان از ابزار نظامی، عملیات روانی، فشار اقتصادی، رسانه و تحریم استفاده میکند تا جامعه را خسته و پراکنده کند.
در چنین شرایطی، حضور مردم در خیابان فقط یک تجمع یا مراسم یا مناسک نیست؛ اعلام این پیام است که جامعه هنوز ایستاده است. هر شب که خیابان پر میشود، بخشی از پروژه ناامیدسازی و انزوای اجتماعی شکست میخورد. خیابان در این معنا، تولیدکننده امید عمومی است؛ امیدی که از کنار هم بودن مردم زاده میشود، نه فقط از شعارها.
دقیقاً به همین دلیل است که خیابان باید ملی بماند. زیرا تابآوری اجتماعی زمانی تقویت میشود که هر شهروند احساس کند این میدان متعلق به او نیز هست؛ حتی اگر در بسیاری از مسائل سیاسی با دیگران اختلاف نظر داشته باشد.
از سوی دیگر، هر حرکت اجتماعی، اگر بخواهد پایدار بماند، ناگزیر به تولید قواعد اخلاقی خود است. تجمعات مردمی نیز از این قاعده مستثنا نیستند. «اخلاق تجمعات»، مجموعهای از رفتارها هستند که دایره حضور را بزرگتر می کند، نه کوچکتر.
نخستین اصل این اخلاق، پرهیز از طرد است. خیابان ملی، خیابانی نیست که از مردم درباره سلیقه سیاسی، پوشش، سبک زندگی یا رأی انتخاباتیشان پرسش کند. تجربه روزهای جنگ نشان داد کسانی کنار هم ایستادند که شاید در شرایط عادی در بسیاری از موضوعات با یکدیگر اختلاف داشتند، اما بر سر ایران اشتراک داشتند. اگر خیابان به میدان داوری و حذف تبدیل شود، نخستین قربانی آن خود تابآوری ملی خواهد بود.
اصل دوم، پرهیز از مصادره خیابان است. هیچ جریان، حزب یا گروهی نباید این تصور را ایجاد کند که خیابان ملک سیاسی اوست. خیابانی که به نام یک گروه شناخته شود، بخشی از مردم را از خود دور میکند. در مقابل، خیابانی که پرچم مشترک آن ایران باشد، امکان حضور سلایق مختلف را حفظ میکند.
اصل سوم، پرهیز از خشونت کلامی و نمادین است. گاهی یک شعار، یک رفتار یا حتی یک پلاکارد میتواند اثر اجتماعی صدها حضور صمیمانه را از میان ببرد. مسئله فقط توهین یا نفرتپراکنی نیست؛ هر نشانهای که احساس تعلق گروهی از مردم را مخدوش کند، هزینهای برای سرمایه اجتماعی کشور ایجاد میکند.
خیابان، عاملی دعوتکننده ، نه دفعکننده
جنگ فرسایشی دقیقاً روی ریزش نیروها حساب میکند. هدف عملیات روانی دشمن، خالی کردن میدان از مردم است؛ نه الزاماً با ترس، بلکه با خستگی، دلزدگی و احساس بیگانگی.بنابراین معیار موفقیت تجمعات فقط تعداد حاضران امروز نیست؛ این است که آیا فردا افراد بیشتری احساس انگیزه برای آمدن خواهند کرد یا نه.اگر خانوادهها احساس امنیت و احترام کنند، اگر جوانان احساس کنند صدایشان شنیده میشود، اگر زنان، سالمندان، کودکان و اقوام مختلف خود را بخشی از این میدان بدانند، خیابان هر شب گستردهتر خواهد شد. اما اگر تجربه حضور با تحقیر، انحصارطلبی یا رفتارهای تند همراه شود، فرسایش از درون آغاز میشود؛ همان چیزی که دشمن بیرونی به دنبال آن است.
اخلاق تجمعات، در واقع سیاست افزایش مشارکت است؛ سیاستی که میداند قدرت ملی با افزودن مردم ساخته میشود، نه با کم کردن آنان.
رسیدن به دویستمین شب، ارزشمند است؛ اما مهمتر از دوام زمانی، دوام اجتماعی این حرکت است. ایران هنوز در میانه یک نبرد طولانی برای حفظ ثبات، اقتصاد، امید و امنیت خود قرار دارد. چنین نبردی بیش از هر چیز به جامعهای نیاز دارد که بتواند کنار هم بایستد.
امروز خیابان دیگر فقط محل ابراز احساسات نیست؛ بخشی از معماری تابآوری ملی است. همانگونه که از نیروهای نظامی انتظار انضباط میرود و از دیپلماسی انتظار عقلانیت، از خیابان نیز باید انتظار اخلاق وحدت داشت. شاید مهمترین شعار دویستمین شب، نه شعاری سیاسی، بلکه یک اصل راهبردی باشد: خیابان هرچه ملیتر، ایران تابآورتر.
حفظ این سرمایه، وظیفه همه کسانی است که به خیابان میآیند؛ زیرا در جنگ تابآوری، گاهی یک رفتار مسئولانه میتواند به اندازه یک پیروزی در میدان، از قدرت ملی محافظت کند.