بحث و جدل بر سر مسئولیت شکست هفتم اکتبر، بار دیگر در سپهر سیاسی اسرائیل بالا گرفته و تنشهای انتخاباتی را به اوج رسانده است. تحلیلگران بر این باورند که انتخابات پیشرو در 27 اکتبر، یک همهپرسی ملی در قبال بزرگترین ناکامی اطلاعاتی-امنیتی تاریخ این کشور و چگونگی عملکرد بنیامین نتانیاهو در پیش و پس از این بحران خواهد بود.
نورنیوز-گروه بین الملل: تنها دو هفته پس از آنکه نتانیاهو در ویدیوهای تبلیغاتی خود مدعی شد «اگر ارتش و شینبت مرا از خواب بیدار میکردند، همه چیز متفاوت میشد»، افشای جزئیات یک تماس تلفنی محرمانه، اسرائیل را با زلزلهای اطلاعاتی روبرو کرده است.
درست یک روز پس از آنکه سارا نتانیاهو با طرح یک «تئوری توطئه»، یائیر گولان (رهبر حزب دموکراتها) را متهم کرد که بهدلیل حضور زودهنگامش در محل درگیریهای هفتم اکتبر، از قبل در جریان حمله بوده است، بنیامین نتانیاهو نیز در اول سپتامبر، هجمه سنگینی را علیه فرماندهان نظامی و رؤسای دستگاههای اطلاعاتی آغاز کرد. او با سرزنش شدید مقامات امنیتی بابت بیدار نکردن او در ساعات پیش از حمله، مدعی شد: «نشانههای فراوانی وجود داشت؛ کاش مرا از خواب بیدار میکردند تا فوراً فرمان آمادهباش نیروی هوایی و بسیج همهجاننتانیاهوه ارتش را صادر کنم و با گشودن آتش به حصار مرزی، مانع فاجعه شوم». نتانیاهو ادعا کرد که رئیس ستاد ارتش، رئیس شاباک و فرمانده اطلاعات نظامی (آمان) از واکنش او بیم داشتند؛ چراکه با فرض مهار کامل حماس، نگران بودند هرگونه آمادهباش ارتش، خود به عاملی برای جرقه زدن یک جنگ واقعی تبدیل شود.
با این حال، نتانیاهو برای مهار پیامدهای این اظهارات، ساعاتی بعد با انتشار ویدئویی ادعا کرد که نه خودش و نه همسرش، مقامات امنیتی را به «خیانت» متهم نمیکنند، بلکه اقدام آنها را صرفاً یک «شکست» میدانند. این در حالی است که پسر بزرگش، یائیر، پیشتر علناً فرضیه «خیانت از درون» را مطرح کرده بود؛ موضوعی که نخستوزیر را ناچار کرد در برابر نمایندگان پارلمان اعتراف کند هرچند پیش از هفتم اکتبر «یک ناکامی اطلاعاتی بسیار جدی» رخ داده، اما ردپایی از خیانت در میان نبوده است.
هنوز جنجالِ نتانیاهو درباره «خواب بودن» در ساعات پیش از حمله فروکش نکرده بود که روز سهشنبه ۸سپتامبر (۱۷شهریور)، روزنامه هاآرتص با انتشار گزارشی مهم، اطلاعات مهمی را افشا نمود. این روزنامه فاش کرد که شیخ محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، در تماس تلفنی ۲۳سپتامبر ۲۰۲۳ (ده روز قبل از عملیات)، علناً به نتانیاهو هشدار داده بود یحیی السنوار در حال برنامهریزی برای یک عملیات بزرگ علیه اسرائیل است؛ هشداری که در آن تاکید شده بود این اقدام به خونریزی گسترده، بیثباتی منطقه و آسیب به توافقنامههای ابراهیم منجر خواهد شد. بنزاید از پاسخ نخستوزیر شگفتزده شد؛ چراکه نتانیاهو با اطمینان خاطر به او گفت: «اورشلیم بر غزه اشراف کامل دارد، تحرکات احتمالی حماس معطوف به کرانه باختری خواهد بود و اسرائیل برای هر سناریویی آمادگی دارد.» به گزارش هاآرتص، نخستوزیر اسرائیل نه تنها این هشدار را نادیده گرفت، بلکه از انتقال اطلاعات آن به مقامات ارشد امنیتی خود نیز خودداری کرد.
