نورنیوز https://nournews.ir/n/344566
کد خبر: 344566
18 شهریور 1405
نورنیوز بررسی می‌کند

آمریکا امنیت‌فروشی کرد؛ غرب آسیا حالا خریدار ندارد


سخنان لاوروف درباره احتمال پیوستن ایران به توافق مکه، از تغییر تدریجی معادلات امنیتی غرب آسیا حکایت دارد؛ تحولی که با تکیه بر ظرفیت‌های بومی، استقلال منطقه‌ای و همکاری ایران، چین و روسیه، می‌تواند مسیر نظم امنیتی جدیدی را در منطقه هموار کند.

نورنیوز-گروه بین الملل: توهمات جاه‌طلبانه ترامپ برای سلطه بر مناطق ژئوپلیتیک و منابع انرژی جهان، غرب آسیا را در گرداب بحران‌های پی‌درپی فرو برده است؛ اما در سوی دیگر، واقعیت‌های میدانی از افول هژمونی امنیتی آمریکا و ظهور ظرفیت‌های بومی برای بازتعریف معادلات منطقه حکایت دارد. در همین چارچوب، سخنان قابل تأمل سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، درباره احتمال پیوستن ایران به «توافق مکه» میان پاکستان، ترکیه و عربستان، واجد معنایی فراتر از یک پیشنهاد دیپلماتیک است.
لاوروف اعلام کرده است که مسکو پیوستن ایران به این سازوکار را «گامی در جهت درست» می‌داند و افزوده است که مشارکت احتمالی الجزایر نیز می‌تواند تأثیری مثبت داشته باشد. از نگاه او، توافق بر سر شرایط مشارکت ایران، می‌تواند عملی‌ترین گام در مسیری باشد که روسیه از پیش در طراحی ترتیبات منطقه‌ای مدنظر داشته است. اهمیت این موضع، هنگامی آشکارتر می‌شود که در پرتو همگرایی فزاینده روسیه با ایران و کشورهای عربی و همچنین عضویت برخی از این کشورها در بریکس بررسی شود.

جنگ رمضان؛ لحظه فروپاشی چتر امنیتی آمریکا

سخنان لاوروف درباره تغییر نگرش کشورهای منطقه نسبت به چتر امنیتی آمریکا، بیش از آنکه یک برداشت نظری باشد، بازتاب واقعیت‌های میدانی جنگ رمضان است. آمریکا که سال‌ها امنیت‌فروشی را ستون نفوذ خود در غرب آسیا قرار داده بود، در میدان نبرد نشان داد حتی از تأمین امنیت پایگاه‌ها و نیروهای خود نیز ناتوان است؛ ماجرای ناو آبراهام لینکلن تنها یکی از نمودهای این واقعیت بود.
جنگ رمضان همچنین بار دیگر آشکار کرد که اولویت نخست واشنگتن، تأمین امنیت رژیم صهیونیستی است و دیگر بازیگران منطقه‌ای در محاسبات راهبردی آمریکا جایگاهی ثانویه دارند. از این منظر، تجربه میدان یک پیام روشن برای منطقه داشت: امنیت پایدار نه از مسیر اتکا به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بلکه از مسیر ایستادگی، همکاری منطقه‌ای و پایان دادن به مداخلات خارجی قابل تحقق است. ابتکار عمل ایران در تنگه هرمز نیز در همین چارچوب، یکی از مؤثرترین نمودهای ظرفیت بومی برای تغییر معادلات امنیتی منطقه بود.
نشانه‌های این تغییر نگرش را می‌توان در توافق امنیتی پاکستان، ترکیه و عربستان و نیز مواضع قطر درباره ناکافی بودن اتکا به امنیت آمریکایی مشاهده کرد؛ تحولاتی که از شکل‌گیری تدریجی یک ادراک امنیتی تازه در غرب آسیا حکایت دارد.

