وعده پرداخت 5 هزار دلار به هر شهروند آمریکایی، همزمان با ادعای پایان جنگ ایران پس از انتخابات، بیش از یک شعار انتخاباتی است؛ نشانهای از فشارهای اقتصادی و سیاسی واشنگتن و دشواری پنهانکردن هزینههای جنگ و شکست راهبردهای ضدایرانی.
نورنیوز-گروه بینالملل: دونالد ترامپ که طی ماههای گذشته کوشیده است با انتشار تصاویر و ویدئوهای پرزرقوبرق، بهرهگیری از هوش مصنوعی و جلوههای ویژه هالیوودی، تصویری از قدرت و پیروزی به نمایش بگذارد، در یک گردهمایی انتخاباتی در دالاس وعدهای کمسابقه مطرح کرده است: در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا، به هر شهروند بزرگسال آمریکایی ۵ هزار دلار بهعنوان سود سهام پرداخت خواهد کرد.
این وعده، بیش از آنکه یک شعار انتخاباتی باشد، پرده از واقعیتی عمیقتر برمیدارد؛ واقعیتی که از یک سو شکاف میان ادعای دموکراسی آمریکایی و عملکرد سیاسی آن را آشکار میکند و از سوی دیگر، ابعاد پیامدهای سیاسی، اقتصادی و نظامی جنگافروزی علیه ایران را برای واشنگتن نمایان میسازد؛ پیامدهایی که خود میتواند نشانهای از فاصله میان ادعاهای ترامپ درباره «پیروزی» بر تهران و واقعیتهای میدان باشد.
وقتی رأی مردم به عدد ۵ هزار دلار تقلیل مییابد
آمریکا در حالی سالها با ادعای دفاع از دموکراسی و صیانت از آرای مردم در امور داخلی دیگر کشورها مداخله کرده و حتی تحریمهایی گسترده وضع کرده است که وعده پرداخت ۵ هزار دلار در یک تریبون رسمی انتخاباتی، تصویری متفاوت از واقعیت سیاسی این کشور ارائه میدهد.
همزمانی این وعده با اقدامات ترامپ علیه رأیگیری الکترونیکی و پستی، بر دامنه این تناقض میافزاید. هنگامی که عالیترین مقام اجرایی آمریکا برای حفظ اکثریت سیاسی خود، مستقیماً منافع مالی رأیدهندگان را به پیروزی انتخاباتی گره میزند، این پرسش جدی شکل میگیرد که مرز میان «اقناع انتخاباتی» و «خرید رضایت سیاسی» کجاست؟
از سوی دیگر، چنین وعدهای میتواند نشانهای از دشواریهای سیاسی دولت ترامپ و جمهوریخواهان باشد؛ دولتی که وعده ساختن آمریکایی مرفهتر و قدرتمندتر را مطرح کرده بود، اما اکنون برای مدیریت افکار عمومی به مشوقهای نقدی متوسل میشود.
وعدهدرمانی زیر آوار واقعیتهای اقتصادی
وعده ۵ هزار دلاری ترامپ تنها یک شعار انتخاباتی نیست؛ میتوان آن را نشانهای از تلاش برای پوشاندن فشارهای اقتصادی و پیامدهای جنگ دانست. ترامپ طی ماههای گذشته بارها از شکست ایران، تضعیف تهران و مدیریت تنگه هرمز سخن گفته، اما همزمان تحولات بازار انرژی و اقتصاد جهانی تصویری متفاوت ترسیم میکند.
افزایش قیمت گازوئیل در آمریکا به بیش از ۶ دلار در هر گالن، نزدیک شدن قیمت نفت به کانال ۱۱۰ دلار و رسیدن قیمت گاز در اروپا به محدوده ۸۰ دلار، در کنار آشفتگی بازارهای مالی غرب، نشان میدهد که اقتصاد با تصاویر تبلیغاتی اداره نمیشود و بازار بیش از وعدهها، واقعیتهای میدان را میسنجد.
هزینه وعده ۵ هزار دلاری برای شهروندان بزرگسال آمریکایی نیز حدود یک تریلیون دلار برآورد میشود؛ رقمی که در برابر بدهی ملی حدود ۴۰ تریلیون دلاری آمریکا، پرسشهای جدی درباره امکان اجرای آن ایجاد میکند.
پایان جنگ روی کاغذ؛ آغاز باتلاق در میدان
ترامپ همزمان مدعی شده است جنگ با ایران «بلافاصله پس از انتخابات» پایان خواهد یافت؛ اما مجموعه تحولات میدانی و سیاسی، این ادعا را با پرسشهای جدی مواجه میکند.
تکرار تهدیدهای هستهای، تلاش برای تصویب قطعنامه علیه فعالیت هستهای ایران، شکار زیردریایی بدون سرنشین آمریکایی، انهدام شمپاد آمریکا در تنگه هرمز، اذعان فرماندهان نظامی آمریکا به آسیبدیدن پایگاههای این کشور در منطقه تا اردن و تغییر رویکرد ایران از پاسخ متناسب به پاسخ سنگین، سریع و دردآور، همگی نشان میدهند که تصویر «نابودی ایران» با واقعیتهای میدان فاصله دارد.
از این منظر، تلاش ترامپ برای خرید زمان تا انتخابات میاندورهای را میتوان نشانهای از گرفتارشدن واشنگتن در جنگی دانست که خروج از آن بهسادگی امکانپذیر نیست؛ جنگی که قرار بود برگ برنده انتخاباتی ترامپ باشد، اما اکنون میتواند به کابوسی برای او و جمهوریخواهان تبدیل شود.
پایان جنگ را واشنگتن تعیین نمیکند
ترامپ میکوشد با ضعیفنمایی ایران، وعده ۵ هزار دلاری و پیوندزدن سرنوشت جنگ به انتخابات میاندورهای، بحران را مدیریت کند؛ اما واقعیت آن است که پایان این جنگ نه با تبلیغات انتخاباتی، بلکه با شرایط میدان و شروط ایران تعیین خواهد شد.
این شروط شامل توقف کامل جنگ و تهدید، خروج ارتش اسرائیل از لبنان، رفع محاصره یمن، آزادی ۲۴ میلیارد دلار دارایی ایران و عدم مداخله در توان هستهای و موشکی کشور است.
ترامپ دیگر نمیتواند با فیلمهای هالیوودی، وعدههای توخالی و حتی پرداخت ۵ هزار دلار ، هزینههای سنگین جنگ را از سفره مردم آمریکا پنهان کند. راه پایان این بحران، نه خرید زمان و نه خرید رأی، بلکه پذیرش واقعیتهای میدان و پایان یکجانبهگرایی آمریکاست.
تنگه هرمز با تصمیم ایران مدیریت میشود؛ نه با جلوههای ویژه هالیوودی و نه با وعده ۵ هزار دلاری ترامپ.