این افشاگری مستند به کتاب جدیدی تحت عنوان «گروگانها: ۸۴۳ روز رهاشدگی» (Hostages: ۸۴۳ Days of Abandonment) نوشته تحقیقی شلومی الدار و روت یووال است که بر اساس مصاحبه با دهها منبع آگاه، از جمله مقامات ارشد اسرائیلی و بینالمللی شکل گرفته است. دادهها نشان میدهد که سه مقام ارشد خارجی نیز در اواخر همان ماه سپتامبر ۲۰۲۳، از محتوای این تماس تلفنی ۴۵ دقیقهای باخبر شده بودند. بنا بر یافتههای این کتاب، رئیس دولت امارات از طریق کانالهای مرتبط با یحیی السنوار در جریان این تهدید قرار گرفته بود.
السنوار که در اواسط سال ۲۰۲۳ از بنبست در مذاکرات تبادل اسرا (آزادی زندانیان فلسطینی در قبال دو اسیر زنده و جسد دو سرباز اسرائیلی) به شدت ناامید شده بود، در اوایل سپتامبر ارتباط خود را با میانجیها قطع کرد. او همان زمان دو بار علناً هشدار داد که عواقب این بنبست، وقوع یک «غافلگیری بزرگ» و «زلزلهای سهمگین» خواهد بود. این پیام ابتدا از طریق یک مقام جنبش فتح به محمد دحلان (مشاور فلسطینی بنزاید) و سپس به رئیس امارات منتقل شد.
مقام فتح و دحلان اواسط سپتامبر این هشدار را مستقیماً به شاباک منتقل کردند، اما مقامات امنیتی اسرائیل آن را به عنوان یک سناریوی حمله جدی از غزه تلقی ننمودند و واکنشی نشان ندادند. بنزاید که از این بیتفاوتی نگران شده بود، در تماس مستقیم با نتانیاهو هشدار داد که السنوار برای یک رویداد بزرگ آماده میشود. او همزمان توصیه کرد که برای مهار بحران، راهحلهای اقتصادی برای غزه در نظر گرفته شود و اوضاع کرانه باختری آرام گردد. با این حال، نتانیاهو ترجیح داد این هشدار و توصیه را به طور کامل نادیده بگیرد.
دفتر نتانیاهو بلافاصله این گزارش را «دروغ محض» خواند و اعلام کرد که نخستوزیر پیش از حمله اکتبر، هیچگونه هشداری از سوی امارات دریافت نکرده است.
در این میان، ابوظبی رویکردی دوپهلو اتخاذ کرد؛ در حالی که امارات از تأیید یا تکذیب مستقیم این گفتگوی تلفنی خودداری نمود، وزارت امور خارجه امارات با صدور بیانیهای معنادار به «خطوط ارتباطی باز و مستقیم» با اسرائیل از زمان آغاز روابط دو کشور اشاره کرد که از طریق آنها «تمام اطلاعات امنیتی لازم در زمان مقتضی منتقل شده و همچنان منتقل میشود.» ناظران سیاسی این «عدم تکذیب» از سوی امارات را معنادار تلقی کردند.