ایران؛ از ابتکار صلح هرمز تا معماری بومی امنیت

پیشنهاد لاوروف درباره مشارکت ایران در توافق مکه را نباید به معنای درخواست برای تغییر ماهیت سیاست‌های ایران یا قرار گرفتن تهران در چارچوب اهداف ساختاری این پیمان تلقی کرد؛ بلکه می‌توان آن را در امتداد ایده‌ای دانست که ایران سال‌هاست بر آن تأکید دارد: امنیت منطقه باید توسط خود کشورهای منطقه ساخته شود.
ابتکار «صلح هرمز» و بیش از چهار دهه میزبانی کنفرانس وحدت اسلامی، نمونه‌هایی از همین رویکرد است؛ رویکردی که امنیت را نه محصول حضور قدرت‌های خارجی، بلکه نتیجه گفت‌وگو، همگرایی و مسئولیت‌پذیری بازیگران بومی می‌داند. این نگاه همچنان در سیاست منطقه‌ای ایران استمرار دارد؛ چنان‌که مواضع رئیس‌جمهور پزشکیان در نشست شانگهای و سخنان قالیباف، نماینده ویژه ایران در امور چین، درباره استقبال تهران از ایده چین برای ایجاد معماری امنیتی جدید در منطقه، بر ضرورت رقم خوردن آینده منطقه به دست کشورهای خود آن تأکید دارد.

غرب آسیا؛ گره‌گاه نظم جهانی آینده

سخنان لاوروف را نمی‌توان صرفاً در چارچوب امنیت منطقه‌ای ارزیابی کرد؛ این اظهارات در سطحی وسیع‌تر، بخشی از منازعه بر سر شکل‌گیری نظم نوین جهانی است. مواضع چین و روسیه در اجلاس شانگهای درباره تقویت نظم چندجانبه‌گرا و تأکید شی جین‌پینگ در گفت‌وگو با عبدالفتاح السیسی بر ضرورت رهایی منطقه از قیمومیت امنیتی آمریکا، نشان می‌دهد ایده واگذاری سرنوشت غرب آسیا به مردم و دولت‌های این منطقه، به تدریج به یک گفتمان مهم در نظم در حال ظهور جهانی تبدیل می‌شود.
غرب آسیا به دلیل منابع عظیم انرژی و موقعیت ژئوپلیتیک استثنایی، همواره نقشی تعیین‌کننده در معادلات تمدنی و جهانی داشته است. بسیاری از منازعات بزرگ نیز به این منطقه تحمیل شده‌اند. ازاین‌رو، هیچ نظم جهانی جدیدی بدون تعیین تکلیف جایگاه غرب آسیا شکل نخواهد گرفت؛ به‌ویژه آنکه امروز رویارویی میان یک‌جانبه‌گرایی غربی و نظم چندجانبه‌گرا، بخش مهمی از خود را در همین جغرافیا به نمایش گذاشته است.

استقلال؛ پیش‌شرط عبور از امنیت تحمیلی

تحقق معماری بومی امنیت، پیش از هر چیز به استقلال عملی کشورهای منطقه در برابر فشارها و تحمیل‌های آمریکا نیاز دارد. جمع‌آوری پایگاه‌های نظامی بیگانگان، مقابله یکپارچه با تجاوزگری رژیم صهیونیستی، حمایت از نقش محوری ایران در تأمین امنیت خلیج فارس، اخراج نیروهای فرامنطقه‌ای و گسترش پیوند میان بازیگران نظم نوین در قالب مجموعه‌هایی همچون بریکس و شانگهای، می‌تواند مسیر این تحول را هموار کند.
در این میان، نخستین گام، پایان دادن به حمایت‌های آشکار و پنهان از تجاوزگری آمریکا علیه ایران است؛ اقدامی که می‌تواند نقطه آغاز اعتمادسازی میان کشورهای منطقه و زمینه‌ساز شکل‌گیری وحدتی راهبردی برای بومی‌سازی امنیت باشد. غرب آسیا در حال عبور از دوره‌ای است که امنیتش را دیگران تعریف می‌کردند؛ آینده این منطقه زمانی رقم خواهد خورد که صاحبان واقعی آن، خود درباره امنیت، ثبات و سرنوشت خویش تصمیم بگیرند.
 


سرویس: بین الملل
کلید واژگان: ایران / آمریکا / ترامپ / روسیه / چین / خلیج فارس / امنیت منطقه / نظم نوین جهانی