آنچه در روزهای اخیر در یمن رخ می دهد، فراتر از یک تحول نظامی میان انصارالله و نیروهای وابسته به عربستان سعودی است. شکست سنگین این نیروها، پیشروی انصارالله در نوار ساحلی غرب یمن، آزادسازی مخا و تعز و سرانجام استقرار نیروهای یمنی در جزیره میون (پریم) در دهانه بابالمندب را باید سرآغاز فصل تازهای در معادلات منطقه دانست؛
نورنیوز-گروه بین الملل: آنچه در روزهای اخیر در یمن رخ می دهد، فراتر از یک تحول نظامی میان انصارالله و نیروهای وابسته به عربستان سعودی است. شکست سنگین این نیروها، پیشروی انصارالله در نوار ساحلی غرب یمن، آزادسازی مخا و تعز و سرانجام استقرار نیروهای یمنی در جزیره میون (پریم) در دهانه بابالمندب را باید سرآغاز فصل تازهای در معادلات منطقه دانست؛ تحولی که آثار آن میتواند بسیار فراتر از مرزهای یمن گسترش یابد . این تحولات باید با همه جزئیاتش در محافل نظامی منطقه مورد بررسی دقیق قرار گیرد. آنچه اتفاق افتاد، برای بسیاری به یک معما و برای یمنیها به یک معجزه شبیه است.
عربستان سعودی شروع کرد. آنها ابتدا محاصره یمن را تشدید و فرودگاه صنعا را بمباران و سپس سلسله عملیات نظامی گستردهای را برای سقوط صنعا و نابودی انصارالله طراحی کردند. جنگ در استان جوف آغاز شد و پس از آن، حدود ۲۷ تیپ نظامی که نزدیک به ۷۰ هزار افسر و سرباز بودند، برای حرکت در امتداد ساحل غربی به سمت شمال، تصرف بندر حدیده و محاصره صنعا و صعده مستقر شدند.
اما آنچه در میدان نبرد رخ داد، برخلاف تمام این محاسبات بود. انصارالله با انجام عملیات پیشگیرانه، نیروهای سعودی را در استان جوف شکست داد و سپس با شعار قرآنی «والله أشد بأساً وأشد تنکیلاً» پیشروی خود را در امتداد نوار ساحلی آغاز کرد. نیروهای وابسته به عربستان که تا دندان مسلح بودند به شکلی غیرمنتظره شکست خورده و پراکنده شدند. از میان آن ۷۰ هزار نفر، حدود ۳۰ هزار نفر عقبنشینی یا فرار کردند، سه هزار نفر به اسارت انصارالله درآمدند و حدود ۳۵ هزار نفر نیز با استفاده از عفو عمومی اعلامشده از سوی نیروهای صنعا، سلاحهای خود را زمین گذاشته و تسلیم شدند.
ابعاد وعلل این شکست، یک معما و به اندازهای است که گفته میشود کمیتهای ویژه در عربستان سرگرم بررسی علل آن است. یمنیها اما برای توضیح این معما دلایل مادی ندارند و آن را با مفاهیم دیگری توضیح میدهند و آیات قرآن کریم را تکرار میکنند که: «وما رمیت إذ رمیت ولکن الله رمی» (این تونبودی که شلیک کردی بلکه خدا شلیک کرد) یا «وقذف فی قلوبهم الرعب» (و ترس را در دلهایشان افکند) یا «فریقاً تقتلون وتأسرون فریقاً» (بخشی از آنها را بکشید و بخشی دیگر را اسیر کنید) و سرانجام «وما النصر إلا من عندالله العزیز الحکیم» (پیروزی فقط از سوی خدای عزیز و حکیم است.) آنان همچنین اسامی ۴۵ نفر از فرماندهان نیروهای وابسته به عربستان، از سرتیپ تا افسران ردههای پایینتر را که در این نبرد کشته شدهاند، اعلام کردهاند .