امارات دومین کشور عربی است که گزارشها نشان میدهند پیش از هفتم اکتبر، هشدارهای مستقیمی را به نتانیاهو داده بود. پیش از این، سمدار پری، روزنامهنگار باسابقه، تنها دو روز پس از وقوع عملیات در روزنامه «یدیعوت آحارانوت»، جزئیات مهمی از اخطار جدی یک مقام ارشد امنیتی قاهره به نخستوزیر اسرائیل را فاش کرد. بنا بر گزارشهای منتشر شده، مقامات اطلاعاتی مصر اعلام کردند که اسرائیل هشدارهای مکرر آنها را نادیده گرفته است؛ هشدارهایی که شاخصترین آنها، تماس مستقیم عباس کامل، رئیس سازمان اطلاعات مصر، با نتانیاهو درست ۱۰ روز پیش از عملیات حماس بود. عباس کامل در این گفتگو صراحتاً اخطار داده بود که حماس در حال تدارک «یک اقدام بسیار بزرگ و بیسابقه» است. وبسایت «واینت» نیز چند روز پس از عملیات، جزئیات این مکالمه را فاش کرد و نتانیاهو بلافاصله آن را تکذیب نمود.
در همین راستا، یک مقام ارشد شاباک اظهار داشت: «اگر ما در جریان هشدارهای سطح بالای سیاسی قرار گرفته بودیم، این احتمال به طور جدی وجود داشت که به پیامها و نشانههای اولیهای که از سوی السنوار به دستمان رسیده بود، با حساسیت و دقت بسیار بیشتری توجه کنیم.»
افشاگری هاآرتص واکنشهای زیادی در سطوح بالا برانگیخت؛ از جمله گادی آیزنکوت، نفتالی بنت، آویگدور لیبرمن و یائیر گولان، چهار چهره مخالف کابینه نتانیاهو با گرایشهای سیاسی متفاوت، از راست تا جریانهای میانه و چپ، در بیانیهای مشترک خواستار انجام تحقیقات فوری و عمیق درباره اطلاعاتی شدند که گفته میشود نتانیاهو پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ دریافت کرده بود، اما نهادهای امنیتی از آن مطلع نشده بودند. این چهار نفر تأکید کردند که افکار عمومی حق دارد بداند نتانیاهو چه اطلاعاتی در اختیار داشته؟ چه زمانی از آنها مطلع شده؟ چرا نهادهای امنیتی را در جریان قرار نداده؟ و چرا برای حفاظت از شهروندان اقدام نکرده است؟ آنها اعلام کردند نتانیاهو و شرکای او در «کابینه ۷ اکتبر»، صلاحیت ادامه تصدی سمتهای خود را ندارند.
این چهار نفر در اظهارات جداگانه نیز واکنش نشان دادند. آیزنکوت در X نوشت: «نتانیاهو دهها هشدار در مورد ۷ اکتبر دریافت کرد و همه آنها را نادیده گرفت.» او در بیانیهای ویدیویی هم گفت: این «اطلاعاتی بود که میتوانست مسیر کل یک کشور را تغییر دهد و جان هزاران کشته و هزاران زخمی را از نظر جسمی و روحی نجات دهد.»
نفتالی بنت، نخستوزیر سابق، نتانیاهو را متهم کرده با دروغپراکنی و تبدیل نیروهای امنیتی به «دشمن» تلاش میکند از مسئولیت مستقیم خود در قبال حمله ۷ اکتبر فرار کند.
آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسبق با تکیه بر آماری تکاندهنده گفت که نتانیاهو کسی است که باعث شد بیش از ۲۰۰۰ نظامی و غیرنظامی از هفتم اکتبر کشته شوند و بیش از ۲۶ هزار نظامی مصدوم از نظر روحی و جسمی، از وزارت دفاع درخواست دریافت کمک و درمان کنند.
یائیر گولان، رهبر حزب دموکرات هم در X نوشت که «نتانیاهو نامناسب و فاقد مشروعیت است. جای او به خاطر جنایاتش علیه کشور اسرائیل در زندان است...»