نیروهای انصارالله طی هشت شبانهروز، از ۱۲ تا ۲۰ شهریور بی وقفه جنگیدند و سرانجام پس از تسلط بر نوار ساحلی، در جزیره میون در دهانه بابالمندب مستقر شدند. به این ترتیب، بابالمندب و دریای سرخ وارد مرحله تازهای از معادلات نظامی و ژئوپلیتیک شدند.در این میان، موضع آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز قابل توجه است. گفته میشود محمد بنسلمان دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و خواستار دخالت نیروی هوایی آمریکا برای بمباران نیروهای انصارالله شد، اما ترامپ این درخواست را نپذیرفت. رژیم صهیونیستی نیز حاضر نشد به کمک سعودی بیاید و اعلام کرد فعلاً یمن در اولویت آن نیست و تمرکز اصلیاش بر لبنان، کرانه باختری و غزه است. اعضای پیمان مکه نیز جز صدور بیانیههای محکومیت علیه یمن، اقدام عملی دیگری انجام ندادند. البته ترکیه تعدادی از نیروهای تکفیری تحت فرمان جولانی در سوریه را برای کمک به سعودی اعزام کرد.
اکنون معادله در یمن تغییر کرده است. انصارالله از یک سو راه عدن به تعز را سد کرده و از سوی دیگر در حال پیشروی به سوی شهر نفتخیز مأرب است؛ شهری مهم که نیروهای وابسته به عربستان نیز در حال عقبنشینی از آن هستند و احتمالا تا زمان انتشار این یادداشت، مأرب نیز سقوط کرده باشد. در سوی مقابل، ورود ژنرال «برَد کوپر» فرمانده سنتکام به ریاض نشان میدهد که عربستان هنوز از ادامه رویارویی منصرف نشده است. گفته میشود طرحی برای ورود صدها تانک و هواپیما از شمال به نوار ساحلی یمن در دست بررسی است. انصارالله البته فاقد نیروی زرهی و هوایی متعارف در ابعاد ارتش سعودی است، هرچند در جریان نبردهای اخیر تجهیزات نظامی و فنی راداری مهمی به غنیمت گرفته است. اما مزیت انصارالله در جای دیگری است: داشتن انگیزه و تصمیم قوی وتوانایی هدف قراردادن فرودگاهها و تأسیسات نفتی عربستان با موشک و ایجاد هزینه سنگین برای ادامه جنگ.
در اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود: عربستان سعودی از یمن چه میخواهد و چرا حاضر نیست دست از سر این کشور بردارد؟ یمنیها میگویند خواهان زندگی در کشور خود هستند و کاری به عربستان ندارند اما اکنون معادله جدیدی را مطرح میکنند: «محاصره در برابر محاصره». اگر عربستان به محاصره یمن ادامه دهد، یمن نیز میتواند عربستان را محاصره کند. اهمیت این تحول در همینجاست. یمن دیگر صرفاً یک پرونده داخلی یا حتی یک جنگ منطقهای نیست. استقرار انصارالله در دهانه بابالمندب، در کنار تحولات مربوط به تنگه هرمز، دو نقطه حساس ارتباطی و انرژی جهان را در یک معادله واحد قرار میدهد. هرمز در شرق و بابالمندب در غرب، دو گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی هستند و هرگونه اختلال جدی در این دو مسیر میتواند پیامدهایی بسیار فراتر از منطقه داشته باشد. به این ترتیب، تحولات اخیر یمن را نباید صرفاً به عنوان پیروزی یا شکست یک طرف در یک نبرد نظامی دید. آنچه در حال شکلگیری است، تغییر در هندسه بازدارندگی منطقه است. دو تنگه هرمز و بابالمندب اکنون بهگونهای به هم پیوند خوردهاند که در صورت ادامه حملات آمریکا و گسترش جنگ، میتوانند شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهند.این همان زلزله ای است که تحولات یمن در معادلات منطقه ایجاد کرده است.