در پاسخ به این هجمههای سنگین، نتانیاهو رسماً وارد فاز تهاجمی شد و اعلام کرد به تیم حقوقی خود دستور داده تا علیه روزنامه هاآرتص و نویسندگان کتاب به جرم افترا شکایت کنند. او خواستار آغاز فوری تحقیقات جنایی درباره این گزارش شد و در حساب کاربری خود درX نوشت: «این یک افترای شوم با زمانبندی سیاسی کاملاً مشخص و بخشی از کمپین انتخاباتی جریان چپ است». وی با پافشاری بر روایت قبلی خود مدعی شد که اگر رؤسای امنیتی تنها چند ساعت پیش از یورش، او را از نشانههای تحرکات حماس مطلع میکردند، جلوگیری از آن کاملاً امکانپذیر بود. همزمان، نخستوزیر اسرائیل بیانیه تندی از سوی حزب «لیکود»، منتشر کرد که ابعاد این تقابل سیاسی را وارد مرحله امنیتی کرد. در این بیانیه، لیکود خواستار گشایش یک پرونده جنایی علیه این دو روزنامهنگار، روزنامه هاآرتص، همچنین یائیر گولان و حزب دموکراتها شد. لیکود مخالفان خود را به «تلاش برای اخلال در انتخابات از طریق همدستی با نهادهای خارجی» متهم کرد.
شواهد نشان میدهد که نتانیاهو و لیکود با استراتژیِ فرار از مسئولیتِ شکست استراتژیک و اطلاعاتی هفتم اکتبر، با تکیه بر تئوری توطئه و طرح اتهاماتی نظیر «کارشکنی و خیانت از درون»، تلاش میکنند افکار عمومی را از ناکارآمدی ساختاری کابینه منحرف کرده، بحران ملیِ موجود را به یک دوقطبیِ حزبی میان راست و چپ تبدیل کنند؛ تاکتیکی که هدف آن، تبدیلِ پاشنه آشیلِ نتانیاهو به ابزاری برای بقای سیاسی در انتخابات ۲۷ اکتبر است.
در نهایت، بازخوانی تحولات منتهی به هفتم اکتبر پرده از یک پارادوکس بزرگ در دکترین امنیتی اسرائیل برمیدارد. در آن مقطع، ارزیابی کلان حاکم این بود که حماس با مشوقهای مالی، پولهای قطر، افزایش مجوزهای کار برای غزه و تسهیلات اقتصادی کاملاً مهار شده، قابل مدیریت و تحت کنترل است. از سوی دیگر، نتانیاهو که خود را روی یک دستاورد تاریخی، یعنی نهایی کردن پیمان صلح با عربستان سعودی، متمرکز کرده بود، از تنشآفرینی که مخل این فرصت دیپلماتیک باشد، پرهیز میکرد.
از همین رو، او به مقامات امنیتی و اطلاعاتی دستور داده بود تا اولویت اصلی خود را بر «تنشزدایی» و حفظ آرامش با غزه قرار دهند و با تزریق کمکهای مالی، حماس را آرام نگه دارند. با این حال، او به طور همزمان اصرار داشت تا آمادگی عملیاتی ارتش برای ترورهای هدفمند رهبران حماس (که پیشتر توسط نهادهای امنیتی توصیه شده بود) حفظ شود. نتانیاهو پس از هفتم اکتبر، با چرخشی آشکار مدعی شد که این نهادهای نظامی و اطلاعاتی بودند که سیاست «آرامش در برابر پول» را به کابینه تحمیل کردند و هیچ هشداری درباره تهاجم حماس ارائه ندادند و تلاش کرد خود را طرفدار رویکرد تهاجمی علیه حماس جلوه دهد. فرجام افشاگریهای اخیر، انتخابات ۲۷ اکتبر را از یک رقابت سیاسی ساده برای تصاحب کرسیهای کنست، به یک محکمه و همهپرسی بزرگ درباره بزرگترین شکست اطلاعاتی تاریخ اسرائیل و میزان دروغگویی شخص نخستوزیر تبدیل کرده است.